سفارش تبلیغ
صبا ویژن
درباره
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی



ابر برچسب ها
درمحضرقرآن کریم[10] ، آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی[7] ، تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان[5] ، در محضرقرآن کریم[5] ، تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان»[3] ، آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی[3] ، تفسیرسوره کهف براساسِ«اَلمیزان[2] ، تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطب[2] ، تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان»[2] ، عظمت قرآن[2] ، عکس[1] ، قرآن مایه حیات دلها و جانها است(تفسیرآیه 52 و53 سوره شُوری)تفسیر[1] ، قرآن کریم ازهراعوجاج وانحرافی بدوراست[1] ، قسمت پنجم[1] ، قسمت چهارم[1] ، قسمت دَهُم[1] ، قسمت سوم[1] ، قسمت ششم[1] ، قسمت نُهُم[1] ، قسمت هشتم[1] ، قسمت هفتم[1] ، قسمت11 .[1] ، قسمت12 .[1] ، قسمت13.[1] ، قسمت14.[1] ، قسمت15.[1] ، معنای کلمه عَصر در سوره (وَالْعَصرِ)[1] ، منظوراز(وَالْقَواعِدُمِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا[1] ، ناپایداری دنیا و پایداری آخرت[1] ، نزول دفعی و تدریجی قرآن کریم ازدیدگاه آیت الله جوادی آملی[1] ، نمازمَلفوظ ونماز مَقبول[1] ، نکته ادبی و تفسیری و فقهی در آیه 38 از سوره مائده[1] ، نکته ها و پیام های آیه 123 از سوره توبه[1] ، هرکسی و قومی مسؤل عواقب اعمالِ بدخوداست(درمحضرقرآن کریم)[1] ، وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا[1] ، وبلاگ درمحضرقرآن کریم[1] ، حدیث امام حسن عسکری ع[1] ، خوشاآن عاشق شیدایی قرآن[1] ، تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.(قسمت دوم)[1] ، آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی(در محضرقرآن کریم[1] ، (در محضر قرآن کریم)[1] ، آیااستثاءدرآیه«وَمَایَعْبُدُونَ إِلَّااللَّهَ»متّصل است یامنفصل؟[1] ، آیاخداوندبرای بنده اش کافی نیست[1] ، آیاغاراصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یاسمت قُطبِ جنوب؟![1] ، آیت الله جوادی آملی[1] ، آیت الله سعادت میرقدم لاهیجی[1] ، درمکتب شیطان جزدرس گمراهی و بدبختی نیست[1] ، روش وقواعدامام خامنه ای درتفسیرقرآن کریم[1] ، سایت سعادت میرقدیم ها[1] ، سوره یونس آیات 24 و 25[1] ، شدّت عمل در برابر دشمنان اسلام و مُسلمین(تفسیرآیه 123 توبه)تفسیر[1] ، شعرازآیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی[1] ، صفا بخش دل و جان است قرآن[1] ، آیه 1 از کهف.[1] ، آیه51 مائده[1] ، اَحسَنُ الحَدیث بودن قرآن به چه معنا است؟[1] ، استاد سعادت میرقدیم لاهیجی[1] ، استادمحسن قرائتی[1] ، بزرگ ترین نعمت خداوند(تفسیر آیه 164 از سوره آل عمران)[1] ، بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین علیه السلام[1] ، پرسش و پاسخ[1] ، پست ترین آدم ها،آدم دوچهره و دو رو است[1] ، پیام تسلیت به مناسبت شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی[1] ، تبیین اقسام ثلاثه علم الهی:1-علم خداوند به ذاتش2-..3-.. آیت الله[1] ، تفسیر (آیه 26و27 و28 و29 و30 از سوره اِسراء)[1] ، تفسیر آیه 10 و 11 و 12 از سوره اَلسَّجدة-تفسیر-قرآن[1] ، تفسیر آیه 159 از سوره آل عمران- قرآن-[1] ، تفسیر آیه 159 ازسوره آل عمران درباب اهمیت مشاوره[1] ، تفسیر آیه 213 از سوره بقره از المیزان[1] ، تفسیر آیه 36 و 37 سوره زُمَر[1] ، تفسیر آیه 42 و43 از سوره فاطر-قرآن-تفسیر-سوره فاطر[1] ، تفسیر آیه 78 از سوره اَلنَّحل-سوره نحل آیه 78-تفسیرقرآن[1] ، تفسیر آیه109 از سوره توبه[1] ، تفسیر سوره کهف بر اساسِ«اَلمیزان»[1] ، تفسیرآیه 58 ازسوره نساء(اهمیت امانت و قضاوت)درمحضرقرآن کریم[1] ، تفسیرآیه 74 از سوره بقره توسط دکترسیدمحسن میرباقری-تفسیر-میرباقر[1] ، تفسیرسوره کهف[1] ،

بسم الله الرحمن ارحیم


این وبلاگ در تاریخ 15 / 1 / 1394 ایجاد شد

 

گل تقدیم شمامتن قرآن کریم با ترجمهگل تقدیم شما

گل تقدیم شماتفسیر نمونهگل تقدیم شما

گل تقدیم شماتفسیر نمونه - اندیشه قمگل تقدیم شما

گل تقدیم شماکتابخانه مدرسه فقاهت - تفسیر نمونه

قال الصادق علیه السلام :

اَلقُرآنُ عَهدُ اللهِ اِلی خَلقِهِ فَقَد یَنبَغی لِلمَرءِ المُسلِمِ اَن یَنظُرَ فی عَهدِه وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً .

قرآن پیمان خداوند است با بندگانش، شایسته آن است که انسان مسلمان در پیمان خود نظر کند و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند . 

                                 اصول کافی 2/609 

 

 گل تقدیم شما(وبگاه نسیم معرفت) متنوع وجذاب در خدمت شماگل تقدیم شما

webnasimemarefat

استاد سید اصغر سعادت میرقدیم

 

ostad

 


http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(15).jpg

* تصویر مربوط به آبان 1398 است




حدیث عشق و ایمان است قرآن

صفا بخش دل و جان است قرآن

گلی از گلشن  فیض   الهی

نه تنها گل ، گلستان است قرآن

**********************


نــسیــم کــوی جــانــان اســت قــــرآن
شمیــم عطــر رحــمان است قرآن
بُــــوَد روشــنــــــگــــــر راه ســــعــادت
چــو خــورشید فـروزان است قرآن
بــــه گــلـــزارش خـــزان راهــــی ندارد
بــهــاران در بـــهــاران اســت قرآن
صفــــای بــوستــــان آسمــانـــی است
شکـــوه بــــاد رضـــوان است قرآن
رهــــانــــد از جـــهــــالـــــت آدمــــی را
فــروغ عـلــم و ایــمــان است قرآن
طــــراوت بــخش روح مــومــنــان است
بــه جسـم عارفان جان است قرآن
بـــه صــدق و راســتــی همــتــا نــدارد
رفیــقــی نــیــک پـیمان است قرآن
بــســــوزد خــرمــن شــرک و ریــــــا را
چــو کــوه آتـش افشان است قرآن
نــهان در سینه ها و ســر عشـق است
کــلیــد گنــج عــــرفــان است قرآن
بــــود مـعــجــز رســول هــاشــمــی را
کـه در شأنش ثنا خوان است قرآن
طبــیــب دردهـــــای بــــی دوا اوســت
بــه جــان خسته درمان است قرآن
تــسلــی بــخش دلــهای غــمیـن است
چــراغ شــام حــــرمـان است قرآن
در آن سامان که سامان نیست کس را
پــنــاه هــــر مسـلمــان است قرآن
بــه حــشر و سنــجش میــزان اعـــمال
یقین می دان که میزان است قرآن
بــــراتی وصــف قــرآن چـون توان گفت
همــی گــوید کــه قرآن است قرآن

 



 

***نسیم معرفت***

 

*** قرآن مایه حیات است- قرآن وعترت همیشه باهمند

 

عَلَیکُم بِکِتابِ اللهِعَلَیکُم بِالقُرآنِ


تَمَسَّک^  اَیُّهَا المُسلِم^  بِقُرآنِِ کِتابِ الله^

تَدَبّر^ فِیهِ  وَ استَفهِم^  بِقُرآنِِ کِتابِ الله^


کِتابُ المُصطَفی حقُُّ کِتابُُ اِسمُهُ الفُرقان^

خُذِ الحَقّ^ وَاترُکِ الباطِل^ اَلایا طالِبَ القُرآن^


کِتابُ المُصطَفی  نُورُُ   وَ یَهدِی لِلَّتی اَقوَم^

کِتابُُ   کُلُّهُ خَیرُُ     فَعَظِّم^  قَدرَهُ   فَافهَم^


شِفاءُ کُلِّ اَمراضِِ  کَأَمثالِ الحَسَد^ وَالغِلّ^

اَلا وَاستَشفِ بِالقُرآن^   اَلا یا اَیُّهَا العاقِل^


وَ کُن^ فِی خِدمَةِ القُرآن^ مَعَ الأِخلاصِ وَالأیمان^

وَ لاتَغفُل^ عَنِ الُقُرآن تَکُن^ فِی مَعرَضِ الخُسران^


حَیاةُ القَلبِ بِالقُرآن^     حَیاةُ القَلبِ بِالقُرآن^

فَرَتِّل^ وَاقرَءِ القُرآن^     اَلا یا اَیُّهَا الأِنسان^


لِکُلِّ العَصرِ والدَّوران^     جَدیدُُ هذَا القُرآن^

وَلا یَأتِیهِ فِی الماضِی وَ لا فِیما یَجِی البُطلان^


کِتابُ اللهِ    وَالعِترة^   مَعا ََ     کانا   فَلایَخفَی

یَکُونانِ مَعاََ   اَیضا  بِهِ   قالَ النَّبِیّ^     یَرضَی


هذه الأَشعار مِنَ السیّد اَصغَر السَّعادت المیرقَدیم الاهیجی

 

ای مسلمان تمسُّک کن و چنگ بزن به قرآن که کتاب خداوند است

تدبُّر و اندیشه کن در آن و طلب فهم نما بواسطه قرآنی که کتاب خداوند است


کتاب حضرت محمد مصطفی  (ص) حق است کتابی که نام دیگرش فُرقان (جداکننده حق از باطل)  است

ای طالب قرآن ، حق را بگیر و باطل را رها ساز


کتاب حضرت محمد مصطفی  (ص)  نور است  و به راهی استوار و مستحکم دعوت می نماید

کتابی که  سراسرش  پر از خیر و برکت است پس قدر و منزلتش را بزرگ دان و بفهم


قرآن شفای همه بیماری های روحی و قلبی مانند حسد و کینه و کفر ونفاق و ...  است 

ای  عاقل  شفای خود را در قرآن جستجو نما .


بااخلاص و ایمان در خدمت قرآن کریم باش

و از قرآن غافل مشو که در معرض خسران و زیان و ضرر قرار می گیری


حیات و زنده بودن دل به قرآن است . حیات و زنده بودن دل به قرآن است

پس ای انسان  برای حیات و زنده نگهداشتن دل خود قرآن را با ترتیل قرائت نما


این قرآنی که در اختیار ما است برای همه اعصار و دوران ها تازگی و طراوت دارد

قرآن کتابی است که نه در عصر نزولش و نه بعد از آن (نه در گذشته و نه در آینده )  باطلی درآن رخنه نمی کند.


پس مخفی نماند و متوجه باش که قرآن  و عترت از گذشته با هم بودند

و باز هم همیشه باهم خواهند بود و پیامبر  (ص)   همین پیوند و باهم بودنِ قرآن و عترت را فرمود و به همین امر راضی و خشنود می شود .( واگر کسی بین قرآن و عترت جدایی افکند پیغمبر (ص) را ناخشنود کرده است )

 

این اشعار از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  می باشد


**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی





موضوع :



نهضت حفظ قرآن در استان خراسان رضوی ایجاد شده است - ایرنا
بسم الله الرحمن الرحیم





قرآن کتاب سَماوى و وحى آسمانى است که به مدت بیست و سه سال به وسیله «اَمین وحى» بر قلب مُبارک پیامبر گرامى (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  فرود آمده و او از طریق تلاوت و قرائت ، مردم را با آن آشنا ساخته ، سپس به دستور خود وى به صورت سوره هاى طِوال و قِصار، جمع و گردآورى گردیده است. از روزى که قرآن به صورت نقوش و خطوط بر روى کاغذ درآمد ، آنچنان مورد استقبال اندیشمندان قرار گرفت که هرگز در تاریخ تمدّن و علم براى آن نظیر و مانندى نمى توان یافت . توجه دانشمندان اسلامى به تلاوت و فهم معانى قرآن سبب گردید که دو نوع علوم ، در این زمینه ، تدوین گردد  و هدف از هر دو نوع ، فهم مضامین عالى قرآن و تلاوت صحیح آن است ، این دو نوع علوم عبارتند از:

1- علوم عَرَبِیَّه: از قبیل صرف و نحو، لغت و اشتقاق و معانى و بیان و بدیع و غیره که باید این ها را کلید فهم معانى ابتدایى قرآن دانست . درست است که بهره بردارى از این کلید، مخصوص به قرآن نیست بلکه از طریق این علوم، انسان به زبان عربى آشنا شده و از کلیه کتابهایى که به زبان عربى نگارش یافته اند بهره مى گیرد، ولى انگیزه اصلى و اساسى از کشف قواعد زبان عربى و تدوین این علوم فهم «کِتابُ اللّه» بوده است.
2- علوم قرآن: مقصود از آن، علومى است که مربوط به خود قرآن بوده و از خود قرآن مایه مى گیرد، مانند«قِصَص پیامبران»، «شأن نزول ها»، و «قرائت»، «تجوید» و نظایر این ها، این نوع علوم از متن قرآن مدد مى گیرند، از طریق خود این کتاب تدوین مى گردند.

علومى که از متن خود قرآن کمک مى گیرند، به این علوم منحصر نیست، بلکه با پیشرفت تمدن اسلامى و تکامل اندیشه ها، گسترش دیدها و بینش ها، «علوم قرآن» افزایش یافته است.

قُطبُ الدّین شیرازى (مُتَوَفّاى 710«ه.ق»)در کتاب «دُرَّةُ التّاج» علوم قرآن را به دوازده علم تقسیم کرده است، در حالى که «جَلالُ الدِّین سُیُوطى»(مُتَوَفّاى سال 911«ه.ق»)، در کتاب «اِتقان» علوم قرآن را به هشتاد نوع رسانیده است. «بَدرُالدِّین زَرکَشى»(مُتَوَفّاى 794«ه.ق») در کتاب «اَلبُرهانُ فِى عُلُومِ القُرآنِ» انواع علوم قرآن را به چهل و هفت نوع رسانیده و بسیارى از انواع علوم را که بعدها سُیُوطى آن ها را به صورت علمى مستقل شمرده است، در برخى ادغام کرده است.

امیر مؤمنان (عَلَیهِ السَّلامُ) آیات و علوم قرآن را در حدیثى به نوعى تقسیم کرده است(بِحارُ الأَنوار:19/94ـ 119، باب 128، چاپ کمپانى. )


جالب توجه اینکه رشته تألیف و نگارش در هر یک ازاین علوم ودانش ها که همگى به منظور درک مفاهیم آن تدوین شده اند، در هیچ زمانى از تکامل باز نایستاده و رشته نگارش در همگى مستمر و پیوسته بوده است و اگر مجموع کتابهاى اندیشمندان اسلامى در این خصوص در نقطه اى گردآورى شود، عظیم ترین کتابخانه را تشکیل مى دهد، و اگر کتابهایى که به طور مستقل درباره قرآن نوشته شده، به آن ها ضمیمه گردد، عظمت این کتاب آسمانى، تَجلّى بیشترى پیدا کرده و هر اندیشمندى، انگشت تعجب وحیرت به دندان مى گزد و با خود مى گوید: «قرآن چه اقیانوس ناپیدا کرانه اى است که هیچ شناورى به ساحل آن نمى رسد و نمى تواند حدّ و مرز آن را تعیین کند». تنها از طرف دانشمندان شیعه صدها تفسیر  بر قرآن نوشته شده و قسمتى از آن ها بر اثر مرور زمان از بین رفته و قسمتى به صورت مَطبُوع [چاپ شده] و مَخطُوط در کتابخانه هاى جهان محفوظ مانده است و اگر تفاسیرى که از طرف دانشمندان اهل تسنّن بر آن نوشته شده به آن ها ضمیمه گردد، عقل و خِرَد درباره قرآن مَبهوت و مدهوش مى گردد و با خود مى گوید: چه کتاب بدیع و اِعجاب انگیزى است که این همه جاذبه دارد، چه فضاى بى کرانى است که براى آن نمى توان افقى تعیین کرد و چه آسمان پر ستاره اى است که براى ستاره هاى آن شمارشى نیست؟


*  منبع : کتاب منشور جاوید جلد 14 ص 8 از حضرت آیت الله شیخ جعفر سبحانی تبریزی

 

************************************

*** موضوعات و عناوین فقهی و اقتصادی و اعتقادی و سیاسی و تحلیلی شبکه اجتهاد+مشهد مقدس+تنظیم توسط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+رجوع کنید به سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/639 .+کلیک کنید .

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

*** مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی گیلانی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/623 . +کلیک کنید

 

***کتابخانه اینترنتی آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ....+کلیک کنید

 

*** تفسیر سوره کهف توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ بر اساسِ «متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی»+سایت سعادت میرقدیم ها+کلیک کنید  +

http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .

 
***مقصوداز رَحِم دربحث لزوم ووجوب صِلَه اَرحام چیست؟+آیت الله محمد جوادفاضل لنکرانی+با اصلاحات  و حواشی  و اضافات توسط : آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/628 .+کلیک کنید .


***بیست نُکته در رابطه با قتل فجیع رُومینا اَشرفی حَویقی تالشی گیلانی توسط پدرش+نوشته دکتر احمد حاجی ده آبادی دانشیار دانشگاه تهران+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/651 .+کلیک کنید .

 

***مَقبُوله عُمَر بْن حَنْظَلَه و مَشهُورَه اَبُو خَدیجَه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/653 .+کلیک کنید .

 

***راویان حدیث+راویان ثِقَه+راویانِ ضعیف+معیارهای حدیث شناسی+علم رجال و حدیث+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/659 .+کلیک .

 


*** چرا پدر در قتل فرزندش قصاص نمیشود؟!!+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/654 .+کلیک کنید .

 

***شعار رهایی : نمی توانم نفس بکشم+جُورج فلوید (George Floyd)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی گیلانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/660 .+کلیک کنید .


***چراآیت الله بروجردی درباره اعدام نوّاب صفوی و...توسط شاه کاری نکرد؟!!!+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/5136/ .+کلیک کنید .

 

**** آیاامام حسین(ع)برضدایرانیان وشیعیان ایرانی سخن گفته است؟!!!+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی گیلانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +http://hakim-askari.rozblog.com/post/637 .

 

*** ترانه عشق +پایگاه اندیشوران حوزه +آیت الله سید اصغر سعادت میر قدیم لاهجی+http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=12070 ..+کلیک کنید .

 

*** عشقنامه +از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/647 ..+کلیک کنید .

 

*** ادله اِعتِبارِابزارِجدیدمثل تلسکوب دررُؤیتِ هِلالِ ماهِ قمری+آیت الله شیخ محمدجوادفاضل لنکرانی+با اصلاحات و اضافات و توضیحات لازم توسّط آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی  گیلانی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/650 .+کلیک کنید .


***پاسخ استاد محمدجوادفاضل لنکرانی به استادسید مصطفی محقّق داماد+ اصلاحات و اضافات و توضیحات لازم توسّط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/658 .+کلیک کنید .


***عشقنامه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه+http://saadat.andishvaran.ir/fa/Notes.html .+کلیک کنید .


 

***فیش‌های بیانات امام خامنه ای+https://farsi.khamenei.ir/newspart-print?mid=1&npt=8 .+کلیک .

 


*** یادنامه مرحوم حجت الاسلام دکتر سید علی شفیع پور حسینی گیلانی آستانه ای نیاکویی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/667+کلیک کنید .

 



موضوع :


*********************************************

***نسیم معرفت***


** قرآن کریم ازهراعوجاج وانحرافی بدوراست+وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا+آیه 1 از کهف.


* وَ وُقُوعُ «عِوَجََا» وَ هُوَ نَکِرَةُُ فِی سِیاقِ النَّفیِ یُفیدُ العُمُومَ فَالقُرآنُ مُستَقیمُُ فِی جَمیعِ جِهاتِهِ فَصیحُُ فِی لَفظِهِ، بَلیغُُ فِی مَعناهُ، مُصیبُُ فِی هِدایَتِهِ، حَیُُّ فِی حُجَجِهِ وَ بَراهینِهِ، ناصِحُُ فِی أَمرِهِ وَ نَهیِهِ، صادِقُُ فِیما یَقُصُّهُ مِن قِصَصِهِ وَ أَخبارِهِ، فاصِلُُ فِیما یَقضِی بِهِ مَحفُوظُُ مِن مُخالَطَةِ الشَّیاطینِ، لا اِختِلافَ فِیهِ، وَ لا یَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ.  (متن اَلمیزان ذَیل آیه اول از سوره کهف)


کلمه «عِوَجََا» در آیه شریفه (وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا «آیه 1 از سوره کهف») که به صورت «نکره در سیاقِ نفی» آمده است افاده معنای عموم می کند و بیانگر آن است که قرآن کریم از همه جهات  مستقیم و استوار است و از هر  اعوجاج و انحرافی به دور است بدین گونه که : 1- فَصیحُُ فِی لَفظِهِ . لفظ و الفاظ قرآن ، فصیح است . 2- بَلیغُُ فِی مَعناهُ . معنایش بلیغ و رسا و گویا است . 3- مُصیبُُ فِی هِدایَتِهِ . در هدایت کردنش نسبت به جامعه و مردم ، مُصیب و رساننده به راه حق و حقیقت است 4-حَیُُّ فِی حُجَجِهِ وَ بَراهینِهِ . در حجت ها و براهینی که اقامه می کند ، زنده است و حیات و زندگی می بخشد . 5-ناصِحُُ فِی أَمرِهِ وَ نَهیِهِ . در امر و نهیش  ناصح و خیرخواه است 6-صادِقُُ فِیما یَقُصُّهُ مِن قِصَصِهِ وَ أَخبارِهِ . در نقلِ قِصَص و اَخبارش ، راست و صادق است  و  صادقانه و بدون اغراق و انحراف نقل می کند . 6- فاصِلُُ فِیما یَقضِی بِهِ . در حکم و قضاوتی که می کند ، فاصِل و جدا کننده میان حق و باطل است . 7- مَحفُوظُُ مِن مُخالَطَةِ الشَّیاطینِ . از  مُخالَطت و آمیختگی و  دستبرد شیطانها  مَصون و محفوظ است . 8- لا اِختِلافَ فِیهِ . از ناهمگونی و اختلاف و اختلال در مضامین و  معنی و محتوا مُبرّی است . 9- وَ لا یَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ.  هیچگاه ، نه در عصر نزولش و نه در اَعصار بعد ، باطل در آن رخنه و راه پیدا نکرده و نمی کند . (لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزیلٌ مِنْ حَکیمٍ حَمیدٍ : هیچ گونه باطلی ، نه از پیش رو و نه از پشت سر ، به سراغ آن نمی آید چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است .سوره فُصِّلت آیه 42 )


  

**تفسیر سوره کهف توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی بر اساس متنِ عربی کتابِ اَلمیزان +http://hakim-askari.rozblog.com/post/460 .کلیک کنید .


**تفسیر سوره کهف بر طبق متنِ عربی «اَلمیزان» توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت سعادت میرقدیم ها یا دانش پیما + http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .+کلیک کنید .

 

**تفسیر سوره کهف بر طبق متنِ عربی «اَلمیزان» توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت سعادت میرقدیم ها یا دانش پیما + http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .+کلیک کنید .

 

 

*************************************************

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

** مرحوم حاج عبدالله ضابط مشهدی جزء برترین مُبلِّغان در سراسر کشور بود+به یاد مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین حاج عبدالله ضابط مشهدی پایه گذار سیره شهداء +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید


** فاطمه سلام الله علیها ، جامع الفضائل است+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/598 .

 

 

 

**تفسیر سوره کهف بر طبق متنِ عربی «اَلمیزان» توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت سعادت میرقدیم ها یا دانش پیما + http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8 .+کلیک کنید .

 

 


کلمات کلیدی :قرآن کریم ازهراعوجاج وانحرافی بدوراست کلمات کلیدی :وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا کلمات کلیدی :آیه 1 از کهف.
موضوع :
کلمات کلیدی :قرآن کریم ازهراعوجاج وانحرافی بدوراست کلمات کلیدی :وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا کلمات کلیدی :آیه 1 از کهف.


نتیجه تصویری برای سردار سلیمانی و ابومهدی

نتیجه تصویری برای سردار سلیمانی

***نسیم معرفت***

 

بسم الله القادر المتعال

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

سردار حاج قاسم سلیمانی توسط آمریکایی ها  در عراق به شهادت رسید . او آسمانی بود و به آسمانیان پیوست .  شهادت سردارِ اخلاص و رزم و فداکاری مایه عزت و افتخار برای او و سبب رسوایی عاملان این جنایت خواهد بود .  انتقام بسیار کوبنده و سختی در انتظار جنایتکاران آمریکاست .  شهادت این سردار شجاع و وفادار و ولایتمدار و مُخلص را به حضرت بقیّة الله الأَعظم  امام عصر «عَجَلَ الله تعالی فَرَجَهُ الشَّریف» و رهبر عزیزمان حضرت آیت الله امام خامنه ای  و به ملت شریف و با بصیرت ایران و همه دوستداران و حامیان حاج قاسم سلیمانی بویژه به خانواده مُعزّز و محترمش تسلیت می گوییم . سردار سلیمانی مجاهدی خستگی ناپذیر و نافِذُ البَصیرَة و دارای روحیه ای فوق العاده تأثیرگذار و امید آفرین بود .   هر چند از دست دادن این سربازِ وفادار ولایت بر همه ما گران و سنگین است اما با شهادت این مجاهد فی سبیل الله  روحیه مقاومت در ایران و منطقه و جهان بر ضد آمریکا و اسرائیل و گروه های تکفیری داعشی و مانند آنها صد چندان خواهد شد  و هیج خللی در مسیر مقاومت اسلامی و مقابله و مبارزه با مستکبرین و در رأسشان آمریکای فتنه گر و متجاوز و ستمگر بوجود نخواهد آمد . روحش شاد و راهش پُر رهرو باد .

 

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

سیزدهم دی  1398 .

 

 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

 

*************************************************

 

** متن وصیتنامه سردار دل ها شهید حاج قاسم سلیمانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +http://hakim-askari.rozblog.com/post/597 .+ کلیک کنید .

 

 


**بی نظیرترین فردنظامی درعصرما+سردار دل ها شهید حاج قاسم سلیمانی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/5072/ .+کلیک

 


**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

** مرحوم حاج عبدالله ضابط مشهدی جزء برترین مُبلِّغان در سراسر کشور بود+به یاد مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین حاج عبدالله ضابط مشهدی پایه گذار سیره شهداء +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید


** فاطمه سلام الله علیها ، جامع الفضائل است+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی+http://hakim-askari.rozblog.com/post/598 .

 

 

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

** متن وصیتنامه سردار دل ها شهید حاج قاسم سلیمانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +http://hakim-askari.rozblog.com/post/597 .+ کلیک کنید .

 

 

 


کلمات کلیدی :آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی کلمات کلیدی :پیام تسلیت به مناسبت شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی
موضوع :
کلمات کلیدی :آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی کلمات کلیدی :پیام تسلیت به مناسبت شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی


تصویر مرتبط


روش قواعد آیت‌الله خامنه‌ای تفسیر قرآن کریم


 

 * روش و قواعد حضرت آیت‌الله  امام خامنه‌ای در تفسیر قرآن کریم

 

درس تفسیر قرآن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) ازجمله فعالیت‌های مبنایی مُعَظّمٌ‌لَه در مشهد بوده است. به‌طور خاص و از سال 1347 به درخواست چند تن از طلاب و در «مسجد صدیقیها» (مسجد بازار) و پس از مدّت کوتاهی و به دلیل کثرت حاضران در «مدرسه‌ی علمیه‌ی میرزا جعفر» این‌گونه جلسات برگزار شده و تداوم یافته است. پس از مدتی و با اطلاع دستگاه‌های امنیتی رژیم پهلوی از میزان استقبال از این جلسات از ادامه‌ی برگزاری آن جلوگیری به عمل آمد. بدون تردید یکی از علل حساسیت رژیم پهلوی نسبت به این درس، اقبال اقشار فرهیخته به آن و توجّه آیت‌الله خامنه‌ای به مباحث روز و استفاده از مبانی قرآنی در فهم نیاز روز و شناخت معضلات جامعه بود. پس‌ازاین و در سال‌های بعد نیز جلسات تفسیر قرآن هر بار پس از آزادی معظّمٌ‌له از زندان‌های رژیم پهلوی ادامه می‌یافت. در طول برگزاری درس تفسیر، سوره‌های مبارکه‌ی مائده، انفال، توبه و بخشی از سوره‌ی مبارکه‌ی یونس مورد بحث و تفسیر ایشان قرار گرفت. کتاب «مروری بر مبانی روش و قواعد تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تفسیر سوره توبه» به‌صورت خاص به مطالعه مباحث مطرح شده در تفسیر سوره توبه ایشان پرداخته و درصدد است تا روش و قواعد تفسیری مورد استفاده‌ی معظّمٌ‌له را از بیانات ایشان استخراج کند.

کتاب دارای 4 بخش اصلی است که در آن؛ روش تفسیر، گرایش تفسیر، مبانی و قواعد تفسیری و ویژگی‌ها و امتیازات تفسیر معظّمٌ‌له در تفسیر سوره توبه آمده است. از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این اثر 120 صفحه‌ای، بهره‌گیری مستند و دقیق علمی از سبک و سیاق علما و مفسران قرآن کریم و بررسی مقایسه‌ای آن با شیوه‌ی تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است. دسته‌بندی منظم و در عین ‌حال زبان روان و قابل‌ فهم مباحث ارائه شده، این اثر را بیش‌ازپیش خواندنی کرده است.

در بخش نخست این اثر؛ «روش تفسیری» آیت‌الله خامنه‌ای در تفسیر سوره توبه مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است. با ذکر این مقدمه که مقصود از «روش» در اینجا استفاده از ابزار یا منبع خاص در تفسیر است که معانی و مقصود آیه را روشن ساخته و نتایج مشخصی را به دست دهد، و اینکه مهم‌ترین روش‌های تفسیری  عبارتند از: روش تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر روایی، تفسیر علمی، تفسیر عقلی و اجتهادی، تفسیر اشاری و تفسیر کامل، از بررسی تفسیر معظّمٌ‌له چنین برمی‌آید که روش تفسیر ایشان «روش اجتهادی» است که در کنار آن، به‌طور چشمگیر، از روش قرآن به قرآن و روایی نیز، بهره گرفته ‌شده است. مراد از روش اجتهادی، کوشش فکری و بکار بردن نیروی عقل در فهم آیات و راهیابی به مقاصد آن است. در تفسیر اجتهادی، بر عقل و نظر و تدبّر تأکید می‌شود در مقابلِ تفسیر نقلی، که تأکید فزونتر بر نقل است. منظور از تفسیر قرآن به قرآن نیز آن است که آیه‌ای به کمک آیات دیگر، تفسیر می‌گردد و مقصود آن روشن می‌شود. همچنین مراد از روایی نیز توجّه به روایات و بهره‌گیری از آن‌ها در فهم آیات است که به‌طور گسترده از سوی آیت‌الله خامنه‌ای در تفسیر سوره توبه مورد استفاده قرارگرفته است.

در بخش دوم این اثر به بررسی گرایش تفسیری معظّمٌ‌له در تفسیر سوره توبه پرداخته‌ شده است. مقصود از «گرایش» تأثیر باورهای مذهبی- کلامی، جهت‌گیری‌های عصری و سبک‌های برداشت از تفسیر قرآن است که بر اساس عقاید، نیازها، ذوق و سلیقه و تخصّص علمی مفسّر شکل می‌گیرد. مهم‌ترین گرایش‌های تفسیری عبارتند از: گرایش ادبی، فقهی، فلسفی، اجتماعی، اخلاقی، تاریخی، علمی، کلامی و نیز جهت‌گیری معنوی- تربیتی، جهادی، تقریبی و سیاسی مفسّر. در این چارچوب گرایش برجسته در این تفسیر، گرایش اجتماعی- سیاسی با جهت‌گیری هدایتی- تربیتی است و نکات ادبی، فقهی و کلامی نیز، به‌گونه‌ای کم‌رنگ‌تر در آن مشاهده می‌گردد.


*** ویژگی‌های مهّم گرایش اجتماعی عبارتند از:



- به آیاتی از قرآن که مسائل اجتماعی را بیان می‌کند، بیشتر پرداخته می‌شود.

- به مشکلات جامعه‌ی اسلامی در عصر خویش توجّه شده و با عرضه‌ی آن‌ها بر آیات، راه حلّ آن‌ها در قرآن جست‌وجو می‌شود.

- به گرایش‌های فلسفی، مذهبی و سبک‌های ادبی و فقهی توجّه کمتری می‌شود.

- به جهت‌گیری‌های عصری در مورد دشمن‌شناسی و جهاد با دشمنان اسلام و استعمارگران و حرکت تقریبی (وحدت بین مسلمانان) توجّه می‌شود.

- به آموزهای تربیتی و ارشادی قرآن و بُعد هدایتی آن توجّه ویژه می‌شود.

- مفسّر تلاش می‌کند سنّت‌های اجتماعی (= قوانین ثابت جهانی در عرصه‌ی اجتماعی) را بررسی و بر نیازهای عصر تطبیق دهد.

- در موارد لزوم، از علوم تجربی و بشری نیز برای تفسیر آیات استفاده ‌شده است و ضمن آنکه از اسرائیلیات و روایات مجعول و خرافی، پرهیز می‌شود با بیان شیوا، رسا و ساده تلاش می‌شود تا تفسیر برای عموم مردم قابل ‌استفاده باشد.

همچنین تفسیر آیت‌الله خامنه‌ای از سوره توبه ضمن وفاداری به مؤلفه‌ها و محورهای بیان‌شده از جهت «گرایش اجتماعی» آن در تفسیر، به موارد زیر پایبند است؛

- تحلیل بیماری‌های اجتماعی و راه‌ حل قرآنی آن‌ها؛ به‌عنوان‌مثال؛ در این تفسیر و ذیل آیه‌ی 113، این بحث مطرح‌شده که احساس غرور و عُجب ناشی از قدرت و اکثریت، از بزرگ‌ترین بیماری‌های است که ممکن است هر گروه و ملتی به آن مبتلا گردد. ازاین‌روی، قرآن برای جلوگیری از این آسیب، آموزه‌هایی دارد که اهمّ آن، امربه‌معروف، نهی از منکر و توصیه‌ی یکدیگر به ‌حق و صبر است، همان‌طور که جامعه اسلامی به سبب بی‌توجّهی به این تعلیمات، به آنان مبتلا گردید.

- ایده‌ی تشکیل حکومت اسلامی؛ برای نمونه ذیل تفسیر آیات 12-13-38-40-111 سوره توبه به این موضوع اشاره‌ شده است.

- پاسخگویی به شبهات قرآنی؛ به‌عنوان نمونه در ذیل تفسیر آیه 43 سوره توبه و با توجه به عبارت «عَفَا اللهُ عَنکَ» به شبهاتی که پیرامون عصمت پیامبر(ص) مطرح شده، به ‌تفصیل پاسخ‌ داده‌ شده است.

- بیان سنّت‌های الهی؛ به‌عنوان نمونه و در ذیل آیه‌ی 40 سوره توبه بیان‌ شده که ما در مسیر جریان سنّت‌های خدایی در جهان قرار گرفته‌ایم و سنّت خدایی آن است که اسلام در جهان فراگیر شود.

- هدفمندی و هدایتگری قرآن؛ قرآن کریم در آیاتی متعدّد به اهداف خود اشاره ‌کرده و بالاترین هدف خود را هدایت مردم معرفی کرده است. توجّه به هدفمندی و هدایتگری قرآن در فهم و تفسیر آن، تأثیر مهمّی دارد، چرا که به تفسیر آیات جهت می‌دهد و موجب می‌گردد مفسّر، با نگاهی هدایتگرانه بنگرد و پیام‌های تربیتی آن را دریابد و این، از ویژگی‌های مهمّ تفسیر با «گرایش اجتماعی» است.



بخش سوم این اثر به بحث درباره «مبانی و قواعد تفسیری» آیت‌الله خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) در تفسیر سوره توبه پرداخته است.


*** مهم‌ترین مبانی تفسیری این تفسیر عبارتند از:



1. امکان و جواز فهم و تفسیر آیات قرآن؛ از مبانی اساسی و پیش‌فرض‌های تفسیر قرآن، امکان و جواز تفسیر آن است، و اگر این مطلب مورد پذیرش واقع نشود، وجهی برای تفسیر نمودن قرآن باقی نمی‌ماند. تردیدی نیست که مبنای آیت‌الله خامنه‌ای در این تفسیر، امکان و جواز فهم و تفسیر قرآن است، زیرا روش این تفسیر، شیوه‌ی اجتهادی و عقلی است که پیش‌فرض مسلّم آن، مبنای یاد شده است.

2. حجّیّت ظواهر قرآن و توجّه به آن در تفسیر؛ بی‌تردید پایبندی به ظواهر قرآن برحسب متفاهم عرفی، آنجا که قرینه‌ای برخلاف آن وجود نداشته باشد، افزون بر آنکه فهم و تفسیری ضابطه‌مند را ارائه می‌دهد، از بهترین و استوارترین دلایل بر داوری بین دیدگاههای تفسیری است.

3. توقیفی و حکیمانه بودن چینش آیات؛ از مسائل علوم قرآنی که در مباحث تفسیری نیز تأثیرگذار است، بحث چینش توقیفی آیات در سوره است. مشهور محقّقان برآنند که چینش آیات قرآن، توقیفی است. یعنی خداوند خود آیات را با نظم کنونی آن در هر سوره نازل فرموده و یا در مواردی معدود، به فرمان پیامبر(ص) آیه‌ای در سوره‌ای خاص جای‌داده شده است. بنابراین، مسلمانان در تنظیم آیات، نقشی نداشته‌اند. این مبنا، آثار و نتایجی را در بر دارد که ازجمله آن، حکیمانه بودن نظم کنونی آیات در هر سوره است، چه، سخن حکیم  و تنظیم و تنسیق او، بدون دلیل و حکمت نیست.

4. توجّه به غرض کلّی سوره و دسته‌بندی موضوعات آن؛ نیک روشن است که کشف غرض کلّی و اهداف سوره، خود ثمرات مثبت فراوانی در تفسیر دارد که از آن جمله‌اند: توجه به اهداف قرآن و توقف نکردن در مصادیق و جزئیات، نگاه مجموعی و سیاقی به آیات و پرهیز از یکسونگری و فهم زاویه‌ای، دسته بندی موضوعات سوره و فهم روشمند محتوای آن. چنانکه این موضوع، خود زیرساخت مبحث تناسب آیات و پاسخگوی شبهات پیرامون پراکندگی موضوعی و محتوایی سوره می‌باشد.

5. کشف غرض آیه از کلمات کلیدی: گاه در آیه، واژه‌ای کلیدی وجود دارد که غرض آیه، هدف اصلی و پیام آن را نشان می‌دهد. برای نمونه، مفسّر بزرگوار، در تفسیر آیه‌ی 86: «وَ إِذا اُنزِلَت سُورهُ أَن آمِنُوا بِاللهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ استَأذَنکَ أُولُوا الطَّولِ مِنهُم» به این نکته توجّه داده‌اند که: « اگر در این آیه هم، بسان آیات پیشین، صرفاً نفاق مورد نظر بود و میخواست آن را نکوهش کند، واژه «أولُوا الطَّول» چندان مفید معنی نبود، بنابراین، آیه می‌خواهد یکی دیگر از ویژگی‌ها و اختصاصات طبقه‌ی اشرافی ثروتمند و مترف را بیان کند. این مطلب، نشانگر آن است که واژه کلیدی در آیه، می‌تواند جهت و غرض آن را نشان دهد و در این آیه «أولُوا الطَّول» واژه اصلی است. چنانکه تخلف اصلی ثروتمندان یادشده در آیه، سرپیچی از دستور «جاهِدُوا مَعَ رَسُولِه» است و فرمان «آمِنُوا بِاللهِ» بعنوان مقدّمه ذکر شده است.

6. استعمال لفظ در اکثر معنا؛ از مبانی مهم تفسیری آنست که آیا بطور کلی، استعمال لفظ در بیش از یک معنا مجاز است، بدین معنا که آیا متکلم می‌تواند از یک لفظ، دو معنی متفاوت را – در مشترک لفظی- اراده کند و آیا شنونده و مخاطب، می‌تواند سخن کسی را بر بیش از یک معنا حمل کند؟ در مورد این مسئله، میان محققان اختلاف‌نظر وجود دارد: 1- برخی، استعمال لفظ در بیش از یک معنا را مُحال دانسته‌اند. 2- عده‌ای دیگر هرچند امکان آن را پذیرفته‌اند، لیک آن را خلاف متعارف دانسته‌ ازاین‌روی، حمل آیات و روابط بر اکثر معنا را تجویز نکرده‌اند  3- و شماری دیگر، آن را ممکن و مجاز دانسته‌اند، و گاه آن را نشانه‌ی فصاحت و بلاغت گوینده نیز به‌ حساب آورده، و از آنجا که قرآن کریم، در اوج فصاحت و بلاغت است، حمل آیه بر چند معنا را، مجاز و مطلوب دانسته‌اند. بررسی موارد متعدّد این تفسیر، نشان می‌دهد که آیت‌الله خامنه‌ای نیز مبنای اخیر را پذیرفته‌اند.

7. توجه به مسئله وجوه و نظایر؛ از مباحث علوم قرآنی، بحث وجوه و نظایر است. وجوه درباره محتملات معانی بکار می‌رود و نظایر، درباره‌ی الفاظ و تعابیر. اگر در لفظ یا عبارتی چند احتمال رود این معانی را «وجوه» گویند، و هنگامی ‌که چند لفظ معنای تقریبی واحدی را افاده کنند، «نظایر» بکار می‌رود. به‌ عنوان نمونه؛ بحث معظّمٌ‌له در ذیل تفسیر آیه 60 سوره توبه در مفهوم شناسی واژه‌ی صدقه و زکات در همین چارچوب قابل ‌بررسی است.

8. مسئله‌ی مکّی و مدنی بودن آیات؛ آیت‌الله خامنه‌ای از آن دسته از محققانی در عصر حاضر به شمار می‌روند که به این نتیجه رسیده‌اند که سوره‌ی مکّی، تمامی آیاتش مکّی، و سوره مدنی نیز یکدست مدنی است. ایشان ذیل تفسیر آیه‌ی اول سوره توبه و در مقدّمه بحث، ضمن رد روایاتی که دو آیه از سوره را مکّی دانسته‌اند، تمام سوره را مدنی اعلام می‌کنند.

9. توجّه به فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نزول سوره؛ در مقدّمه‌ی تفسیر سوره توبه و بر اساس گزارشات تاریخی، فضای کلی نزول سوره به ‌تفصیل بیان شده، همچنین ذیل تفسیر آیات مختلف فضای سیاسی- اجتماعی نزول آیات ترسیم شده است.

10. توجّه به شأن نزول و نقش آن در فهم صحیح آیه؛ معظّمٌ‌له با توجه به ظرافت‌های موجود در تفسیر آیات قرآن و با در نظر گرفتن 5 اصل؛ تشخیص صحّت و اعتبار، سودمندی و کاربرد شأن نزول در فهم بهتر و تأیید یکی از احتمالات، محدود نکردن آیه به سبب شأن نزول و ردّ شأن نزول به سبب عدم مطابقت با آیه به بررسی بحث شأن نزول آیات پرداخته‌اند.

11. مسئله‌ی نسخ و تحلیل صحیح آن؛ آیت‌الله خامنه‌ای، در مقدّمه‌ی سوره، با اشاره به تفاوت احکام این سوره درباره‌ی کفار و منافقین با سوره‌های دیگر، ضمن ارائه‌ی مفهومی صحیح از نسخ و در واقع ردّ ادعای نسخ اصطلاحی در مورد این آیات، تغییر احکام موجود را، ارائه‌ی تاکتیک‌های متعدّد در قالب استراتژی مشخصی می‌دانند که یک هدف را دنبال می‌کند و به دیگر سخن، تغییر این احکام، به سبب تغییر شرایط و موقعیت‌ها بوده و با بازگشت شرایط پیشین، احکام قبلی نیز باز می‌گردد.

12. توجّه به مبانی ادبی و لغوی: مباحث ادبی شامل بحث‌های لغت(تحلیل مفهوم کلمات)، صرف، نحو و علوم بلاغی، در این تفسیر، نمودی گسترده دارد.

13. توجّه به «لوازم» سخن در برداشت از آیه؛ گاه به طریق اقتضاء تضّمن یا اشاره، مطالبی از کلام قابل ‌استفاده است که جزء دلالت مطابقی لفظ به شمار نمی‌رود. نمونه‌ی این بحث در تفسیر آیه‌ی 91 سوره توبه است. معظّمٌ‌له از جمله‌ی «وَ لا عَلَی المَرضی وَ لا عَلَی الَّذینَ لا یَجِدُونَ ما یُنفِقُونَ حَرَج» چنین استفاده کرده‌اند که وسایل جنگی را خود داوطلبان جنگ از مال خود می‌خریدند و چنین نبود که حکومت اسلامی آن را تهیه کند.

14. تعلیل مستفاد از ذیل آیات؛ جمله‌هایی که ذیل آیات می‌آیند، در موارد بسیاری می‌تواند به‌عنوان «تعلیل» حکم یادشده در آیه تلقی شوند. برای نمونه معظّمٌ‌له در تفسیر آیه‌ی 91 سوره توبه، جمله‌ی «ما عَلَی المُحسِنینَ مِن سَبیلٍ» در ذیل آیه را، دلیل حکم مطرح در صدر آن دانسته‌اند.

15. کارکرد روایات در تفسیر؛ در تفسیر معظّمٌ‌له به ‌تناسب و در بخش‌های مختلف کاربرد روایات ازجمله برای بیان شأن نزول آیات، مفهوم شناسی اصطلاحات قرآنی و توضیح معارف قرآنی که بیشتر جنبه‌ی هدایتی، تربیتی و ارشادی دارند، نمود گسترده‌ای دارد.

16. عدم حجّیّت اقوال صحابه و تابعان در تفسیر؛ معظّمٌ‌له در تفسیر خود بر نفی حجّیّت دیدگاه‌های صحابه در تفسیر، تصریح نموده و فقط روایات معصومین(علیهم‌السّلام) را حجت دانسته‌اند. تردیدی نیست که حجت نبودن گفتار صحابه، عدم حجّیّت اقوال تابعان را نیز در بردارد.

17. نقش شناخت راویان و جاعلان حدیث در ردّ دیدگاه‌های تفسیری مبتنی بر منقولات آنان؛ روشن است که هوشمندی مفسّر و آگاهی او از تاریخ تفسیر مأثور و شناخت راویان، می‌تواند سره را از ناسره مشخص سازد. این هوشمندی و شناخت، در این تفسیر در مباحث مختلف، ازجمله؛ در توضیح آیات 34، 69، 73 و 79 نمود یافته است.

18. حجّیّت قرائات و نقش آن در تفسیر؛ از دیدگاه معظّمٌ‌له، قرائات غیر مشهور و غیر متواتر؛ که با خبر واحد ثابت می‌شوند، حجّیّتی ندارند و هرگز در تحلیل معارف قرآنی و پاسخ به اشکالات، نباید به آنها پناه برد.

19. کاربرد تاریخ و سیره در تفسیر؛ در موارد فراوانی مفسّر بزرگوار برای تحلیل آیات از حوادث تاریخی سود جسته‌اند. همچنین گاه برای نقد آراء تفسیری، روایات و قرائات غیر مشهور نیز، به تاریخ صدر اسلام استناد کرده‌اند.
20. تعمیم‌بخشی به مفاهیم قرآنی؛ شماری از مفسّران، برخی از واژه‌های قرآن را که بظاهر، مفهومی عام دارند، در موردی خاص منحصر کرده‌اند. معظّمٌ‌له با نقد این انحصارگرایی، بر تعمیم واژه‌ها به مواردی دیگر، تأکید کرده‌اند و از این راه، گستره معارف قرآن را اثبات نموده‌اند.

21- تفاوت سطح معرفتی آیه به تناسب مخاطبین؛ از مبانی دیگر این تفسیر می‌توان به این نکته اشاره کرد که معارف ارائه ‌شده در آیات، به‌ تناسب مخاطبین، متفاوت است: آنجا که مخاطب آیه، خواص هستند، استدلال و برهان مطرح می‌شود و زمانی که مخاطب توده‌های مردم باشند، مطالبی قابل ‌فهم و در سطح آنان ارائه می‌گردد.

22. امکان رشد معارف دینی؛ توجّه به این نکته باعث می‌شود مفسّر، به اندیشه‌های ارائه ‌شده از سوی پیشینیان بسنده نکند و بگونه‌ای عمیق به کشف و تبیین حقایق و معارف الهی قرآن بپردازد. و در عین ‌حال، از هرگونه افراط‌ و تفریط در این عرصه، که به تغییر اصل معارف و التقاط یا جمود و تحجر و سلفی‌گری منتهی می‌گردد، پرهیز نماید.

23. پرهیز از برداشت‌های ذوقی بعنوان تفسیر و جداسازی آن‌ها؛ بطور خاص معظّمٌ‌له ذیل آیه‌ی 46 سوره‌ی توبه، پس از بیان تفسیر آیه، احتمال دیگری را نیز مطرح کرده و از آن بعنوان استنباط ذوقی- و نه معنی آیه- یاد می‌کنند تا مرز بین تفسیر و برداشت‌های ذوقی حفظ گردد.

24. نفی جزم‌اندیشی در تفسیر متشابهات؛ مفسّر بزرگوار، در مواردی که دلیل قاطعی بر یک برداشت و تفسیر وجود نداشته، از جزم‌اندیشی و اظهارنظر قطعی، پرهیز کرده‌اند.

25. تعامل با دیدگاه‌ها و احتمالات مختلف در تفسیر آیه و ارزیابی آن‌ها؛ معظّمٌ‌له در ذیل تفسیر آیات به ارائه احتمالات مختلف در تفسیر پرداخته و گاهی آن تفسیر را که درست‌تر دانسته بعنوان احتمال قوی‌تر بیان فرموده‌اند.

26. محدود نکردن آیه به مصداق خاص؛ از دیگر مبانی مفسّر آن است که نباید مفاد آیه را در مصداق یا مصادیقی خاص منحصر نمود و آنچه مفسّران پیشین و صدر اول نیز در این ‌باره گفته‌اند، نباید بعنوان انحصار تلقی شود.

همچنین در بحث از «قواعد تفسیری» در کنار مبانی پیش‌گفته اصول و قواعد مورد استفاده در تفسیر سوره توبه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدّظلّه‌العالی) عبارت‌اند از:


**قاعده‌ی منع تفسیر به رأی

**قاعده‌ی تأویل(کشف پیام آیه و تطبیق آن بر مصادیق عصری)

**قاعده‌ی جَری و تَطبیق(انطباق الفاظ و آیات قرآن بر مصادیق غیر از آنچه آیات درباره‌ی آن‌ها نازل ‌شده است)،

**قاعده‌ی سیاق(سیاق در واقع فضای معنایی ویژه‌ای است که از قرار گرفتن کلمات و جملات در کنار هم ‌شکل می‌گیرد و در معنای واژه یا عبارت تأثیر می‌گذارد)،

**قاعده‌ی« اَلتَّأسیسُ اَولَی مِنَ التَّأکیدِ» (تلاش گردیده از حمل کلمات به ظاهر مشابه، بر تکرار و تأکید، پرهیز شده و گاه با نقد دیدگاه مشهور مفسّران، تفاوت محتوایی اینگونه تعابیر مورد اشاره قرارگرفته است)،

**قاعده‌ی «اصاله عدم التقدیر»،

**قاعده‌ی تَعریض(آیاتی که به ظاهر مخاطب شخص رسول خدا  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) است اما در واقع دیگران مخاطب آیه می‌باشند)،

**توجّه به تناسب محتوایی آیات،

**توجّه به ترکیب اِعراب و نقش آن در معنا،

**استفاده از مَبانی و مُحکَمات دینی در تفسیر،

**تقدم ظهور آیه بر مُفاد روایت و عدم حجّیّت فتوای فقیهان در فهم آیه.



در بخش پایانی این اثر نیز برخی از ویژگیها و امتیازات این تفسیر آمده است؛



استنباط اصولِ کلی و معیارهای اسلام از آیات، ارائه‌ی موضوعات مستقلّ در ذیل تفسیر آیات، بهره‌گیری از تمثیل در تبیین آیه، طرح مباحث جامعه‌شناسانه، تحلیل روایات  مربوط به فضائل سُوَر، تحلیل فلسفه‌ی احکام قرآنی، تبیین اهداف و فلسفه‌ی نقل تاریخ در قرآن، انتقاد از مفسّران در تحمیل رأی خود بر قرآن، تبیین مصادیق مختلف هر یک از آیات، دقت‌نظر در واژه‌های آیه و کشف نکته‌های آن، دسته‌بندی مطالب آیات، توجّه به قواعد و احکام فقهی، دقّت در اصطلاح‌شناسی قرآنی، مطرح ساختن مسائل کلامی- اعتقادی به حسب نیاز در توضیح آیات، طرح مباحث روانشناسانه(تحلیل حالات روانی انسان ذیل تفسیر آیات)، نقد روایات مجعول، تبیین درسهای قرآن، نقد برخی از ترجمه‌های فارسی موجود از قرآن کریم و توجّه و اهتمام به شاگردپروری و تقویت روحیه‌ی تفکر.


http://book-khamenei.ir/index.aspx?pageid=128&newsview=185

***********************************

 

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 


کلمات کلیدی :روش وقواعدامام خامنه ای درتفسیرقرآن کریم کلمات کلیدی :وبلاگ درمحضرقرآن کریم
موضوع :
کلمات کلیدی :روش وقواعدامام خامنه ای درتفسیرقرآن کریم کلمات کلیدی :وبلاگ درمحضرقرآن کریم


 

نتیجه تصویری برای السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما

***نسیم معرفت***


 


**  نکته ادبی و تفسیری و فقهی در آیه 38 از سوره مائده


 

 

وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ

مرد و زن دزد را به جزاى کارى که انجام داده‌اند دستشان را قطع کنید. این کیفرى است از سوى خداوند و خداوند مقتدر حکیم است.   ( سوره مائده آیه 38 .)


حرف (واو) در اول آیه شریفه به اصطلاح استینافى است ، یعنى مى رساند که مجددا کلام جدید و تازه اى آغاز مى شود و این کلام در مقام تفصیل یعنى احکام هر موضوعى را جدا جدا ذکر کردن است ، و حرف واو خاصیت حرف «اَمّا» را دارد، کَانّه فرمود (اما مرد و زن دزد را چنین کنید، و اما توبه کاران ایشان را چنان و به همین جهت حرف (فاء) بر سر خبر یعنى جمله(فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما) در آمده براى اینکه به طورى که گفته اند در معناى جواب براى کلمه «اَمّا» است

وجه اینکه در (وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما) (اَیدى) به صورت جمع آمده است و  اینکه کلمه (ید : دست ) را به صیغه جمع (ایدى ) آورده با اینکه هر انسانى دو دست بیشتر ندارد، و طبق قاعده باید با صیغه تثنیه بیاورد و بفرماید: (فَاقْطَعُوا یَداهُما) پس دو دست آن زن و آن مرد را قطع کنید). بعضى از مفسرین گفته اند علتش این بوده که چنین استعمالى شایع است ، (خود ما هم وقتى مى خواهیم بگوییم دو دست من درد مى کند مى گوئیم دست هایم درد مى کند). ولى وجه صحیح این است که بعضى از اعضاى بدن آدمى ، و یا بیشتر آنها جفتى است ، مانند دو طرف پیشانى ، دو ابرو، دو چشم ، دو گوش ، دو دست دو پاى ، دو قدم و... وقتى به ضمیر دو نفر و یا به دو چیز و دو نفر اضافه شود قهرا دو جفت مى شود، ساده تر بگوییم : دو دستِ دو نفر چهار دست مى شود و چهار دست ، جمع است ، پس در باره دو نفر باید به صیغه جمع بگوییم : (اَعیُنهما) و (اَیدیهما) و (اَرجُلهما)، و امثال آن ، و چون وضع در مورد اعضاى جُفتى بدن انسان چنین بوده ، رفته رفته این وضع را در باره اعضاى تکى بدن نیز سرایت دادند، یعنى وقتى خواستند بگویند: (من پشت و شکم آن دو نفر را از ضربت شلاقم پر از سیاهى کردم )، مى گویند: (مَلَأَت ظُهُورُهُما وَ بُطُونُهُما ضَرباََ)، و ظَهر و بَطن را به صیغه جمع مى آورند، با اینکه ظَهر و بَطنِ دو نفر (ظَهرَین و بَطنَین یا ظَهران و بَطنان ) است ، در قرآن کریم هم این طور تعبیر آمده و فرموده : (إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما .اگر شما دو نفرافشاگرِ راز و شنونده آن به سوى خدا توبه کنید، به نفع شماست. زیرا دل‌هاى شما مُنحرف گشته است. سوره تحریم آیه 4 .) در این آیه نیز  قلوب ، جمع قلب است  و چون برای دو نفر بکار رفته ظاهرا می بایست «قََلباکُما» آورده می شد ولی «قُلُوبُکُما» ذکر شده است و این به جهت همان نکته ای که بیان گردید : (و چون وضع در مورد اعضاى جُفتى بدن انسان چنین بوده ، رفته رفته این وضع را در باره اعضاى تکى بدن نیز سرایت دادند) .

[

https://www.yjc.ir/fa/news/6480443/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DB%B3%DB%B6-%D8%AA%D8%A7-

]

 

** در اینجا به چند نکته مهم باید توجه داشت : الف - شرائط مجازات سارق . قرآن در این حکم همانند سائر احکام ریشه مطلب را بیان کرده و شرح آن به سنت پیامبر واگذار شده است ، آنچه از مجموع روایات اسلامى استفاده مى شود این است که اجراى این حد اسلامى (بریدن دست ) شرائط زیادى دارد که بدون آن اقدام به این کار جائز نیست از جمله اینکه : 1 - متاعى که سرقت شده باید حداقل یک ربع دینار باشد. 2 - از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جیبهاى داخلى سرقت شود. 3 - در قحط سالى که مردم گرسنه اند و راه به جائى ندارند نباشد. 4 - سارق عاقل و بالغ باشد، و در حال اختیار دست به این کار بزند. 5 - سرقت پدر از مال فرزند، یا سرقت شریک از مال مورد شرکت این حکم را ندارد. 6 - سرقت میوه از درختان باغ را نیز از این حکم استثناء کرده اند. 7 - کلیه مواردى که احتمال اشتباهى براى سارق در میان باشد که مال خود را به مال دیگرى احتمالا اشتباه کرده است از این حکم مستثنى است . و پاره اى از شرائط دیگر که شرح آن در کتب فقهى آمده است . اشتباه نشود منظور از ذکر شرائط بالا این نیست که سرقت تنها در صورت اجتماع این شرائط حرام است ، بلکه منظور این است که اجراى حد مزبور، مخصوص اینجا است و گرنه سرقت به هر شکل به هر صورت ، و به هر اندازه و هر کیفیت در اسلام حرام است . ب - اندازه قطع دست سارق . معروف در میان فقهاى ما با استفاده از روایات اهل بیت (علیهمالسلام ) این است که تنها چهار انگشت از دست راست بریده مى شود، نه بیشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بیش از آن گفته اند. ج - آیا این مجازات اسلامى خشونت آمیز است ! بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام و یا پاره اى از مسلمانان کم اطلاع شده است که این مجازات اسلامى بسیار شدید به نظر مى رسد و اگر بنا بشود این حکم در دنیاى امروز عمل شود باید بسیارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى این حکم سبب مى شود که یک نفر گذشته از اینکه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد. در پاسخ این ایراد باید به این حقیقت توجه داشت که : اولا - همانطور که در شرائط این حکم گفتیم هر سارقى مشمول آن نخواهد شد بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسما مشمول آن مى شوند. ثانیا - با توجه به اینکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد این موضوع باز هم تقلیل پیدا مى کند. ثالثا - بسیارى از ایرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام مى کنند به خاطر آن است که یک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام دیگر مورد بررسى قرار مى دهند، یعنى به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صددرصد غیر اسلامى فرض مى کنند، ولى اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى ، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح ، و آموزش و پرورش کافى ، آگاهى و بیدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود اشتباه نشود، منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود بلکه منظور این است که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت .

خلاصه حکومت اسلامى موظف است که براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى است در چنان محیطى افراد مختلف بسیار کم خواهند شد. رابعا- اگر ملاحظه مى کنیم امروز دزدى فراوان است به خاطر آن است که چنین حکمى اجراء نمى شود و لذا در محیطهائى که این حکم اسلامى اجراء مى گردد (مانند محیط عربستان سعودى که تا سالهاى اخیر این حکم در آن اجراء مى شد) امنیت فوق العاده اى از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسیارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهاى پول را در کوچه و خیابانهاى حجاز دیده اند که هیچکس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مامورین اداره جمع آورى گمشدهها بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازهها در شبها در و پیکرى ندارند و در عین حال کسى هم دست به سرقت نمى زند. جالب اینکه این حکم اسلامى با اینکه قرنها اجراء مى شد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنیت و رفاه مى زیستند در مورد تعداد بسیار کمى از افراد که از چند نفر تجاوز نمى کرد این حکم در طى چند قرن اجراء گردید. آیا بریدن چند دست خطا کار براى امنیت چند قرن یک ملت قیمت گزافى است که پرداخت مى شود! .  د - بعضى اشکال مى کنند. که اجراى این حد در مورد سارق به خاطر یک ربع دینار منافات با آنهمه احترامى که اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده ندارد، تا آنجا که دیه بریدن چهار انگشت یک انسان مبلغ گزافى تعیین شده است . اتفاقا همین سؤ ال - به طورى که از بعضى از تواریخ بر مى آید - از عالِم بزرگ اسلام ، عَلَمُ الهُدَى مرحوم سید مرتضى ،در حدود یک هزار سال قبل شد، سؤ ال کننده موضوع سؤ ال خود را طى شعرى به شرح ذیل مطرح کرد:  یَدُُ بِخَمسِ مِئینَ عَسجَدِِ وُدِیَت ما بالُها قُطِعَت فِى رُبعِ دِینارِِ! یعنى : دستى که دیه آن پانصد دینار است . چرا به خاطر یک ربع دینار بریده مى شود! سید مرتضى در جواب او این شعر را سرود: عِزُّ الأَمانَةِ اَغلاها وَ اَرخَصَها ذُلُّ الخِیانَةِ فَافهَم حِکمَةَ البارى یعنى عزت امانت آن دست را گرانقیمت کرد. و ذلت خیانت بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان . [تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 380]

** دِیَه در لغت به معنای راندن و رد کردن است و در اصطلاح به معنای خون بها  و یا مالی که در صورت  وقوع جنایت بر نفس و یا اعضای بدن  باید داده شود ، می باشد . دِیه که مفرد دِیات است  از ریشه «وَدْی» به معنای راندن و رد کردن است . دِیه مصدر است و  اصلش «وَدْی» بوده که «واو» آن حذف شده و بجای آن «ها» آورده شد .

 


**  اصلاحات و اضافات  توسّط  :  استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

************************************************

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :نکته ادبی و تفسیری و فقهی در آیه 38 از سوره مائده
موضوع :
کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :نکته ادبی و تفسیری و فقهی در آیه 38 از سوره مائده


Image result for ?آیه 123 سوره توبه?‎

 

***نسیم معرفت***

 

**  نکته ها و پیام های آیه 123 از سوره توبه

 

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ وَ لْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ «سوره توبه آیه 123»


اى کسانى‌که ایمان آورده‌اید! با کسانى از کفّار که نزدیک شمایند بجنگید. باید آنان در شما خشونت و صلابت بیابند و بدانید که خداوند، با پرهیزکاران است.

 


*  یَلُونَکُمْ یَلُونَکُمْ  از ریشه «وَلْی» بر وزن «عَقل» به معنای قُرب و  نزدیکى است . «یَلُونَکُمْ» یعنی  نزدیک مى‏ شوند به شما .


 نکته ها :


پرداختن به دشمنانِ‌نزدیک‌تر و جنگیدن با آنان، مزایایى دارد، از جمله: به هزینه و امکانات کمترى نیاز است، اطلاعات ما از آنان بیشتر است، تدارک جبهه آسانتر و آمادگى عمومى براى مقابله با آنان بیشتر است، خطرشان مقدّم‌تر است، راه دفع آنان ودسترسى به منطقه‌ى جنگ سریعتر است، هم خودش دشمن است، هم مى‌تواند بازوى دشمنان دورتر باشد.

«غِلْظَةً» به معناى صلابت، قدرت و هیبت است، نه سنگدلى و بدخلقى. از این رو در مسائل نظامى، مانور و قدرت‌نمایى ورژه ولباس وشعار وهرچه که قواى اسلام را قدرتمند نشان دهد، مورد ستایش است. پیامبرخدا صلى الله علیه و آله نیز هنگام فتح مکّه، مسلمانان را فرمان داد تا در مقابل چشم ابوسفیان رژه رفتند تا با نشان دادن قدرت و شکوه سپاه اسلام، روحیّه‌ى مشرکان تضعیف شود.

مسأله‌ى «الاقربُ فالاقرب»، یعنى اولویّت دادن به آنچه نزدیکتر به انسان است، در همه‌ى امورِ تعالیم اسلامى مطرح است، در انفاق و صدقه، ابتدا یتیم و فقیرِ خویشاوند، در پرداخت زکات ابتدا نیازمندان محلّى و نزدیک، در جنگ، نخست دشمنان نزدیکتر، در دعوت وتبلیغ، ابتدا بستگان نزدیک و اهل منطقه، در مسجد، تقدّم همسایه‌ى مسجد، در سفره و مهمانى، طعام نزدیک انسان و در نماز جماعت و در صف اوّل، آنان که به امام جماعت در کمالات نزدیکترند.

این آیه، جهاد آزادیبخش را مى‌گوید، نه جهاد دفاعى را. از این رو به صفات مبارزان اسلامى پرداخته، نه به شرایط هجوم کافران (1). 

در سیره‌ى پیامبر، نمونه‌هاى بسیارى دیده مى‌شود که به سپاه اسلام توصیه مى‌فرمود: با تقوا باشند، به زنان کفّار آسیبى نرسانند، به درختان لطمه نزنند. حتّى یک بار کشته‌ى دختر کافرى را دید و به شدّت ناراحت شد (2). 


 پیام ها :


1- ایمان باید همراه با عمل و مبارزه باشد. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قاتِلُوا»

2- دفع شرّ دشمنان نزدیکتر، اولویّت دارد. «یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفَّارِ» (استراتژى جنگى اسلام، ابتدا مقابله با دشمنان نزدیکتر است، همچنان که در مبارزه‌ى فکرى و عقیدتى نیز باید ابتدا شبهاتِ رایج و موجود را پاسخ داد)

3- هر چه براى ایجاد صلابت و شدّت لازم است باید تدارک دید، چه شجاعتِ رزمندگان و چه ابزار و سلاحهاى پیشرفته و چه آموزش‌هاى پیشرفته و تخصّصى. «وَ لْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً»

4- سپاه اسلام، باید صلابت و هیبت داشته باشد. «غِلْظَةً»

5- شجاعت درونى باید با صلابت بیرونى همراه باشد. «وَ لْیَجِدُوا»

6- غلظت وصلابت اسلامى، همراه با تقواست. «أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»

7- جهاد، جلوه‌اى از تقواى الهى است. قاتِلُوا ... أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ‌

8- چون در جنگ، غرائز، هوسها و کینه‌ها ممکن است پیش آید، تقوا براى‌ رزمندگان شرطِ اساسى است. «أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ»

 


(1). تفسیر فى‌ظلال‌القرآن.

(2). تفسیر فى‌ظلال‌القرآن.


http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_123_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87 .


*************************************************

 

**  احکام خمس+سایت حکیم عسکری لشت نشایی گیلانی+پرسش و پاسخ+کلیک


*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :نکته ها و پیام های آیه 123 از سوره توبه
موضوع :
کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :نکته ها و پیام های آیه 123 از سوره توبه


Related image

**نسیم معرفت***

  

 

 

 

تفسیر سوره کهف توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ بر اساسِ «متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی»+سایت سعادت میرقدیم ها+کلیک کنید

http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8



 

 

 

 


سایت سعادت میرقدیم ها+سایت سعادت میرقدیم ها+سایت سعادت میرقدیم ها+کلیک کنید

http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8

 

 

 

 

 

 

 


 


تفسیر سوره کهف توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+ بر اساسِ «متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی»+سایت سعادت میرقدیم ها+کلیک کنید

http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8

 

 

 


 

  


  

سایت سعادت میرقدیم ها+سایت سعادت میرقدیم ها+سایت سعادت میرقدیم ها+کلیک کنید

http://saadatmirghadimha.rzb.ir/post/8

 

 

 




کلمات کلیدی :آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی کلمات کلیدی :سایت سعادت میرقدیم ها کلمات کلیدی :تفسیرسوره کهف
موضوع :
کلمات کلیدی :آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی کلمات کلیدی :سایت سعادت میرقدیم ها کلمات کلیدی :تفسیرسوره کهف


Related image

***نسیم معرفت***


آیا غار اصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یا سمت قُطبِ جنوب؟!!


 

*** وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ مَن یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَن یُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِیّاً مُّرْشِداً . 

و (اگر در آنجا بودی) خورشید را می دیدی که به هنگام طلوع ، به سمت راست غارشان مُتمایل می گردد، و به هنگام غروب ، به سمت چپ، و آنها در محل وسیعی (در عُمق و وسط) از آن (غار) قرار داشتند، این از آیات خداست . هر کس را خدا هدایت کند ، هدایت یافته واقعی اوست، و هر کس را گمراه نماید، هرگز وَلیّ و راهنمایی برای او نخواهی یافت!  . (سوره کهف .آیه 17) .


وَ تَحْسَبُهُمْ أَیْقَاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ کَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِرَاراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً .


و (اگر به آنها نگاه می کردی) می پنداشتی بیدارند، در حالی که در خواب فرو رفته بودند !! و ما آنها را به سمت راست و چپ می گرداندیم (تا بدنشان سالم بماند). و سگِ آنها دستهای خود را بر دهانه غار گشوده بود (و نگهبانی می کرد). اگر نگاهشان می کردی از آنان می گریختی، و سر تا پای تو از ترس و وحشت پُر می شد! (سوره کهف آیه 18) .


قَولُهُ تَعالَى: «وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ» إِلَى آخِرِ الآیَتَینِ(آیه 17 و 18 سوره کهف) .  اَلتَّزاوُرُ هُوَ التَّمایُلُ مَأخُوذُُ مِنَ الزَّوْر بِمَعنَى المَیلِ ، وَ القَرْضُ : اَلقَطعُ  ، وَ الفَجْوَةٍ : اَلمُتَّسَعُ مِنَ الأَرضِ وَ ساحَةُ الدّارِ وَ المُرادُ بِذاتِ الیَمینِ وَ ذاتِ الشِّمالِ : اَلجِهَةُ الَّتِی تَلِی الیَمینَ أَوِ الشِّمالَ أَوِ الجِهَةُ ذاتَ اِسمِ الیَمینِ أَوِ الشِّمالِ وَ هُما جِهَتَا الیَمینِ وَ الشِّمالِ . وَ هاتانِ الآیَتانِ تُمَثِّلانِ الکَهفَ وَ مُستَقَرَّهُم مِنهُ وَ مَنظَرَهُم وَ ما یَتَقَلَّبُ عَلَیهِم مِنَ الحالِ أَیّامَ لَبثِهِم فیهِ وَ هُم رُقُودُُ وَ الخِطابُ لِلنَّبِیِّ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بِما أَنَّهُ سامِعُُ لا بِما أَنَّهُ هُوَ  وَ هذا شائِعُُ فِی الکَلامِ  وَ الخِطابُ عَلى هذَا النَّمَطِ یَعُمُّ کُلَّ سامِعِِ مِن غَیرِ أَن یَختَصَّ بِمُخاطَبِِ خاصِِّ . فَقَولُهُ : «وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَةٍ مِّنْهُ» یَصِفُ مَوقِعَ الکَهفِ وَ مَوقِعَهُم فیهِ وَ هُم نائِمُونَ وَ أَمّا إِنامَتُهُم فیهِ بَعدَ الأُوِیِّ إِلَیهِ وَ مُدَّةِ لَبثِهِم فیهِ فَقَدِ اکتَفَی فِی ذلِکَ بِما أُشیرَ إِلَیهِ فِی الآیاتِ السّابِقَةِ مِن إِنامَتِهِم وَ لَبثِهِم وَ ما سَیَأتِی مِن قَولِهِ : (وَ لَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ . سوره کهف آیه 25.) «إَلَخ» ، إِیثاراََ لِلإِیجازِ .

                         [تفسیراَلمیزان ج 13 ص272]


کلمه «تَزاوُر» به معناى مَیل و تمایُل است که از ماده «
زَوْر» به معناى مَیل گرفته شده است . و کلمه «قَرْض» به معناى قطع و بریدن است . و کلمه «فَجْوَة» به معناى زمین پهناور و وسیع و فضاى خانه است  و مراد از «ذاتَ الْیَمِینِ وَ ذاتَ الشِّمالِ» : 1- یا آن جهتی است که در سَمت راست یا چپِ انسان و به عبارت دیگر در طَرَفِ دستِ راست و طَرَفِ دستِ چپ قرار دارد  2-  و یا آن جهت و جانبی است که دارای  نامِ یَمین (راست) و  شِمال (چپ)  می باشد و به عبارت دیگر  یا  جانب و ناحیه و سَمت و طَرَفى است که به خود آن طرف ،  راست و چپ گفته مى‏ شود و به هر حال «یَمین» و «شِمال» به معنای سَمتِ راست و چپ که معروف گفته می شود .

این دو آیه شریفه ، غارِ اصحاب کَهف و محلِّ استقرارشان در آن و  اوضاع و منطقه جغرافیایى آن و منظره و حالاتی که در ایّام اقامتشان در آنجا بر آنها گذشت را  تَمثیل و تصویر و تَجَسُّم می نماید و مى‏ فهماند که اصحاب کهف در غار در آن روزگارى که آنجا بودند چه حال و وضع و ویژگی داشتند و وقتى به خواب رفتند چگونه بودند.

خطاب در آیه(17 از سوره کهف) به نبیّ مُکرَّم اسلام  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  به عنوان اینکه آن جناب سامِع و شنونده خطاب  است می باشد  نه اینکه  آن حضرت  مخصوص به آن خطاب باشد  بلکه روى سخن در این آیه شریفه  با همه مردم است  و این شیوه و روش سخن گفتن در کلام و خطابِ عُرفی شیوع و رواج دارد و در عُرف مردم  مُتعارَف است که مثلاََ با کلام و سخنی  یک نفر را مُخاطب قرار داده ولى همه افراد  را اراده مى ‏کنند بدون اینکه آن کلام به مُخاطب خاصّی اختصاص داشته باشد .

پس  آیه شریفه «وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَ إِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَةٍ مِّنْهُ»  موقعیّت و محلّ غار و نیز موقعیّت اصحاب کهف را که در آنجا به خواب رفتند  وصف و  توصیف و بیان  مى ‏کند و مى‏ فهماند که خودِ غارِ کهف چه وضعی داشته و همچنین اصحاب کهف بعد از به خواب رفتن در چه وضع و حالتی بودند و اما اینکه بعد از رجوع به آن غار چطور ‏ به خواب رفتند و چقدر خوابشان طول کشید بیان نکرده است و نیز این آیه شریفه در این رابطه (که خوابشان چگونه بود و چقدر به درازا کشید) از باب ایجاز و اختصارِ در سخن به همان اشاراتى که در آیات قبل بوده و نیز به اشاراتى که به زودى در ذَیل جمله (وَ لَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ . سوره کهف آیه 25.) خواهد آمد اکتفاء نموده است . و به عبارت دیگر  اگر آیه 17 سوره کهف به این خصوصیات نپرداخته به منظور ایثار و  انتخاب و گزینشِ طریقِ اِیجاز و اختصار گویی بوده است.

*** اَلزَّور  به فتح زاء  :  دیدن کردن- میل- قصد - جَناغ سینه - استخوانِ جَناغ سینه - جَناغ یا مَفصَل استخوان های سینه- اراده مُحکم - عقل-  خِرَد-  شَبَح و سیاهی که از دور پیدا است - دیدار کننده یا دیدار کنندگان- بزرگوار - آقا - رهبر - مِهتَر- پیشوا-کج کردن - کج شدن - خَم شدنِ جَناغ سینه ، زیارت کننده - خیال و شَبَح  که در شب دیده شود ، بالاى میان سینه یا مُلتَقاى اطرافِ استخوانهاى سینه - « فَرَسٌ عَرِیضُ الزَّوْر »: اسبِ فراخ سینه -  نیروى تصمیم و اراده . این واژه در مفرد و مُثَنّى و جمع یکسان بکار مى رود ؛ « رجُلٌ زَوْرٌ »: مرد زائر و زیارت کننده  ، « رِجالٌ زَوْرٌ : مردان زائر » و « نِساءٌ زَوْرٌ : زنان زائر»

 

.....     .....     ادامه مطلب  .....     پایگاه اندیشوران حوزه  یا سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

************************************

* آیاغاراصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یاسمت جنوب؟!!+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ( http://hakim-askari.rozblog.com/post/468 )

*تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی+با ترجمه و شرح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه+قسمت اول


کلمات کلیدی :آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی کلمات کلیدی :آیاغاراصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یاسمت قُطبِ جنوب؟!
موضوع :
کلمات کلیدی :آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی کلمات کلیدی :آیاغاراصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یاسمت قُطبِ جنوب؟!


Image result for ?آیه 109  سوره توبه?‎

***نسیم معرفت***

 

تفسیر آیه 109 از سوره توبه :


ارزش کارها به نیّت خالص و پاک مربوط می شود نه به ظاهرِ اَعمال


أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی‏ تَقْوی‏ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ .


آیا کسى‌که بنیان (کار) خود را بر پایه‌ تقوا و رضاى الهى قرار داده بهتر است، یا کسى‌که بنیاد (کار) خویش را بر لبه‌ پرتگاهى سُست و فرو ریختنى نهاده که او را در آتشِ دوزخ مى‌اندازد؟ خداوند گروه ستمگر را هدایت نمى‌کند.

                                           سوره توبه آیه 109 .


معانی کلمات آیه :

بُنْیان : بنیان مصدر است، به معنى بنا کردن، ولى در آیه، به معناى مفعول (مَبنِىّ) است یعنى: ساختمان.

شَفا : شَفا: کنار، حاشیه. «شَفَا البِئرِ»: کنارِ چاه.

 جُرُفٍ : (بر وزن شُتُر): کنار نهر که آب زیر آن را برده و تکّه تکّه مى‏ افتد. جَرف (بر وزن عَقل): به معنى بردن است. عَلى هذا، جُرُفٍ در آیه به معنى مَجرُوف مى‏ باشد.

 هارٍ : هَور (به فتحِ هاء) سُقوط و انهدام، «هارَ البِناءُ ، اِنهَدَمَ وَ سَقَطَ». هارٍ، اسم فاعل است، به معنى ساقط شونده.

اِنْهارَ : اِنهِیار از ماده هَور به معناى سقوط و اِنهدام است.  «فَانْهارَ بِهِ» : ساقط کرد آن را.


                       (  تفسیر «اَحسَنُ الحَدیث»، استاد سیِّد علی اکبر قُرَشی )

 

نکته ها :

آیه‌ قبل، مقایسه‌ مسجد ضِرار و مسجد قُبا بود  و در این آیه مقایسه‌ بانیان آن دو مسجد است.

کلمه‌ى «شَفا»، به معناى لبه و کناره  ،  «جُرُفٍ»، به معناى حاشیه‌ نهر یا چاه که آب زیر آن را خالى کرده و پرتگاه شده است، و «هارٍ»، به معناى سُست مى‌باشد.


 پیام ها :

1- ارزش کارها به نیّت آنان است نه ظاهرِ اعمال . مسجد قُبا براى خدا ساخته شد و مسجد ضِرار با انگیزه‌ تفرقه‌افکنى!

« أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلی‏ تَقْوی»

2- بنیاد باطل بر باد است. «بُنْیانَهُ عَلی‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ»

3- گاهى مسجد، بانیان خود را به قعر دوزخ مى‌افکند. «فَانْهارَ بِهِ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ»

4- سوء استفاده از مراکز مذهبى و باورهاى دینى مردم، ظلم است. «الظَّالِمینَ»


                   (   تفسیر نور از اُستاد مُحسِن قرائتی . جلد 3 - صفحه 506 . )


http://wiki.ahlolbait.ir/%D8%A2%DB%8C%D9%87_109_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87

 

 


کلمات کلیدی :تفسیر آیه109 از سوره توبه کلمات کلیدی :استادمحسن قرائتی
موضوع :
کلمات کلیدی :تفسیر آیه109 از سوره توبه کلمات کلیدی :استادمحسن قرائتی


   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز