***نسیم معرفت***
*** اَقسام حَیات از نظر قرآن +استاد حجت الاسلام محسن قرائتی کاشانی
اسلام براى انسانها چند نوع حیات را ترسیم مىکند :
1. حیات دنیا. «زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا» «1» + [وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى : و هرگز به متاعى که ما به گروهى از آنها دادهایم، چشم مدوز که (این) شکوفه و جلوهى زندگى دنیاست (و ما مىخواهیم) تا آنها را در آن بیازماییم و (به یقین) روزىِ پروردگارت بهتر و پایدارتر است. «سوره طه آیه 131»] .
2. حیات برزخى. «مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ» «2» + [حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ . آنها (کافران و دشمنانِ حق) همچنان به راه غلط خود ادامه میدهند و به توصیفهاى ناروا و کردارهاى زشت خود مشغول می شوند تا زمانى که مرگ به سُراغ یکى از آنان آید در این هنگام که مرگ و عواقِب پس از آن را حتمی می بیند مىگوید : پروردگارا مرا به دنیا بازگردان. «سوره مُؤمِنون آیه 99» . لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ . + شاید در آنچه ترک کردم ( و کوتاهی نمودم ) عمل صالحی انجام دهم!» ( ولی به او می گویند: ) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می گوید ( و اگر بازگردد ، کارش همچون گذشته است ) ! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند! . شاید در آنچه از خود به جاى گذاشتهام (از عُمر و مال و ثروت و ...)، کار نیکى انجام دهم. (به او گفته مىشود:) هرگز. این گفته سخنى است که (به ظاهر) مىگوید (ولى اگر برگردد، به آن عمل نمىکند) و در پى آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند. «سوره مُؤمِنون آیه 100»] .
3. حیات معنوى و هدایت. «دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ» «3» + [یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ . اى کسانى که ایمان آوردهاید! هرگاه خدا و رسول شما را به چیزى که حیاتبخش شماست دعوت مىکنند، بپذیرید و بدانید خداوند، میان انسان و دل او حایل مىشود و به سوى او محشور مىشوید. «سوره اَنفال آیه 24» ] .
4. حیات اجتماعى. «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ» «4» + [وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . اى صاحبان خرد! براى شما در قصاص، حیات (و زندگى نهفته) است. باشد که شما تقوا پیشه کنید. «سوره بقره آیه 179»] .
5. حیاتِ طَیِّبَه (در سایهى قلب آرام و قناعت). «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً» «5» + [مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ . هر کس از مرد یا زن که مؤمن باشد و کار شایسته کند، حتماً به زندگى پاک وپسندیدهاى زندهاش مىداریم و قطعاً مُزدشان را نیکوتر از آنچه انجام دادهاند، پاداش خواهیم داد. «سوره نَحل آیه 97»] .
«1». طه، 131.
«2». مؤمنون، 100.
«3». انفال، 24.
«4». بقره، 179.
«5». نَحل، 97.
*** تنظیم : توسّط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_30_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%A7%D9%85#%D9%85%DA%A9. +دانشنامه اسلامی + تفسیر قرآن کریم + استاد محسن قرائتی .
************************************
*** قرآن کتابی پراز خیر وبرکت+ کتابخانه اینترنتی آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه +http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=2252 +کلیک کنید .
*** انسان گُل سَرِ سَبَدِ موجودات(تفسیر)+ تنظیم و اصلاحات و اضافات توسط استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+ پایگاه اندیشوران حوزه + http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=6779 .+کلیک کنید .
*** درس هایی از نَهجُ البَلاغه توسط آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی در مسجد امام خمینی پردیسان قم-چهار شنبه شب ها (شب های پنج شنبه) - بعد از نماز مغرب و عشا . +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/693 .+کلیک کنید .
http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .
***کتابخانه اینترنتی آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ....+کلیک کنید
****علامه مصباح یزدی مطهری زمان+پیام تسلیت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه +http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=18116 . +کلیک کنید .
*** شرح نهج البلاغه اِبن اَبِی الحَدید مُعتَزِلی+ بیست جلدی - کتابخانه دیجیتال + https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=1002641020&Itemid=167&lang=fa .+کلیک کنید .
***زن در آیینه جلال و جمال -آیت الله علامه عبدالله جوادی آمُلی+ http://hodat.ir/uploads/zan%20daa%20aeeneye%20jamal_43635.pdf .
***علی ای همای رحمت شهریار+شعر فارسی+شهریار و شاعران نامدار دیگر+https://www.sherfarsi.ir/shahriar/%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA . +کلیک کنید .
*** مجموعه ای از دعاها به نثر ساده زبان فارسی +پایگاه اندیشوران حوزه +آیت الله سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجانی+http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=11703 .+کلیک کنید .
مجموعه ای از دعاها به نثر ساده زبان فارسی+آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی+ (کلیک کنید)
***نسیم معرفت***
*** ای مورچگان به خانه هاى خود بروید...«سوه نَمْل آیه 18»+پیام ها
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ «سوه نَمْل آیه 18» .
(سلیمان با لشکر خود حرکت مىکرد) تا به وادى مورچگان رسیدند، مورچهاى گفت: اى مورچگان! به خانههاى خود بروید تا سلیمان و لشکریانش شما را ناآگاهانه پایمال نکنند.
نکته ها
«نَمْل» در لغت به معناى حرکت زیاد با پاى کوچک است. «1»
کلمهى «نَمْلَةٌ» را مىتوان به خاطر تنوین آن، مورچهاى بزرگ و فرمانده معنا کرد که در این صورت در زندگى مورچگان مُدیریّت و فرماندهى وجود دارد و مىتوان تنوین را نشانه ناشناسى مورچه معنا کرد که در این صورت پیام آیه این مىشود که حتّى اگر ناشناسى اخطار دلسوزانه مىدهد، به هشدارش توجّه کنیم .
پیام ها
1- حیوانات، با شعور خود منطقهاى را براى زندگى انتخاب مىکنند. «وادِ النَّمْلِ»
2- گفتگو و امر ونهى در میان حیوانات نیز وجود دارد. «قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ»
3- در میان مورچگان، هم فرماندهى و هم اطلاعرسانى و هم فرمانبرى وجود دارد. قالَتْ نَمْلَةٌ ... ادْخُلُوا
4- حیوانات شعور دارند و مفاسد و ضررها را مىشناسند و به یکدیگر هشدار مىدهند. «ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ»
5- غریزه دفع ضرر احتمالى، در حیوانات نیز وجود دارد. ادْخُلُوا ... لا یَحْطِمَنَّکُمْ
6- کسى که با احساس خطر، همنوع خود را هشدار ندهد از مورچه هم کمتر است. «لا یَحْطِمَنَّکُمْ»
7- هنگام راه رفتن دقّت کنیم تا مورچگان را پایمال نکنیم. «لا یَحْطِمَنَّکُمْ»
8- انبیا در امور عادّى خود، مثل دیگران زندگى مىکردند. «لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ»
9- فساد رهبر، مقدّمهى فساد مردم است. «لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ»
10- مورچه، افراد انسانها، بلکه شغل آنها را هم مىشناسد. «سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ»
11- اولیاى خدا با آگاهى و عمد، حتّى به مورچهاى ضرر نمىرسانند. «وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ» مورچگان از عدالت و تقواى حضرت سلیمان آگاهند و مىدانند آن بزرگوار آگاهانه به مورچهاى نیز ظلم نمىکند .
*** تنظیم : توسّط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
«1». اَلتَّحقیقُ فِىکَلِماتِ القُرآنِ از مرحوم میرزا حَسَن مُصْطَفوی تَبریزی مشهور به علّامه مُصْطَفوی .
http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_18_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%86%D9%85%D9%84 +حجت الاسلام استاد محسن قرائتی کاشانی .
***********************************
*** درس هایی از نَهجُ البَلاغه توسط آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی در مسجد امام خمینی پردیسان قم-چهار شنبه شب ها (شب های پنج شنبه) - بعد از نماز مغرب و عشا . +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/693 .+کلیک کنید .
***نسیم معرفت***
معنای سه واژه قرآنی(قِطْمِیر-فَتیل-نَقِیر)
قِطْمِیر :
فَتیل :
نَقِیر :
************************************
*** گفتار برخی از دانشمندان در فضیلت علم+مَحَجَّةُ البَیضاء مُلّا مُحسِن فیض کاشانی+آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی + http://hakim-askari.rozblog.com/post/703 . + کلیک کنید .
***پرواز بدون بال (دِلنوشته)+نرگس(هانیه) گیلانی جیلدانی لشت نشایی رشتی قُمی+ پایگاه اندیشوران حوزه + http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=18206 .+ کلیک کنید .
***پرواز بدون بال (دِلنوشته)+نرگس(هانیه) ...گیلانی لَشت نشایی جیلدانی قُمی+نسیم معرفت+http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/5249/ . +کلیک کنید .
*** درس هایی از نَهجُ البَلاغه توسط آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی در مسجد امام خمینی پردیسان قم-چهار شنبه شب ها (شب های پنج شنبه) - بعد از نماز مغرب و عشا . +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/693 .+کلیک کنید .
http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .
***کتابخانه اینترنتی آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ....+کلیک کنید
***کتابخانه اینترنتی آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ....+کلیک کنید
*** شرح نهج البلاغه اِبن اَبِی الحَدید مُعتَزِلی+ بیست جلدی - کتابخانه دیجیتال + https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=1002641020&Itemid=167&lang=fa .+کلیک کنید .
***زن در آیینه جلال و جمال -آیت الله علامه عبدالله جوادی آمُلی+ http://hodat.ir/uploads/zan%20daa%20aeeneye%20jamal_43635.pdf .
***خَنساء شاعر نامدار عرب + تحقیقی از یک محقق افغانی از اهل سنّت-+ http://www.heratonline.com/Islam/articles/2016/khansa.pdf .
***پرواز بدون بال (دِلنوشته)+نرگس(هانیه) بابازاده گیلانی جیلدانی لشت نشایی قُمی - کلاس سوّم راهنمایی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشت+http://hakim-askari.rozblog.com/post/696 .+کلیک کنید .
*** غایَةُ القُصوَی فِی تَرجَمَةِ العُروَةِ الوُثقی+جلد اول+از مرحوم شیخ عبّاس قُمی+ترجمه عُروَه+ مُصَحِّح : علیرضا اَسَدُاللّهی فرد + https://library.tebyan.net/fa/Viewer/Text/82470/0 .+کلیک کنید .
http://www.reyshahri.ir/post/65319/296-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%82%d9%88%d8 .+پایگاه رسمی آیت الله محمد محمدی ری شهری .
***راه روشن: ترجمه «اَلمَحَجَّةُ البَیضاءُ فِی تَهذیبِ الأَحیاءِ»+اصل کتاب از مُلّا مُحسن فیض کاشانی است+ ترجمه از محمد صادق عارف + https://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=1014803001&lang=fa .+کلیک کنید .
***********************************
\
به نام خدا
سایت ها و وبلاگ های استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
سایت ها و وبلاگ های استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
1- *** پایگاه اندیشوران حوزه - استاد سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجانی+ http://saadat.andishvaran.ir/fa/ScholarMainpage.html .+ کلیک کنید .
2- *** سایت حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی رشتی گیلانی- رُزبلاگ +استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+ http://hakim-askari.rozblog.com/ . + کلیک کنید .
3- *** نسیم معرفت ، سعادت - پارسی بلاگ + استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + http://nasimemarefat.parsiblog.com/ .+کلیک کنید .
5- *** حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + پارسی بلاگ + http://saadatmirghadim.parsiblog.com/ . + کلیک کنید .
6- *** یادداشت های استاد سعادت میرقدیم لاهیجی + میهن بلاگ + http://saadatmirghadim.mihanblog.com/ . + کلیک کنید .
7- *** گنج ادب+نسیم ادب+ اشعارِ استادسعادت میرقدیم لاهیجی + اَشعار استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+ پارسی بلاگ + http://nasimeadab.parsiblog.com/Posts/1/%DA%AF%D9%86%D8%AC+%D8%A7%D8%AF%D8%A8/ . + کلیک کنید .
8- *** حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی رشتی +استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + پارسی بلاگ + http://hakimaskari.parsiblog.com/ . + کلیک کنید .
9- *** گیلان نشاط + استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + پارسی بلاگ + http://gilanneshat.parsiblog.com/ . + کلیک کنید .
10- *** روستای سادات محله ی (بوجایه - لاهیجان) +شُهدای سادات محله لاهیجان+پارسی بلاگ+ استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + پارسی بلاگ + http://sadatmahalleh.parsiblog.com/ . +کلیک کنید .
11- *** پیام شهید -وبگاه شهید سید علی سعادت میرقدیم لاهیجی + پارسی بلاگ + استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + http://payamshahid.parsiblog.com/ . + کلیک کنید .
12- *** وبلاگ در محضر قرآن کریم + استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + پارسی بلاگ + http://darmahzarequran.parsiblog.com/Author/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF+%D8%B3%D9%8A%D8%AF+%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1+%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D9%85%D9%8A%D8%B1%D9%82%D8%AF%D9%8A%D9%85+%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%8A%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%8A/+/ . + کلیک کنید .
13- حضرت آیت الله قنبر مشفق لاهیجی + استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + میهن بلاگ + http://moshfeghlahiji.mihanblog.com/ . + کلیک کنید .
14- *** هشتمین ستاره + استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + میهن بلاگ + http://8tominsetareh.mihanblog.com/ . + کلیک کنید .
15- *** برگرد بیا غیر خدا هیچ نداری (وبلاگ هوشیاری)+ استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + اولین وبلاگی که در سال 1387 برای استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی ایجاد شد که فقط یک پُست دارد ... + http://hoshyari.parsiblog.com/Author/%D8%B3%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D9%85%D9%8A%D8%B1%D9%82%D8%AF%D9%8A%D9%85+%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%8A%D8%AC%D9%8A/ . + وبلاگ هوشیاری+ پارسی بلاگ + کلیک کنید .
****جایگاه زکات در اقتصاد اسلامی (1) -سایت نشست دوره ای اساتید حوزه علمیه قم +استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + https://www.neshasteasatid.com/node/5202 + کلیک کنید .
*** جایگاه زکات در اقتصاد اسلامی (2) - نشست دوره ای اساتید حوزه علمیه قم + استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی + https://www.neshasteasatid.com/node/5203 ...+ کلیک کنید .
***وظایف روحانیت نسبت به آینده انقلاب اسلامی+(سایت نشست اساتید حوزه علمیه قم)+ استاد سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی +http://neshasteasatid.com/node/1911 . + کلیک کنید .

قرآن کتاب سَماوى و وحى آسمانى است که به مدت بیست و سه سال به وسیله «اَمین وحى» بر قلب مُبارک پیامبر گرامى (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) فرود آمده و او از طریق تلاوت و قرائت ، مردم را با آن آشنا ساخته ، سپس به دستور خود وى به صورت سوره هاى طِوال و قِصار، جمع و گردآورى گردیده است. از روزى که قرآن به صورت نقوش و خطوط بر روى کاغذ درآمد ، آنچنان مورد استقبال اندیشمندان قرار گرفت که هرگز در تاریخ تمدّن و علم براى آن نظیر و مانندى نمى توان یافت . توجه دانشمندان اسلامى به تلاوت و فهم معانى قرآن سبب گردید که دو نوع علوم ، در این زمینه ، تدوین گردد و هدف از هر دو نوع ، فهم مضامین عالى قرآن و تلاوت صحیح آن است ، این دو نوع علوم عبارتند از:
امیر مؤمنان (عَلَیهِ السَّلامُ) آیات و علوم قرآن را در حدیثى به نوعى تقسیم کرده است(بِحارُ الأَنوار:19/94ـ 119، باب 128، چاپ کمپانى. )
************************************
***کتابخانه اینترنتی آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ....+کلیک کنید
http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .
***راویان حدیث+راویان ثِقَه+راویانِ ضعیف+معیارهای حدیث شناسی+علم رجال و حدیث+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/659 .+کلیک .
*** ترانه عشق +پایگاه اندیشوران حوزه +آیت الله سید اصغر سعادت میر قدیم لاهجی+http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=12070 ..+کلیک کنید .
*** عشقنامه +از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/647 ..+کلیک کنید .
***فیشهای بیانات امام خامنه ای+https://farsi.khamenei.ir/newspart-print?mid=1&npt=8 .+کلیک .
*********************************************
***نسیم معرفت***
** قرآن کریم ازهراعوجاج وانحرافی بدوراست+وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا+آیه 1 از کهف.
* وَ وُقُوعُ «عِوَجََا» وَ هُوَ نَکِرَةُُ فِی سِیاقِ النَّفیِ یُفیدُ العُمُومَ فَالقُرآنُ مُستَقیمُُ فِی جَمیعِ جِهاتِهِ فَصیحُُ فِی لَفظِهِ، بَلیغُُ فِی مَعناهُ، مُصیبُُ فِی هِدایَتِهِ، حَیُُّ فِی حُجَجِهِ وَ بَراهینِهِ، ناصِحُُ فِی أَمرِهِ وَ نَهیِهِ، صادِقُُ فِیما یَقُصُّهُ مِن قِصَصِهِ وَ أَخبارِهِ، فاصِلُُ فِیما یَقضِی بِهِ مَحفُوظُُ مِن مُخالَطَةِ الشَّیاطینِ، لا اِختِلافَ فِیهِ، وَ لا یَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ. (متن اَلمیزان ذَیل آیه اول از سوره کهف)
کلمه «عِوَجََا» در آیه شریفه (وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا «آیه 1 از سوره کهف») که به صورت «نکره در سیاقِ نفی» آمده است افاده معنای عموم می کند و بیانگر آن است که قرآن کریم از همه جهات مستقیم و استوار است و از هر اعوجاج و انحرافی به دور است بدین گونه که : 1- فَصیحُُ فِی لَفظِهِ . لفظ و الفاظ قرآن ، فصیح است . 2- بَلیغُُ فِی مَعناهُ . معنایش بلیغ و رسا و گویا است . 3- مُصیبُُ فِی هِدایَتِهِ . در هدایت کردنش نسبت به جامعه و مردم ، مُصیب و رساننده به راه حق و حقیقت است 4-حَیُُّ فِی حُجَجِهِ وَ بَراهینِهِ . در حجت ها و براهینی که اقامه می کند ، زنده است و حیات و زندگی می بخشد . 5-ناصِحُُ فِی أَمرِهِ وَ نَهیِهِ . در امر و نهیش ناصح و خیرخواه است 6-صادِقُُ فِیما یَقُصُّهُ مِن قِصَصِهِ وَ أَخبارِهِ . در نقلِ قِصَص و اَخبارش ، راست و صادق است و صادقانه و بدون اغراق و انحراف نقل می کند . 6- فاصِلُُ فِیما یَقضِی بِهِ . در حکم و قضاوتی که می کند ، فاصِل و جدا کننده میان حق و باطل است . 7- مَحفُوظُُ مِن مُخالَطَةِ الشَّیاطینِ . از مُخالَطت و آمیختگی و دستبرد شیطانها مَصون و محفوظ است . 8- لا اِختِلافَ فِیهِ . از ناهمگونی و اختلاف و اختلال در مضامین و معنی و محتوا مُبرّی است . 9- وَ لا یَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ. هیچگاه ، نه در عصر نزولش و نه در اَعصار بعد ، باطل در آن رخنه و راه پیدا نکرده و نمی کند . (لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ : هیچ گونه باطلی ، نه از پیش رو و نه از پشت سر ، به سراغ آن نمی آید چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است .سوره فُصِّلت آیه 42 )
**تفسیر سوره کهف توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی بر اساس متنِ عربی کتابِ اَلمیزان +http://hakim-askari.rozblog.com/post/460 .کلیک کنید .
**تفسیر سوره کهف بر طبق متنِ عربی «اَلمیزان» توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت سعادت میرقدیم ها یا دانش پیما + http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .+کلیک کنید .
**تفسیر سوره کهف بر طبق متنِ عربی «اَلمیزان» توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت سعادت میرقدیم ها یا دانش پیما + http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .+کلیک کنید .
*************************************************
**تفسیر سوره کهف بر طبق متنِ عربی «اَلمیزان» توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت سعادت میرقدیم ها یا دانش پیما + http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .+کلیک کنید .
***نسیم معرفت***
بسم الله القادر المتعال
انا لله و انا الیه راجعون
سردار حاج قاسم سلیمانی توسط آمریکایی ها در عراق به شهادت رسید . او آسمانی بود و به آسمانیان پیوست . شهادت سردارِ اخلاص و رزم و فداکاری مایه عزت و افتخار برای او و سبب رسوایی عاملان این جنایت خواهد بود . انتقام بسیار کوبنده و سختی در انتظار جنایتکاران آمریکاست . شهادت این سردار شجاع و وفادار و ولایتمدار و مُخلص را به حضرت بقیّة الله الأَعظم امام عصر «عَجَلَ الله تعالی فَرَجَهُ الشَّریف» و رهبر عزیزمان حضرت آیت الله امام خامنه ای و به ملت شریف و با بصیرت ایران و همه دوستداران و حامیان حاج قاسم سلیمانی بویژه به خانواده مُعزّز و محترمش تسلیت می گوییم . سردار سلیمانی مجاهدی خستگی ناپذیر و نافِذُ البَصیرَة و دارای روحیه ای فوق العاده تأثیرگذار و امید آفرین بود . هر چند از دست دادن این سربازِ وفادار ولایت بر همه ما گران و سنگین است اما با شهادت این مجاهد فی سبیل الله روحیه مقاومت در ایران و منطقه و جهان بر ضد آمریکا و اسرائیل و گروه های تکفیری داعشی و مانند آنها صد چندان خواهد شد و هیج خللی در مسیر مقاومت اسلامی و مقابله و مبارزه با مستکبرین و در رأسشان آمریکای فتنه گر و متجاوز و ستمگر بوجود نخواهد آمد . روحش شاد و راهش پُر رهرو باد .
سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
سیزدهم دی 1398 .
** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
*************************************************
* روش و قواعد حضرت آیتالله امام خامنهای در تفسیر قرآن کریم
درس تفسیر قرآن حضرت آیتالله خامنهای(مدّظلّهالعالی) ازجمله فعالیتهای مبنایی مُعَظّمٌلَه در مشهد بوده است. بهطور خاص و از سال 1347 به درخواست چند تن از طلاب و در «مسجد صدیقیها» (مسجد بازار) و پس از مدّت کوتاهی و به دلیل کثرت حاضران در «مدرسهی علمیهی میرزا جعفر» اینگونه جلسات برگزار شده و تداوم یافته است. پس از مدتی و با اطلاع دستگاههای امنیتی رژیم پهلوی از میزان استقبال از این جلسات از ادامهی برگزاری آن جلوگیری به عمل آمد. بدون تردید یکی از علل حساسیت رژیم پهلوی نسبت به این درس، اقبال اقشار فرهیخته به آن و توجّه آیتالله خامنهای به مباحث روز و استفاده از مبانی قرآنی در فهم نیاز روز و شناخت معضلات جامعه بود. پسازاین و در سالهای بعد نیز جلسات تفسیر قرآن هر بار پس از آزادی معظّمٌله از زندانهای رژیم پهلوی ادامه مییافت. در طول برگزاری درس تفسیر، سورههای مبارکهی مائده، انفال، توبه و بخشی از سورهی مبارکهی یونس مورد بحث و تفسیر ایشان قرار گرفت. کتاب «مروری بر مبانی روش و قواعد تفسیری حضرت آیتالله خامنهای در تفسیر سوره توبه» بهصورت خاص به مطالعه مباحث مطرح شده در تفسیر سوره توبه ایشان پرداخته و درصدد است تا روش و قواعد تفسیری مورد استفادهی معظّمٌله را از بیانات ایشان استخراج کند.
کتاب دارای 4 بخش اصلی است که در آن؛ روش تفسیر، گرایش تفسیر، مبانی و قواعد تفسیری و ویژگیها و امتیازات تفسیر معظّمٌله در تفسیر سوره توبه آمده است. از ویژگیهای منحصربهفرد این اثر 120 صفحهای، بهرهگیری مستند و دقیق علمی از سبک و سیاق علما و مفسران قرآن کریم و بررسی مقایسهای آن با شیوهی تفسیری حضرت آیتالله خامنهای است. دستهبندی منظم و در عین حال زبان روان و قابل فهم مباحث ارائه شده، این اثر را بیشازپیش خواندنی کرده است.
در بخش نخست این اثر؛ «روش تفسیری» آیتالله خامنهای در تفسیر سوره توبه مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است. با ذکر این مقدمه که مقصود از «روش» در اینجا استفاده از ابزار یا منبع خاص در تفسیر است که معانی و مقصود آیه را روشن ساخته و نتایج مشخصی را به دست دهد، و اینکه مهمترین روشهای تفسیری عبارتند از: روش تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر روایی، تفسیر علمی، تفسیر عقلی و اجتهادی، تفسیر اشاری و تفسیر کامل، از بررسی تفسیر معظّمٌله چنین برمیآید که روش تفسیر ایشان «روش اجتهادی» است که در کنار آن، بهطور چشمگیر، از روش قرآن به قرآن و روایی نیز، بهره گرفته شده است. مراد از روش اجتهادی، کوشش فکری و بکار بردن نیروی عقل در فهم آیات و راهیابی به مقاصد آن است. در تفسیر اجتهادی، بر عقل و نظر و تدبّر تأکید میشود در مقابلِ تفسیر نقلی، که تأکید فزونتر بر نقل است. منظور از تفسیر قرآن به قرآن نیز آن است که آیهای به کمک آیات دیگر، تفسیر میگردد و مقصود آن روشن میشود. همچنین مراد از روایی نیز توجّه به روایات و بهرهگیری از آنها در فهم آیات است که بهطور گسترده از سوی آیتالله خامنهای در تفسیر سوره توبه مورد استفاده قرارگرفته است.
در بخش دوم این اثر به بررسی گرایش تفسیری معظّمٌله در تفسیر سوره توبه پرداخته شده است. مقصود از «گرایش» تأثیر باورهای مذهبی- کلامی، جهتگیریهای عصری و سبکهای برداشت از تفسیر قرآن است که بر اساس عقاید، نیازها، ذوق و سلیقه و تخصّص علمی مفسّر شکل میگیرد. مهمترین گرایشهای تفسیری عبارتند از: گرایش ادبی، فقهی، فلسفی، اجتماعی، اخلاقی، تاریخی، علمی، کلامی و نیز جهتگیری معنوی- تربیتی، جهادی، تقریبی و سیاسی مفسّر. در این چارچوب گرایش برجسته در این تفسیر، گرایش اجتماعی- سیاسی با جهتگیری هدایتی- تربیتی است و نکات ادبی، فقهی و کلامی نیز، بهگونهای کمرنگتر در آن مشاهده میگردد.
*** ویژگیهای مهّم گرایش اجتماعی عبارتند از:
- به آیاتی از قرآن که مسائل اجتماعی را بیان میکند، بیشتر پرداخته میشود.
- به مشکلات جامعهی اسلامی در عصر خویش توجّه شده و با عرضهی آنها بر آیات، راه حلّ آنها در قرآن جستوجو میشود.
- به گرایشهای فلسفی، مذهبی و سبکهای ادبی و فقهی توجّه کمتری میشود.
- به جهتگیریهای عصری در مورد دشمنشناسی و جهاد با دشمنان اسلام و استعمارگران و حرکت تقریبی (وحدت بین مسلمانان) توجّه میشود.
- به آموزهای تربیتی و ارشادی قرآن و بُعد هدایتی آن توجّه ویژه میشود.
- مفسّر تلاش میکند سنّتهای اجتماعی (= قوانین ثابت جهانی در عرصهی اجتماعی) را بررسی و بر نیازهای عصر تطبیق دهد.
- در موارد لزوم، از علوم تجربی و بشری نیز برای تفسیر آیات استفاده شده است و ضمن آنکه از اسرائیلیات و روایات مجعول و خرافی، پرهیز میشود با بیان شیوا، رسا و ساده تلاش میشود تا تفسیر برای عموم مردم قابل استفاده باشد.
همچنین تفسیر آیتالله خامنهای از سوره توبه ضمن وفاداری به مؤلفهها و محورهای بیانشده از جهت «گرایش اجتماعی» آن در تفسیر، به موارد زیر پایبند است؛
- تحلیل بیماریهای اجتماعی و راه حل قرآنی آنها؛ بهعنوانمثال؛ در این تفسیر و ذیل آیهی 113، این بحث مطرحشده که احساس غرور و عُجب ناشی از قدرت و اکثریت، از بزرگترین بیماریهای است که ممکن است هر گروه و ملتی به آن مبتلا گردد. ازاینروی، قرآن برای جلوگیری از این آسیب، آموزههایی دارد که اهمّ آن، امربهمعروف، نهی از منکر و توصیهی یکدیگر به حق و صبر است، همانطور که جامعه اسلامی به سبب بیتوجّهی به این تعلیمات، به آنان مبتلا گردید.
- ایدهی تشکیل حکومت اسلامی؛ برای نمونه ذیل تفسیر آیات 12-13-38-40-111 سوره توبه به این موضوع اشاره شده است.
- پاسخگویی به شبهات قرآنی؛ بهعنوان نمونه در ذیل تفسیر آیه 43 سوره توبه و با توجه به عبارت «عَفَا اللهُ عَنکَ» به شبهاتی که پیرامون عصمت پیامبر(ص) مطرح شده، به تفصیل پاسخ داده شده است.
- بیان سنّتهای الهی؛ بهعنوان نمونه و در ذیل آیهی 40 سوره توبه بیان شده که ما در مسیر جریان سنّتهای خدایی در جهان قرار گرفتهایم و سنّت خدایی آن است که اسلام در جهان فراگیر شود.
- هدفمندی و هدایتگری قرآن؛ قرآن کریم در آیاتی متعدّد به اهداف خود اشاره کرده و بالاترین هدف خود را هدایت مردم معرفی کرده است. توجّه به هدفمندی و هدایتگری قرآن در فهم و تفسیر آن، تأثیر مهمّی دارد، چرا که به تفسیر آیات جهت میدهد و موجب میگردد مفسّر، با نگاهی هدایتگرانه بنگرد و پیامهای تربیتی آن را دریابد و این، از ویژگیهای مهمّ تفسیر با «گرایش اجتماعی» است.
بخش سوم این اثر به بحث درباره «مبانی و قواعد تفسیری» آیتالله خامنهای(مدّظلّهالعالی) در تفسیر سوره توبه پرداخته است.
*** مهمترین مبانی تفسیری این تفسیر عبارتند از:
1. امکان و جواز فهم و تفسیر آیات قرآن؛ از مبانی اساسی و پیشفرضهای تفسیر قرآن، امکان و جواز تفسیر آن است، و اگر این مطلب مورد پذیرش واقع نشود، وجهی برای تفسیر نمودن قرآن باقی نمیماند. تردیدی نیست که مبنای آیتالله خامنهای در این تفسیر، امکان و جواز فهم و تفسیر قرآن است، زیرا روش این تفسیر، شیوهی اجتهادی و عقلی است که پیشفرض مسلّم آن، مبنای یاد شده است.
2. حجّیّت ظواهر قرآن و توجّه به آن در تفسیر؛ بیتردید پایبندی به ظواهر قرآن برحسب متفاهم عرفی، آنجا که قرینهای برخلاف آن وجود نداشته باشد، افزون بر آنکه فهم و تفسیری ضابطهمند را ارائه میدهد، از بهترین و استوارترین دلایل بر داوری بین دیدگاههای تفسیری است.
3. توقیفی و حکیمانه بودن چینش آیات؛ از مسائل علوم قرآنی که در مباحث تفسیری نیز تأثیرگذار است، بحث چینش توقیفی آیات در سوره است. مشهور محقّقان برآنند که چینش آیات قرآن، توقیفی است. یعنی خداوند خود آیات را با نظم کنونی آن در هر سوره نازل فرموده و یا در مواردی معدود، به فرمان پیامبر(ص) آیهای در سورهای خاص جایداده شده است. بنابراین، مسلمانان در تنظیم آیات، نقشی نداشتهاند. این مبنا، آثار و نتایجی را در بر دارد که ازجمله آن، حکیمانه بودن نظم کنونی آیات در هر سوره است، چه، سخن حکیم و تنظیم و تنسیق او، بدون دلیل و حکمت نیست.
4. توجّه به غرض کلّی سوره و دستهبندی موضوعات آن؛ نیک روشن است که کشف غرض کلّی و اهداف سوره، خود ثمرات مثبت فراوانی در تفسیر دارد که از آن جملهاند: توجه به اهداف قرآن و توقف نکردن در مصادیق و جزئیات، نگاه مجموعی و سیاقی به آیات و پرهیز از یکسونگری و فهم زاویهای، دسته بندی موضوعات سوره و فهم روشمند محتوای آن. چنانکه این موضوع، خود زیرساخت مبحث تناسب آیات و پاسخگوی شبهات پیرامون پراکندگی موضوعی و محتوایی سوره میباشد.
5. کشف غرض آیه از کلمات کلیدی: گاه در آیه، واژهای کلیدی وجود دارد که غرض آیه، هدف اصلی و پیام آن را نشان میدهد. برای نمونه، مفسّر بزرگوار، در تفسیر آیهی 86: «وَ إِذا اُنزِلَت سُورهُ أَن آمِنُوا بِاللهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ استَأذَنکَ أُولُوا الطَّولِ مِنهُم» به این نکته توجّه دادهاند که: « اگر در این آیه هم، بسان آیات پیشین، صرفاً نفاق مورد نظر بود و میخواست آن را نکوهش کند، واژه «أولُوا الطَّول» چندان مفید معنی نبود، بنابراین، آیه میخواهد یکی دیگر از ویژگیها و اختصاصات طبقهی اشرافی ثروتمند و مترف را بیان کند. این مطلب، نشانگر آن است که واژه کلیدی در آیه، میتواند جهت و غرض آن را نشان دهد و در این آیه «أولُوا الطَّول» واژه اصلی است. چنانکه تخلف اصلی ثروتمندان یادشده در آیه، سرپیچی از دستور «جاهِدُوا مَعَ رَسُولِه» است و فرمان «آمِنُوا بِاللهِ» بعنوان مقدّمه ذکر شده است.
6. استعمال لفظ در اکثر معنا؛ از مبانی مهم تفسیری آنست که آیا بطور کلی، استعمال لفظ در بیش از یک معنا مجاز است، بدین معنا که آیا متکلم میتواند از یک لفظ، دو معنی متفاوت را – در مشترک لفظی- اراده کند و آیا شنونده و مخاطب، میتواند سخن کسی را بر بیش از یک معنا حمل کند؟ در مورد این مسئله، میان محققان اختلافنظر وجود دارد: 1- برخی، استعمال لفظ در بیش از یک معنا را مُحال دانستهاند. 2- عدهای دیگر هرچند امکان آن را پذیرفتهاند، لیک آن را خلاف متعارف دانسته ازاینروی، حمل آیات و روابط بر اکثر معنا را تجویز نکردهاند 3- و شماری دیگر، آن را ممکن و مجاز دانستهاند، و گاه آن را نشانهی فصاحت و بلاغت گوینده نیز به حساب آورده، و از آنجا که قرآن کریم، در اوج فصاحت و بلاغت است، حمل آیه بر چند معنا را، مجاز و مطلوب دانستهاند. بررسی موارد متعدّد این تفسیر، نشان میدهد که آیتالله خامنهای نیز مبنای اخیر را پذیرفتهاند.
7. توجه به مسئله وجوه و نظایر؛ از مباحث علوم قرآنی، بحث وجوه و نظایر است. وجوه درباره محتملات معانی بکار میرود و نظایر، دربارهی الفاظ و تعابیر. اگر در لفظ یا عبارتی چند احتمال رود این معانی را «وجوه» گویند، و هنگامی که چند لفظ معنای تقریبی واحدی را افاده کنند، «نظایر» بکار میرود. به عنوان نمونه؛ بحث معظّمٌله در ذیل تفسیر آیه 60 سوره توبه در مفهوم شناسی واژهی صدقه و زکات در همین چارچوب قابل بررسی است.
8. مسئلهی مکّی و مدنی بودن آیات؛ آیتالله خامنهای از آن دسته از محققانی در عصر حاضر به شمار میروند که به این نتیجه رسیدهاند که سورهی مکّی، تمامی آیاتش مکّی، و سوره مدنی نیز یکدست مدنی است. ایشان ذیل تفسیر آیهی اول سوره توبه و در مقدّمه بحث، ضمن رد روایاتی که دو آیه از سوره را مکّی دانستهاند، تمام سوره را مدنی اعلام میکنند.
9. توجّه به فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نزول سوره؛ در مقدّمهی تفسیر سوره توبه و بر اساس گزارشات تاریخی، فضای کلی نزول سوره به تفصیل بیان شده، همچنین ذیل تفسیر آیات مختلف فضای سیاسی- اجتماعی نزول آیات ترسیم شده است.
10. توجّه به شأن نزول و نقش آن در فهم صحیح آیه؛ معظّمٌله با توجه به ظرافتهای موجود در تفسیر آیات قرآن و با در نظر گرفتن 5 اصل؛ تشخیص صحّت و اعتبار، سودمندی و کاربرد شأن نزول در فهم بهتر و تأیید یکی از احتمالات، محدود نکردن آیه به سبب شأن نزول و ردّ شأن نزول به سبب عدم مطابقت با آیه به بررسی بحث شأن نزول آیات پرداختهاند.
11. مسئلهی نسخ و تحلیل صحیح آن؛ آیتالله خامنهای، در مقدّمهی سوره، با اشاره به تفاوت احکام این سوره دربارهی کفار و منافقین با سورههای دیگر، ضمن ارائهی مفهومی صحیح از نسخ و در واقع ردّ ادعای نسخ اصطلاحی در مورد این آیات، تغییر احکام موجود را، ارائهی تاکتیکهای متعدّد در قالب استراتژی مشخصی میدانند که یک هدف را دنبال میکند و به دیگر سخن، تغییر این احکام، به سبب تغییر شرایط و موقعیتها بوده و با بازگشت شرایط پیشین، احکام قبلی نیز باز میگردد.
12. توجّه به مبانی ادبی و لغوی: مباحث ادبی شامل بحثهای لغت(تحلیل مفهوم کلمات)، صرف، نحو و علوم بلاغی، در این تفسیر، نمودی گسترده دارد.
13. توجّه به «لوازم» سخن در برداشت از آیه؛ گاه به طریق اقتضاء تضّمن یا اشاره، مطالبی از کلام قابل استفاده است که جزء دلالت مطابقی لفظ به شمار نمیرود. نمونهی این بحث در تفسیر آیهی 91 سوره توبه است. معظّمٌله از جملهی «وَ لا عَلَی المَرضی وَ لا عَلَی الَّذینَ لا یَجِدُونَ ما یُنفِقُونَ حَرَج» چنین استفاده کردهاند که وسایل جنگی را خود داوطلبان جنگ از مال خود میخریدند و چنین نبود که حکومت اسلامی آن را تهیه کند.
14. تعلیل مستفاد از ذیل آیات؛ جملههایی که ذیل آیات میآیند، در موارد بسیاری میتواند بهعنوان «تعلیل» حکم یادشده در آیه تلقی شوند. برای نمونه معظّمٌله در تفسیر آیهی 91 سوره توبه، جملهی «ما عَلَی المُحسِنینَ مِن سَبیلٍ» در ذیل آیه را، دلیل حکم مطرح در صدر آن دانستهاند.
15. کارکرد روایات در تفسیر؛ در تفسیر معظّمٌله به تناسب و در بخشهای مختلف کاربرد روایات ازجمله برای بیان شأن نزول آیات، مفهوم شناسی اصطلاحات قرآنی و توضیح معارف قرآنی که بیشتر جنبهی هدایتی، تربیتی و ارشادی دارند، نمود گستردهای دارد.
16. عدم حجّیّت اقوال صحابه و تابعان در تفسیر؛ معظّمٌله در تفسیر خود بر نفی حجّیّت دیدگاههای صحابه در تفسیر، تصریح نموده و فقط روایات معصومین(علیهمالسّلام) را حجت دانستهاند. تردیدی نیست که حجت نبودن گفتار صحابه، عدم حجّیّت اقوال تابعان را نیز در بردارد.
17. نقش شناخت راویان و جاعلان حدیث در ردّ دیدگاههای تفسیری مبتنی بر منقولات آنان؛ روشن است که هوشمندی مفسّر و آگاهی او از تاریخ تفسیر مأثور و شناخت راویان، میتواند سره را از ناسره مشخص سازد. این هوشمندی و شناخت، در این تفسیر در مباحث مختلف، ازجمله؛ در توضیح آیات 34، 69، 73 و 79 نمود یافته است.
18. حجّیّت قرائات و نقش آن در تفسیر؛ از دیدگاه معظّمٌله، قرائات غیر مشهور و غیر متواتر؛ که با خبر واحد ثابت میشوند، حجّیّتی ندارند و هرگز در تحلیل معارف قرآنی و پاسخ به اشکالات، نباید به آنها پناه برد.
19. کاربرد تاریخ و سیره در تفسیر؛ در موارد فراوانی مفسّر بزرگوار برای تحلیل آیات از حوادث تاریخی سود جستهاند. همچنین گاه برای نقد آراء تفسیری، روایات و قرائات غیر مشهور نیز، به تاریخ صدر اسلام استناد کردهاند.
20. تعمیمبخشی به مفاهیم قرآنی؛ شماری از مفسّران، برخی از واژههای قرآن را که بظاهر، مفهومی عام دارند، در موردی خاص منحصر کردهاند. معظّمٌله با نقد این انحصارگرایی، بر تعمیم واژهها به مواردی دیگر، تأکید کردهاند و از این راه، گستره معارف قرآن را اثبات نمودهاند.
21- تفاوت سطح معرفتی آیه به تناسب مخاطبین؛ از مبانی دیگر این تفسیر میتوان به این نکته اشاره کرد که معارف ارائه شده در آیات، به تناسب مخاطبین، متفاوت است: آنجا که مخاطب آیه، خواص هستند، استدلال و برهان مطرح میشود و زمانی که مخاطب تودههای مردم باشند، مطالبی قابل فهم و در سطح آنان ارائه میگردد.
22. امکان رشد معارف دینی؛ توجّه به این نکته باعث میشود مفسّر، به اندیشههای ارائه شده از سوی پیشینیان بسنده نکند و بگونهای عمیق به کشف و تبیین حقایق و معارف الهی قرآن بپردازد. و در عین حال، از هرگونه افراط و تفریط در این عرصه، که به تغییر اصل معارف و التقاط یا جمود و تحجر و سلفیگری منتهی میگردد، پرهیز نماید.
23. پرهیز از برداشتهای ذوقی بعنوان تفسیر و جداسازی آنها؛ بطور خاص معظّمٌله ذیل آیهی 46 سورهی توبه، پس از بیان تفسیر آیه، احتمال دیگری را نیز مطرح کرده و از آن بعنوان استنباط ذوقی- و نه معنی آیه- یاد میکنند تا مرز بین تفسیر و برداشتهای ذوقی حفظ گردد.
24. نفی جزماندیشی در تفسیر متشابهات؛ مفسّر بزرگوار، در مواردی که دلیل قاطعی بر یک برداشت و تفسیر وجود نداشته، از جزماندیشی و اظهارنظر قطعی، پرهیز کردهاند.
25. تعامل با دیدگاهها و احتمالات مختلف در تفسیر آیه و ارزیابی آنها؛ معظّمٌله در ذیل تفسیر آیات به ارائه احتمالات مختلف در تفسیر پرداخته و گاهی آن تفسیر را که درستتر دانسته بعنوان احتمال قویتر بیان فرمودهاند.
26. محدود نکردن آیه به مصداق خاص؛ از دیگر مبانی مفسّر آن است که نباید مفاد آیه را در مصداق یا مصادیقی خاص منحصر نمود و آنچه مفسّران پیشین و صدر اول نیز در این باره گفتهاند، نباید بعنوان انحصار تلقی شود.
همچنین در بحث از «قواعد تفسیری» در کنار مبانی پیشگفته اصول و قواعد مورد استفاده در تفسیر سوره توبه حضرت آیتالله خامنهای(مدّظلّهالعالی) عبارتاند از:
**قاعدهی منع تفسیر به رأی
**قاعدهی تأویل(کشف پیام آیه و تطبیق آن بر مصادیق عصری)
**قاعدهی جَری و تَطبیق(انطباق الفاظ و آیات قرآن بر مصادیق غیر از آنچه آیات دربارهی آنها نازل شده است)،
**قاعدهی سیاق(سیاق در واقع فضای معنایی ویژهای است که از قرار گرفتن کلمات و جملات در کنار هم شکل میگیرد و در معنای واژه یا عبارت تأثیر میگذارد)،
**قاعدهی« اَلتَّأسیسُ اَولَی مِنَ التَّأکیدِ» (تلاش گردیده از حمل کلمات به ظاهر مشابه، بر تکرار و تأکید، پرهیز شده و گاه با نقد دیدگاه مشهور مفسّران، تفاوت محتوایی اینگونه تعابیر مورد اشاره قرارگرفته است)،
**قاعدهی «اصاله عدم التقدیر»،
**قاعدهی تَعریض(آیاتی که به ظاهر مخاطب شخص رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) است اما در واقع دیگران مخاطب آیه میباشند)،
**توجّه به تناسب محتوایی آیات،
**توجّه به ترکیب اِعراب و نقش آن در معنا،
**استفاده از مَبانی و مُحکَمات دینی در تفسیر،
**تقدم ظهور آیه بر مُفاد روایت و عدم حجّیّت فتوای فقیهان در فهم آیه.
در بخش پایانی این اثر نیز برخی از ویژگیها و امتیازات این تفسیر آمده است؛
استنباط اصولِ کلی و معیارهای اسلام از آیات، ارائهی موضوعات مستقلّ در ذیل تفسیر آیات، بهرهگیری از تمثیل در تبیین آیه، طرح مباحث جامعهشناسانه، تحلیل روایات مربوط به فضائل سُوَر، تحلیل فلسفهی احکام قرآنی، تبیین اهداف و فلسفهی نقل تاریخ در قرآن، انتقاد از مفسّران در تحمیل رأی خود بر قرآن، تبیین مصادیق مختلف هر یک از آیات، دقتنظر در واژههای آیه و کشف نکتههای آن، دستهبندی مطالب آیات، توجّه به قواعد و احکام فقهی، دقّت در اصطلاحشناسی قرآنی، مطرح ساختن مسائل کلامی- اعتقادی به حسب نیاز در توضیح آیات، طرح مباحث روانشناسانه(تحلیل حالات روانی انسان ذیل تفسیر آیات)، نقد روایات مجعول، تبیین درسهای قرآن، نقد برخی از ترجمههای فارسی موجود از قرآن کریم و توجّه و اهتمام به شاگردپروری و تقویت روحیهی تفکر.
http://book-khamenei.ir/index.aspx?pageid=128&newsview=185
***********************************
** نکته ادبی و تفسیری و فقهی در آیه 38 از سوره مائده
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
مرد و زن دزد را به جزاى کارى که انجام دادهاند دستشان را قطع کنید. این کیفرى است از سوى خداوند و خداوند مقتدر حکیم است. ( سوره مائده آیه 38 .)
حرف (واو) در اول آیه شریفه به اصطلاح استینافى است ، یعنى مى رساند که مجددا کلام جدید و تازه اى آغاز مى شود و این کلام در مقام تفصیل یعنى احکام هر موضوعى را جدا جدا ذکر کردن است ، و حرف واو خاصیت حرف «اَمّا» را دارد، کَانّه فرمود (اما مرد و زن دزد را چنین کنید، و اما توبه کاران ایشان را چنان و به همین جهت حرف (فاء) بر سر خبر یعنى جمله(فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما) در آمده براى اینکه به طورى که گفته اند در معناى جواب براى کلمه «اَمّا» است
وجه اینکه در (وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما) (اَیدى) به صورت جمع آمده است و اینکه کلمه (ید : دست ) را به صیغه جمع (ایدى ) آورده با اینکه هر انسانى دو دست بیشتر ندارد، و طبق قاعده باید با صیغه تثنیه بیاورد و بفرماید: (فَاقْطَعُوا یَداهُما) پس دو دست آن زن و آن مرد را قطع کنید). بعضى از مفسرین گفته اند علتش این بوده که چنین استعمالى شایع است ، (خود ما هم وقتى مى خواهیم بگوییم دو دست من درد مى کند مى گوئیم دست هایم درد مى کند). ولى وجه صحیح این است که بعضى از اعضاى بدن آدمى ، و یا بیشتر آنها جفتى است ، مانند دو طرف پیشانى ، دو ابرو، دو چشم ، دو گوش ، دو دست دو پاى ، دو قدم و... وقتى به ضمیر دو نفر و یا به دو چیز و دو نفر اضافه شود قهرا دو جفت مى شود، ساده تر بگوییم : دو دستِ دو نفر چهار دست مى شود و چهار دست ، جمع است ، پس در باره دو نفر باید به صیغه جمع بگوییم : (اَعیُنهما) و (اَیدیهما) و (اَرجُلهما)، و امثال آن ، و چون وضع در مورد اعضاى جُفتى بدن انسان چنین بوده ، رفته رفته این وضع را در باره اعضاى تکى بدن نیز سرایت دادند، یعنى وقتى خواستند بگویند: (من پشت و شکم آن دو نفر را از ضربت شلاقم پر از سیاهى کردم )، مى گویند: (مَلَأَت ظُهُورُهُما وَ بُطُونُهُما ضَرباََ)، و ظَهر و بَطن را به صیغه جمع مى آورند، با اینکه ظَهر و بَطنِ دو نفر (ظَهرَین و بَطنَین یا ظَهران و بَطنان ) است ، در قرآن کریم هم این طور تعبیر آمده و فرموده : (إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما .اگر شما دو نفرافشاگرِ راز و شنونده آن به سوى خدا توبه کنید، به نفع شماست. زیرا دلهاى شما مُنحرف گشته است. سوره تحریم آیه 4 .) در این آیه نیز قلوب ، جمع قلب است و چون برای دو نفر بکار رفته ظاهرا می بایست «قََلباکُما» آورده می شد ولی «قُلُوبُکُما» ذکر شده است و این به جهت همان نکته ای که بیان گردید : (و چون وضع در مورد اعضاى جُفتى بدن انسان چنین بوده ، رفته رفته این وضع را در باره اعضاى تکى بدن نیز سرایت دادند) .
[
https://www.yjc.ir/fa/news/6480443/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DB%B3%DB%B6-%D8%AA%D8%A7-
]
** در اینجا به چند نکته مهم باید توجه داشت : الف - شرائط مجازات سارق . قرآن در این حکم همانند سائر احکام ریشه مطلب را بیان کرده و شرح آن به سنت پیامبر واگذار شده است ، آنچه از مجموع روایات اسلامى استفاده مى شود این است که اجراى این حد اسلامى (بریدن دست ) شرائط زیادى دارد که بدون آن اقدام به این کار جائز نیست از جمله اینکه : 1 - متاعى که سرقت شده باید حداقل یک ربع دینار باشد. 2 - از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جیبهاى داخلى سرقت شود. 3 - در قحط سالى که مردم گرسنه اند و راه به جائى ندارند نباشد. 4 - سارق عاقل و بالغ باشد، و در حال اختیار دست به این کار بزند. 5 - سرقت پدر از مال فرزند، یا سرقت شریک از مال مورد شرکت این حکم را ندارد. 6 - سرقت میوه از درختان باغ را نیز از این حکم استثناء کرده اند. 7 - کلیه مواردى که احتمال اشتباهى براى سارق در میان باشد که مال خود را به مال دیگرى احتمالا اشتباه کرده است از این حکم مستثنى است . و پاره اى از شرائط دیگر که شرح آن در کتب فقهى آمده است . اشتباه نشود منظور از ذکر شرائط بالا این نیست که سرقت تنها در صورت اجتماع این شرائط حرام است ، بلکه منظور این است که اجراى حد مزبور، مخصوص اینجا است و گرنه سرقت به هر شکل به هر صورت ، و به هر اندازه و هر کیفیت در اسلام حرام است . ب - اندازه قطع دست سارق . معروف در میان فقهاى ما با استفاده از روایات اهل بیت (علیهمالسلام ) این است که تنها چهار انگشت از دست راست بریده مى شود، نه بیشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بیش از آن گفته اند. ج - آیا این مجازات اسلامى خشونت آمیز است ! بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام و یا پاره اى از مسلمانان کم اطلاع شده است که این مجازات اسلامى بسیار شدید به نظر مى رسد و اگر بنا بشود این حکم در دنیاى امروز عمل شود باید بسیارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى این حکم سبب مى شود که یک نفر گذشته از اینکه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد. در پاسخ این ایراد باید به این حقیقت توجه داشت که : اولا - همانطور که در شرائط این حکم گفتیم هر سارقى مشمول آن نخواهد شد بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسما مشمول آن مى شوند. ثانیا - با توجه به اینکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد این موضوع باز هم تقلیل پیدا مى کند. ثالثا - بسیارى از ایرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام مى کنند به خاطر آن است که یک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام دیگر مورد بررسى قرار مى دهند، یعنى به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صددرصد غیر اسلامى فرض مى کنند، ولى اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى ، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح ، و آموزش و پرورش کافى ، آگاهى و بیدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود اشتباه نشود، منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود بلکه منظور این است که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت .
خلاصه حکومت اسلامى موظف است که براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى است در چنان محیطى افراد مختلف بسیار کم خواهند شد. رابعا- اگر ملاحظه مى کنیم امروز دزدى فراوان است به خاطر آن است که چنین حکمى اجراء نمى شود و لذا در محیطهائى که این حکم اسلامى اجراء مى گردد (مانند محیط عربستان سعودى که تا سالهاى اخیر این حکم در آن اجراء مى شد) امنیت فوق العاده اى از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسیارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهاى پول را در کوچه و خیابانهاى حجاز دیده اند که هیچکس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مامورین اداره جمع آورى گمشدهها بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازهها در شبها در و پیکرى ندارند و در عین حال کسى هم دست به سرقت نمى زند. جالب اینکه این حکم اسلامى با اینکه قرنها اجراء مى شد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنیت و رفاه مى زیستند در مورد تعداد بسیار کمى از افراد که از چند نفر تجاوز نمى کرد این حکم در طى چند قرن اجراء گردید. آیا بریدن چند دست خطا کار براى امنیت چند قرن یک ملت قیمت گزافى است که پرداخت مى شود! . د - بعضى اشکال مى کنند. که اجراى این حد در مورد سارق به خاطر یک ربع دینار منافات با آنهمه احترامى که اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده ندارد، تا آنجا که دیه بریدن چهار انگشت یک انسان مبلغ گزافى تعیین شده است . اتفاقا همین سؤ ال - به طورى که از بعضى از تواریخ بر مى آید - از عالِم بزرگ اسلام ، عَلَمُ الهُدَى مرحوم سید مرتضى ،در حدود یک هزار سال قبل شد، سؤ ال کننده موضوع سؤ ال خود را طى شعرى به شرح ذیل مطرح کرد: یَدُُ بِخَمسِ مِئینَ عَسجَدِِ وُدِیَت ما بالُها قُطِعَت فِى رُبعِ دِینارِِ! یعنى : دستى که دیه آن پانصد دینار است . چرا به خاطر یک ربع دینار بریده مى شود! سید مرتضى در جواب او این شعر را سرود: عِزُّ الأَمانَةِ اَغلاها وَ اَرخَصَها ذُلُّ الخِیانَةِ فَافهَم حِکمَةَ البارى یعنى عزت امانت آن دست را گرانقیمت کرد. و ذلت خیانت بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان . [تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 380]
** دِیَه در لغت به معنای راندن و رد کردن است و در اصطلاح به معنای خون بها و یا مالی که در صورت وقوع جنایت بر نفس و یا اعضای بدن باید داده شود ، می باشد . دِیه که مفرد دِیات است از ریشه «وَدْی» به معنای راندن و رد کردن است . دِیه مصدر است و اصلش «وَدْی» بوده که «واو» آن حذف شده و بجای آن «ها» آورده شد .
** اصلاحات و اضافات توسّط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
************************************************
***نسیم معرفت***
** نکته ها و پیام های آیه 123 از سوره توبه
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ «سوره توبه آیه 123»
اى کسانىکه ایمان آوردهاید! با کسانى از کفّار که نزدیک شمایند بجنگید. باید آنان در شما خشونت و صلابت بیابند و بدانید که خداوند، با پرهیزکاران است.
* یَلُونَکُمْ : یَلُونَکُمْ از ریشه «وَلْی» بر وزن «عَقل» به معنای قُرب و نزدیکى است . «یَلُونَکُمْ» یعنی نزدیک مى شوند به شما .
نکته ها :
پرداختن به دشمنانِنزدیکتر و جنگیدن با آنان، مزایایى دارد، از جمله: به هزینه و امکانات کمترى نیاز است، اطلاعات ما از آنان بیشتر است، تدارک جبهه آسانتر و آمادگى عمومى براى مقابله با آنان بیشتر است، خطرشان مقدّمتر است، راه دفع آنان ودسترسى به منطقهى جنگ سریعتر است، هم خودش دشمن است، هم مىتواند بازوى دشمنان دورتر باشد.
«غِلْظَةً» به معناى صلابت، قدرت و هیبت است، نه سنگدلى و بدخلقى. از این رو در مسائل نظامى، مانور و قدرتنمایى ورژه ولباس وشعار وهرچه که قواى اسلام را قدرتمند نشان دهد، مورد ستایش است. پیامبرخدا صلى الله علیه و آله نیز هنگام فتح مکّه، مسلمانان را فرمان داد تا در مقابل چشم ابوسفیان رژه رفتند تا با نشان دادن قدرت و شکوه سپاه اسلام، روحیّهى مشرکان تضعیف شود.
مسألهى «الاقربُ فالاقرب»، یعنى اولویّت دادن به آنچه نزدیکتر به انسان است، در همهى امورِ تعالیم اسلامى مطرح است، در انفاق و صدقه، ابتدا یتیم و فقیرِ خویشاوند، در پرداخت زکات ابتدا نیازمندان محلّى و نزدیک، در جنگ، نخست دشمنان نزدیکتر، در دعوت وتبلیغ، ابتدا بستگان نزدیک و اهل منطقه، در مسجد، تقدّم همسایهى مسجد، در سفره و مهمانى، طعام نزدیک انسان و در نماز جماعت و در صف اوّل، آنان که به امام جماعت در کمالات نزدیکترند.
این آیه، جهاد آزادیبخش را مىگوید، نه جهاد دفاعى را. از این رو به صفات مبارزان اسلامى پرداخته، نه به شرایط هجوم کافران (1).
در سیرهى پیامبر، نمونههاى بسیارى دیده مىشود که به سپاه اسلام توصیه مىفرمود: با تقوا باشند، به زنان کفّار آسیبى نرسانند، به درختان لطمه نزنند. حتّى یک بار کشتهى دختر کافرى را دید و به شدّت ناراحت شد (2).
پیام ها :
1- ایمان باید همراه با عمل و مبارزه باشد. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قاتِلُوا»
2- دفع شرّ دشمنان نزدیکتر، اولویّت دارد. «یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ» (استراتژى جنگى اسلام، ابتدا مقابله با دشمنان نزدیکتر است، همچنان که در مبارزهى فکرى و عقیدتى نیز باید ابتدا شبهاتِ رایج و موجود را پاسخ داد)
3- هر چه براى ایجاد صلابت و شدّت لازم است باید تدارک دید، چه شجاعتِ رزمندگان و چه ابزار و سلاحهاى پیشرفته و چه آموزشهاى پیشرفته و تخصّصى. «وَ لْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً»
4- سپاه اسلام، باید صلابت و هیبت داشته باشد. «غِلْظَةً»
5- شجاعت درونى باید با صلابت بیرونى همراه باشد. «وَ لْیَجِدُوا»
6- غلظت وصلابت اسلامى، همراه با تقواست. «أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»
7- جهاد، جلوهاى از تقواى الهى است. قاتِلُوا ... أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ
8- چون در جنگ، غرائز، هوسها و کینهها ممکن است پیش آید، تقوا براى رزمندگان شرطِ اساسى است. «أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»
(1). تفسیر فىظلالالقرآن.
(2). تفسیر فىظلالالقرآن.
http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_123_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87 .
*************************************************
** احکام خمس+سایت حکیم عسکری لشت نشایی گیلانی+پرسش و پاسخ+کلیک
.: Weblog Themes By Pichak :.