سفارش تبلیغ
صبا
درباره
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی



ابر برچسب ها
درمحضرقرآن کریم[6] ، در محضرقرآن کریم[3] ، عظمت قرآن[2] ، عکس[1] ، قرآن مایه حیات دلها و جانها است(تفسیرآیه 52 و53 سوره شُوری)تفسیر[1] ، معنای کلمه عَصر در سوره (وَالْعَصرِ)[1] ، منظوراز(وَالْقَواعِدُمِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا[1] ، نزول دفعی و تدریجی قرآن کریم ازدیدگاه آیت الله جوادی آملی[1] ، نمازمَلفوظ ونماز مَقبول[1] ، هرکسی و قومی مسؤل عواقب اعمالِ بدخوداست(درمحضرقرآن کریم)[1] ، درمکتب شیطان جزدرس گمراهی و بدبختی نیست[1] ، شدّت عمل در برابر دشمنان اسلام و مُسلمین(تفسیرآیه 123 توبه)تفسیر[1] ، شعرازآیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی[1] ، صفا بخش دل و جان است قرآن[1] ، (در محضر قرآن کریم)[1] ، آیاخداوندبرای بنده اش کافی نیست[1] ، آیت الله جوادی آملی[1] ، آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی[1] ، آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی(در محضرقرآن کریم[1] ، آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی[1] ، آیه51 مائده[1] ، اَحسَنُ الحَدیث بودن قرآن به چه معنا است؟[1] ، بزرگ ترین نعمت خداوند(تفسیر آیه 164 از سوره آل عمران)[1] ، بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین علیه السلام[1] ، پرسش و پاسخ[1] ، پست ترین آدم ها،آدم دوچهره و دو رو است[1] ، تفسیر (آیه 26و27 و28 و29 و30 از سوره اِسراء)[1] ، تفسیر آیه 10 و 11 و 12 از سوره اَلسَّجدة-تفسیر-قرآن[1] ، تفسیر آیه 159 از سوره آل عمران- قرآن-[1] ، تفسیر آیه 159 ازسوره آل عمران درباب اهمیت مشاوره[1] ، تفسیر آیه 213 از سوره بقره از المیزان[1] ، تفسیر آیه 36 و 37 سوره زُمَر[1] ، تفسیر آیه 42 و43 از سوره فاطر-قرآن-تفسیر-سوره فاطر[1] ، تفسیر آیه 78 از سوره اَلنَّحل-سوره نحل آیه 78-تفسیرقرآن[1] ، تفسیرآیه 58 ازسوره نساء(اهمیت امانت و قضاوت)درمحضرقرآن کریم[1] ، تفسیرآیه 74 از سوره بقره توسط دکترسیدمحسن میرباقری-تفسیر-میرباقر[1] ، تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.(قسمت دوم)[1] ، تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطب[1] ، حدیث امام حسن عسکری ع[1] ، خوشاآن عاشق شیدایی قرآن[1] ،

بسم الله الرحمن ارحیم


این وبلاگ در تاریخ 15 / 1 / 1394 ایجاد شد

 

گل تقدیم شمامتن قرآن کریم با ترجمهگل تقدیم شما

گل تقدیم شماتفسیر نمونهگل تقدیم شما

گل تقدیم شماتفسیر نمونه - اندیشه قمگل تقدیم شما

گل تقدیم شماکتابخانه مدرسه فقاهت - تفسیر نمونه

قال الصادق علیه السلام :

اَلقُرآنُ عَهدُ اللهِ اِلی خَلقِهِ فَقَد یَنبَغی لِلمَرءِ المُسلِمِ اَن یَنظُرَ فی عَهدِه وَ اَن یَقرَأَ مِنهُ فی کُلِّ یَومٍ خَمسینَ آیَةً .

قرآن پیمان خداوند است با بندگانش، شایسته آن است که انسان مسلمان در پیمان خود نظر کند و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند . 

                                 اصول کافی 2/609 

 

 گل تقدیم شما(وبگاه نسیم معرفت) متنوع وجذاب در خدمت شماگل تقدیم شما

 

ostad

 


http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(15).jpg



حدیث عشق و ایمان است قرآن

صفا بخش دل و جان است قرآن

گلی از گلشن  فیض   الهی

نه تنها گل ، گلستان است قرآن

**********************


نــسیــم کــوی جــانــان اســت قــــرآن
شمیــم عطــر رحــمان است قرآن
بُــــوَد روشــنــــــگــــــر راه ســــعــادت
چــو خــورشید فـروزان است قرآن
بــــه گــلـــزارش خـــزان راهــــی ندارد
بــهــاران در بـــهــاران اســت قرآن
صفــــای بــوستــــان آسمــانـــی است
شکـــوه بــــاد رضـــوان است قرآن
رهــــانــــد از جـــهــــالـــــت آدمــــی را
فــروغ عـلــم و ایــمــان است قرآن
طــــراوت بــخش روح مــومــنــان است
بــه جسـم عارفان جان است قرآن
بـــه صــدق و راســتــی همــتــا نــدارد
رفیــقــی نــیــک پـیمان است قرآن
بــســــوزد خــرمــن شــرک و ریــــــا را
چــو کــوه آتـش افشان است قرآن
نــهان در سینه ها و ســر عشـق است
کــلیــد گنــج عــــرفــان است قرآن
بــــود مـعــجــز رســول هــاشــمــی را
کـه در شأنش ثنا خوان است قرآن
طبــیــب دردهـــــای بــــی دوا اوســت
بــه جــان خسته درمان است قرآن
تــسلــی بــخش دلــهای غــمیـن است
چــراغ شــام حــــرمـان است قرآن
در آن سامان که سامان نیست کس را
پــنــاه هــــر مسـلمــان است قرآن
بــه حــشر و سنــجش میــزان اعـــمال
یقین می دان که میزان است قرآن
بــــراتی وصــف قــرآن چـون توان گفت
همــی گــوید کــه قرآن است قرآن

 



 

***نسیم معرفت***

 

*** قرآن مایه حیات است- قرآن وعترت همیشه باهمند

 

عَلَیکُم بِکِتابِ اللهِعَلَیکُم بِالقُرآنِ


تَمَسَّک^  اَیُّهَا المُسلِم^  بِقُرآنِِ کِتابِ الله^

تَدَبّر^ فِیهِ  وَ استَفهِم^  بِقُرآنِِ کِتابِ الله^


کِتابُ المُصطَفی حقُُّ کِتابُُ اِسمُهُ الفُرقان^

خُذِ الحَقّ^ وَاترُکِ الباطِل^ اَلایا طالِبَ القُرآن^


کِتابُ المُصطَفی  نُورُُ   وَ یَهدِی لِلَّتی اَقوَم^

کِتابُُ   کُلُّهُ خَیرُُ     فَعَظِّم^  قَدرَهُ   فَافهَم^


شِفاءُ کُلِّ اَمراضِِ  کَأَمثالِ الحَسَد^ وَالغِلّ^

اَلا وَاستَشفِ بِالقُرآن^   اَلا یا اَیُّهَا العاقِل^


وَ کُن^ فِی خِدمَةِ القُرآن^ مَعَ الأِخلاصِ وَالأیمان^

وَ لاتَغفُل^ عَنِ الُقُرآن تَکُن^ فِی مَعرَضِ الخُسران^


حَیاةُ القَلبِ بِالقُرآن^     حَیاةُ القَلبِ بِالقُرآن^

فَرَتِّل^ وَاقرَءِ القُرآن^     اَلا یا اَیُّهَا الأِنسان^


لِکُلِّ العَصرِ والدَّوران^     جَدیدُُ هذَا القُرآن^

وَلا یَأتِیهِ فِی الماضِی وَ لا فِیما یَجِی البُطلان^


کِتابُ اللهِ    وَالعِترة^   مَعا ََ     کانا   فَلایَخفَی

یَکُونانِ مَعاََ   اَیضا  بِهِ   قالَ النَّبِیّ^     یَرضَی


هذه الأَشعار مِنَ السیّد اَصغَر السَّعادت المیرقَدیم الاهیجی

 

ای مسلمان تمسُّک کن و چنگ بزن به قرآن که کتاب خداوند است

تدبُّر و اندیشه کن در آن و طلب فهم نما بواسطه قرآنی که کتاب خداوند است


کتاب حضرت محمد مصطفی(ص) حق است کتابی که نام دیگرش فُرقان (جداکننده حق از باطل)  است

ای طالب قرآن ، حق را بگیر و باطل را رها ساز


کتاب حضرت محمد مصطفی(ص)  نور است  و به راهی استوار و مستحکم دعوت می نماید

کتابی که  سراسرش  پر از خیر و برکت است پس قدر و منزلتش را بزرگ دان و بفهم


قرآن شفای همه بیماری های روحی و قلبی مانند حسد و کینه و کفر ونفاق و ...  است 

ای  عاقل  شفای خود را در قرآن جستجو نما .


بااخلاص و ایمان در خدمت قرآن کریم باش

و از قرآن غافل مشو که در معرض خسران و زیان و ضرر قرار می گیری


حیات و زنده بودن دل به قرآن است . حیات و زنده بودن دل به قرآن است

پس ای انسان  برای حیات و زنده نگهداشتن دل خود قرآن را با ترتیل قرائت نما


این قرآنی که در اختیار ما است برای همه اعصار و دوران ها تازگی و طراوت دارد

قرآن کتابی است که نه در عصر نزولش و نه بعد از آن (نه در گذشته و نه در آینده )  باطلی درآن رخنه نمی کند.


پس مخفی نماند و متوجه باش که قرآن  و عترت از گذشته با هم بودند

و باز هم همیشه باهم خواهند بود و پیامبر(ص) همین پیوند و باهم بودنِ قرآن و عترت را فرمود و به همین امر راضی و خشنود می شود .( واگر کسی بین قرآن و عترات جدایی افکند پیغمبر(ص) را ناخشنود کرده است )

 

این اشعار از سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی  می باشد


**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی





موضوع :


Related image

***نسیم معرفت***

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»+قسمت دوم

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی                          

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (2) مَاکِثِینَ فِیهِ أَبَدًا (3) وَیُنْذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا (4) مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلا لآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلا کَذِبًا (5) فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا (6) إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا (7) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَیْهَا صَعِیدًا جُرُزًا (8)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حمد مخصوص خدایى است که این کتاب (آسمانى) را بر بنده(برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ گونه کژى و کجی و انحرافی در آن قرار نداد. (1)در حالى که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهاى (آسمانى) دیگراست . تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند . و مؤمنانى را که کارهاى شایسته انجام می دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویى براى آنهاست. (2)(همان بهشت بَرین و بالا) که جاودانه در آن خواهند ماند. (3)و (نیز) آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندى (براى خود)انتخاب کرده است‏»، انذار کند. (4)نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان . سخن بزرگى از دهانشان خارج می شود . آنها فقط دروغ می گویند. (5)گویى می خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنى اگر به این گفتار ایمان نیاورند . (6)ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها رابیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می کنند. (7)(ولى) این زَرق و برقها پایدار نیست، و ما (سرانجام) قِشر روى زمین را خاک بى گیاهى قرار می دهیم. (8)

......    .....   .....

* وَ قَولُهُ : «وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا» اَلضَّمیرُ لِلکِتابِ وَ الجُملَةُ حالُُ عَنِ الکِتابِ وَ قَولُهُ: «قَیِّمًا» حالُُ بَعدَ حالِِ عَلى ما یُفیدُهُ السِّیاقُ فَأِنَّهُ  تَعالى فِی مَقامِ حَمدِ نَفسِهِ مِن جِهَةِ تَنزیلِهِ کِتاباََ مَوصُوفاََ بِأَنَّهُ لا عِوَجَ لَهُ وَ أَنَّهُ قَیِّمُُ عَلَى مَصالِحِ المُجتَمَعِ البَشَرِی فَالعِنایَةُ مُتَعَلِّقَةُُ بِالوَصفَینِ مُوَزَّعَةُُ بَینَهُما عَلَى السَّواءِ وَ هُوَ مُفادُ کَونِهِما حالَینِ مِن َ الکِتابِ.(وَ مُفادُهُ هُوَ کَونُهُما حالَینِ مِن َ الکِتابِ) .
در قول و فرمایش خداوند در آیه اول از سوره کهف که فرمود: «وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا» ضمیر در ( لَهُ)  به کلمه « الْکِتَابَ » بر مى گردد (اَلضَّمیرُ یُرجَعُ اِلَی الکِتابِ)، و جمله«وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا»جمله حالیه برای « الْکِتَابَ » است . و کلمه ( قَیِّمًا) بنابر آنچه که سیاقِ آیه (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا (1) قَیِّمًا...) اِفاده می کند ، حالِ بعد از حال برای « الْکِتَابَ » است . زیرا خداى تعالى در مقام حمد و ستایش خویش است از این جهت که کتابى نازل کرده  که موصوف به دو وصف است : 1- بِأَنَّهُ لا عِوَجَ لَهُ : به اینکه هیچ کجی و اعوجاج و انحرافی در آن نیست(«وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا»).  2- وَ أَنَّهُ قَیِّمُُ عَلَى مَصالِحِ المُجتَمَعِ البَشَرِی : و اینکه قَیِّم و بپادارنده جمیعِ مصالحِ جوامع بشری می باشد («قَیِّمًا») .  پس بر اساس آنچه که سیاق آیه افاده می کند در این آیه شریفه به طور مساوی به این دو وصف ( حال اول و حال دوم) توجه و عنایت شده است. [ مُوَزَّعَةُُ بَینَهُما عَلَى السَّواءِ : یعنی  توجه و عنایت بین این دو وصف وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا» * «قَیِّمًا») ،  عَلَى السَّواءِ و به طور مساوی است و فقط  به جنبه حالیّت آن ها توجه و عنایت شده است و هر دو حال هستند و ترکیب دیگر برخلافِ سیاق آیه شریفه است آنچنانکه در عبارت بعدی تحت عنوان قیل به آن اشاره شده است ] ، و این توجه و عنایتِ مساوی ،در واقع مُفادش آن است که هردو ،حال برای کلمه « الْکِتَابَ » باشند . (وَ مُفادُهُ هُوَ کَونُهُما حالَینِ مِن َ الکِتابِ).

* وَ قیلَ إِنَّ جُملَةَ «وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا» مَعطُوفَةُُ عَلَى الصِّلَةِ وَ «قَیِّمًا» حالُُ مِن ضَمیرِ ( لَهُ وَ المَعنى وَ الَّذِی لَم یَجعَل لِلکِتابِ « حالَ کَونِهِ  ، قَیِّمًا » ، عِوَجََا  أَو أَنَّ «قَیِّمًا» مَنصُوبُُ بِمُقَدَّرِِ، وَ المَعنى: وَ الَّذِی لَم یَجعَل لَهُ عِوَجََا وَ جَعَلَهُ قَیِّمًا، وَ لازِمُ الوَجهَینِ اِنقِسامُ العِنایَةِ بَینَ أَصلِ النُّزُولِ وَ بَینَ کَونِ الکِتابِ قَیِّمًا لا عِوَجَ لَهُ. وَ قَد عَرَفتَ أَنَّهُ خِلافُ ما یُستَفادُ مِنَ السِّیاقِ.

بعضى از مفسرین گفته اند: جمله «وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا» عطف است بر صله (أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ) ، و کلمه «قَیِّمًا» حال از ضمیر در( لَهُ) است، و معنایش این است که (و حمد و ستایش برای آن کسی است که براى کِتاب یعنی قرآن در حالى که قَیِّم و استوار و بپادارنده است اِعوجاج و انحرافی قرار نداده است) و یا اینکه «قَیِّمًا» منصوب به عامل مقدرى مانند فعل (جَعَلَ) است و معنایش این است که و حمد آن خدایى را که براى کتاب کجی و انحرافی قرار نداده و آن را قَیِّم قرار داده است  و لازمه این دو وجه (1- اینکه «وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا» عطف بر صله باشد 2- و «قَیِّمًا» منصوب به حال و یا منصوب به عامل مقدّر «فعل مقدر» باشد)  این است که عنایت و توجه در آیه شریفه  منقسم به سه چیز شده است و به عبارت دیگر در این آیه شریفه  توجه و عنایت به سه مطلب شده است :  1-اصل نزولِ قرآن . «با عنایت به مساله صله و موصول» در آیه شریفه (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ) ، «الَّذِی» موصول است و جمله « أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ» صله برای موصول است. 2- و قَیِّم بودن قرآن . با عنایت به اینکه «قَیِّمًا» منصوب است بنابر حالیّت یا منصوب است به عامل مقدر  3- و عدم اِعوجاج و انحراف در کتاب قرآن . با عنایت به اینکه «عِوَجََا» مفعول «لَمْ یَجْعَلْ » باشد . و شما خواننده عزیز و گرامی با توجه به نکات پیشین دانستی  که این  ترکیب برخلاف عنایتى است که از سیاق آیه شریفه استفاده می شود (در حالی که با دقت به سیاق آیه فهمیده می شود که عنایت و توجه در آیه شریفه به جنبه حالیت آن دو وصف است.زیرا خداى تعالى در مقام حمد و ستایش خویش است از این جهت که کتابى نازل کرده  که موصوف به دو وصف است : 1- بِأَنَّهُ لا عِوَجَ لَهُ : به اینکه هیچ کجی و اعوجاج و انحرافی در آن نیست(«وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا»).  2- وَ أَنَّهُ قَیِّمُُ عَلَى مَصالِحِ المُجتَمَعِ البَشَرِی : و اینکه قَیِّم و بپادارنده جمیعِ مصالحِ جوامع بشری می باشد («قَیِّمًا»)

* وَ قیلَ: إِنَّ فِی الآیَةِ تَقدیماََ وَ تَأخیراََ، وَ التَّقدیرُ نَزَّلَ (اَنزَلَ) الکِتابَ قَیِّمًا وَ لَم یَجعَل لَهُ عِوَجََا وَ هُوَ أَردَأُ الوُجُوهِ.

وَ قَد قُدِّمَ نَفیُ العِوَجِ عَلَى إِثباتِ القَیمُومَةِ لِأَنَّ الأَوَّلَ کَمالُ الکِتابِ فِی نَفسِهِ وَ الثّانِی تَکمیلُهُ لِغَیرِهِ وَ الکَمالُ مُقَدَّمُُ طَبعاََ عَلَى التَّکمیلِ.

بعضى از مفسرین گفته اند: در آیه شریفه ( اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) ) تقدیم و تأخیر به کار رفته است و تقدیر آن ( نَزَّلَ (اَنزَلَ) الکِتابَ قَیِّمًا وَ لَم یَجعَل لَهُ عِوَجََا) می باشد و این پایین ترین وجه و نظریه ای است که درباره این آیه بیان شده است .  دلیل رد نظریه فوق این است که نفى «اِعوجاج» در قرآن ، مقدم بر اثبات قیمومیتِ قرآن کریم است زیرا عدم اِعوجاج در واقع کمالى است که قرآن فى نفسه دارد ولی قیمومّیت کمالى است که قرآن به دیگران و اَدیان آسمانی دیگر مى دهد و معلوم است  که کمال بر تکمیل تقدُّم دارد.


* وَ وُقُوعُ «عِوَجََا» وَ هُوَ نَکِرَةُُ فِی سِیاقِ النَّفیِ یُفیدُ العُمُومَ فَالقُرآنُ مُستَقیمُُ فِی جَمیعِ جِهاتِهِ فَصیحُُ فِی لَفظِهِ، بَلیغُُ فِی مَعناهُ، مُصیبُُ فِی هِدایَتِهِ، حَیُُّ فِی حُجَجِهِ وَ بَراهینِهِ، ناصِحُُ فِی أَمرِهِ وَ نَهیِهِ، صادِقُُ فِیما یَقُصُّهُ مِن قِصَصِهِ وَ أَخبارِهِ، فاصِلُُ فِیما یَقضِی بِهِ مَحفُوظُُ مِن مُخالَطَةِ الشَّیاطینِ، لا اِختِلافَ فِیهِ، وَ لا یَأتیهِ الباطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ.

کلمه «عِوَجََا» در آیه شریفه (وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا) که به صورت «نکره در سیاقِ نفی» آمده است افاده معنای عموم می کند و بیانگر آن است که قرآن کریم از همه جهات  مستقیم و استوار است و از هر  اعوجاج و انحرافی به دور است بدین گونه که : 1- فَصیحُُ فِی لَفظِهِ . لفظ و الفاظ قرآن ، فصیح است . 2- بَلیغُُ فِی مَعناهُ . معنایش بلیغ و رسا و گویا است . 3- مُصیبُُ فِی هِدایَتِهِ . در هدایت کردنش نسبت به جامعه و مردم ، مُصیب و رساننده به راه حق و حقیقت است 4-حَیُُّ فِی حُجَجِهِ وَ بَراهینِهِ.در حجت ها و براهینی که اقامه می کند ، زنده است و حیات و زندگی می بخشد .

ادامه دارد ........

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

*****************************************
*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت+قسمت اول

*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید


کلمات کلیدی :در محضرقرآن کریم کلمات کلیدی :تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.(قسمت دوم)
موضوع :
کلمات کلیدی :در محضرقرآن کریم کلمات کلیدی :تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.(قسمت دوم)


Related image   

***نسیم معرفت***

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی                          

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (2) مَاکِثِینَ فِیهِ أَبَدًا (3) وَیُنْذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا (4) مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلا لآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلا کَذِبًا (5) فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا (6) إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا (7) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَیْهَا صَعِیدًا جُرُزًا (8)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حمد مخصوص خدایى است که این کتاب (آسمانى) را بر بنده(برگزیده)اش نازل کرد، و هیچ گونه کژى و کجی و انحرافی در آن قرار نداد. (1)در حالى که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهاى (آسمانى) دیگراست . تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند . و مؤمنانى را که کارهاى شایسته انجام می دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویى براى آنهاست. (2)(همان بهشت بَرین و بالا) که جاودانه در آن خواهند ماند. (3)و (نیز) آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندى (براى خود)انتخاب کرده است‏»، انذار کند. (4)نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند، و نه پدرانشان . سخن بزرگى از دهانشان خارج می شود . آنها فقط دروغ می گویند. (5)گویى می خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنى اگر به این گفتار ایمان نیاورند . (6)ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها رابیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می کنند. (7)(ولى) این زَرق و برقها پایدار نیست، و ما (سرانجام) قِشر روى زمین را خاک بى گیاهى قرار می دهیم. (8)

* اَلسُّورَةُ تَتَضَمَّنُ الدَّعوَةَ إِلَى الأِعتِقادِ الحَقِّ وَ العَمَلِ الصّالِحِ بِالأِنذارِ وَ التَّبشیرِ کَما یُلَوِّحُ إِلَیهِ مَا افتُتِحَت بِهِ مِنَ الآیَتَینِ وَ مَا اختُتِمَت بِهِ مِن قَولِه ِ تَعالى: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً». سوره کهف با انذار(تهدید) و تبشیر(بشارت) ،  به اعتقاد و باور و عقیده حق و عمل صالح دعوت مى کند  به گونه ای که محتوای دو آیه اول از این سوره به این مطلب مذکور (اعتقاد و باور و عقیده حق و عمل صالح) ،اشاره می کند    و همچنین آخرین آیه از این سوره (آیه 110) که مى فرماید «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» به مطلبی که ذکر شده اشاره دارد .

* وَ فیها مَعَ ذلِکَ عِنایَةُُ بالِغَةُُ بِنَفیِ الوَلَدِ کَما یَدُلُّ عَلى ذلِکَ تَخصیصُ إِنذار ِ القائِلینَ بِالوَلَدِ بِالذِّکرِ ثانِیاََ بَعدَ ذِکرِ مُطلَقِ الأِنذارِ أَوَّلاََ أَعنی وُقُوعَ قَولِهِ: «وَیُنذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا» بَعدَ قَولِهِ: «لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ».  و در این سوره مسأله نفى فرزند داشتن خدا مورد عنایت و توجه زیادى واقع شده است به گونه ای که نخست همه مردم و بدکاران را به طور مطلق و به نحو عموم انذار می کند و بعد دوباره تهدید و انذار را به کسانى اختصاص مى دهد که براى خدا فرزند قائل شده اند، یعنى بعد از آنکه در آیه دوم به نحو عام  مى فرماید:  «لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ» مجدّدا در آیه سوم به نحو خاص مى فرماید: «وَیُنذِرَ الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا».و به عبارت دیگر خداوند با انذارِ عام و خاص در آیات دوم و سوم از سوره کهف ، نفی فرزند داشتن خدا را مورد توجه و عنایت قرار داده است .

* فَوَجهُ الکَلامِ فیها إِلَى الوَثَنِیّینَ القائِلینَ بِبُنُوَّةِ المَلائِکَةِ وَ الجِنَّ و َ المُصلِحینَ مِنَ البَشَرِ وَ النَّصارَى القائِلینَ بِبُنُوَّةِ المَسیحَ (عَلَیهِِ السَّلامُ) وَ لَعَلَّ الیَهُودَ یُشارِکُونَهُم فِیهِ حَیثُ یَذکُرُ القُرآنُ عَنهُم أَنَّهُم قالُوا: عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ (سوره توبه آیه 30) .

پس در این آیه شریفه روى سخن با دوگانه پرستان و بت پرستان است که قائل به فرزندى ملائکه و جن و مُصلحین بشر براى خدا هستند، و همچنین خطاب به نَصارى (مسیحیان) است که قائل به فرزندى مسیح (عَلَیهِِ السَّلامُ) براى اویند و بعید نیست که یهود هم در مسئله اِتِّخاذِ وَلَد و فرزند برای خدا با آنها ( بت پرستان و نَصاری)  شریک و هم عقیده باشند  چون خود قرآن از یهود نقل کرده که آنها گفته اند  : عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ . عزیر پسر خدا است .(سوره توبه آیه 30)

* وَ غَیرُ بَعیدِِ أَن یُقالَ إِنَّ الغَرَضَ مِن نُزُولِ السُّورَةِ ذِکرُ القِصَصِ الثَّلاثِ العَجیبَةِ الَّتی لَم تُذکَر فِی القُرآنِ الکَریمِ إِلّا فِی هذِهِ السُّورَةِ وَ هِیَ قِصَّةُ أَصحابِ الکَهفِ وَ قِصَّةُ مُوسى وَ فَتاهُ فِی مَسیرِهِما إِلَى مَجمَعِ البَحرَینِ وَ قِصَّةُ ذِی القَرنَینِ ثُمَّ استُفیدَ مِنها ما استُفرِغَ فِی السُّورَةِ مِنَ الکَلامِ فِی نَفیِ الشَّریکِ وَ الحَثِّ عَلَى تَقوَى اللهِ سُبحانَهُ.

وَ السُّورَةُ مَکِّیَّةُُ عَلى ما یُستَفادُ مِن سِیاقِ آیاتِها وَ قَدِ استُثنِیَ مِنها قَولُهُ: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ«اَلآیَةَ»  وَ سَیَجیءُ ما فِیهِ مِنَ الکَلامِ.

و بعید نیست گفته شود که غرض و هدف از نزول این سوره بیان و ذکر سه داستان شگفت انگیز می باشد که در قرآن کریم جز در این سوره ذکر نشده است و آن ها عبارتند از 1-  قصّه و ماجرای اصحاب کَهف  2- داستان موسى و آن جوانى که در مسیرشان به سمتِ مَجمَعُ البَحرَین همراهش بود(تا حضرت موسی ع در آنجا براساس نشانه هایی که از طرف خدا داشت به حضرت خضر برسد و به شاگردیش نائل آید و از محضرش بهره مند گردد)  3- حکایت و ماجرای ذِى القَرنین . و سپس از این سه داستان استفاده می شود که نهایت چیزی که کوشش شده در این سوره عبارت است از اثبات  و بیان نفى شرک و شریک برای خدا و تشویق بر تقوى و ترس از خداوند است.

و این سوره به طورى که از سیاق آیاتش استفاده مى شود از سوره های مکّی محسوب می گردد اما آیه  28 سوره کهف یعنی آیه «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ...» طبق نظر برخی از مفسرین  از مکّی بودن استثناء شده است و جزء آیات مکّی نمی باشد و به زودى در باره این آیه بحث خواهیم کرد.  («اَلآیَةَ» یعنی ادامه آیه را دنبال کنید)

* قَولُهُ تَعالى: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَیِّمًا.

اَلعَِوَجُ بِفَتحِ العَینِ وَ کَسرِها  : اَلأِنحِرافُ ، قالَ فِی المَجمَعِ : اَلعَوَجُ بِالفَتحِ فِیما یُرى کَالقَناةِ وَ الخَشَبَةِ وَ بِالکَسرِ فِیما لا یُرى شَخصاََ قائِماََ کَالدّینِ وَ الکَلامِ. اِنتَهى.

کلمه «اَلعَِوَجُ» - به فتح عین و به کسر آن - به معناى انحراف است. مرحوم طبرسی صاحب کتابِ مجمع البیان مى گوید : اَلعَوَجُ - به فتح عین - در مورد کجى و انحرافی است که محسوس و قابل مشاهده می باشند مانند کجی و انحراف نیزه و چوب  و کلمه «اَلعِوَجُ» -به کسر عین- در مورد کجی و انحرافی است که نادیدنى است . ( انحراف در چیزی که به صورت یک شئ و یک شخص قائم و استوار دیده نمی شود در حالی که در واقع باید به صورت یک شئِ قائم و استوار دیده شود)  .مانند انحراف و کجی در دین و اعتقادات و انحراف در کلام و سخن . ( دین و کلام باید از نظر عقل و منطق و قواعد ...  قائم و استوار باشند و اگر چنین نباشند دچار کجی و انحراف هستند و اینگونه انحراف ها با چشم بصیرت و دقت های عقلی و فکری و ... قابل درک است ) .    (اِنتَهى : یعنی اِنتَهی کَلامُهُ یعنی پایان یافت کلام و سخنِ صاحب مجمع البیان در باره معنای کلمه«اَلعَِوَج» )

* وَ لَعَلَّ المُرادُ بِما یُرى وَ ما لا یُرى ما یَسهُلُ رُؤیَتُهُ وَ ما یُشکِلُ کَما ذَکَرَهُ الرّاغِبُ فِی المُفرَداتِ بِقَولِهِ: اَلعَوَجُ - بِالفَتحِ - یُقالُ فیما یُدرَکُ بِالبَصَرِ سَهلاََ کَالخَشَبِ المُنتَصَبِ وَ نَحوِهِ . وَ العِوَجُ - بِالکَسرِ - یُقالُ فیما یُدرَکُ بِالفِکرِ وَ البَصیرَةِ کَما یَکُونُ فِی أَرضِِ بَسیط ِِ یُعرَفُ تَفاوُتُهُ بِالبَصیرَةِ وَ کَالدّینِ وَ المَعاشِ . اِنتَهى.

فَلا یَرِدُ عَلَیهِ ما فِی قَولِهِ تَعالى: « لاتَری‏ فیها عِوَجاً - بِکَسرِ العَینِ -وَ لا أَمْتاً »: طه: 107 فَافهَمْ.

و شاید منظور ازانحرافِ مرئى و دیدنی آن است  که انحرافش به سهولت و آسانی دیده مى شود و مقصود از انحرافِ نامرئى و نادیدنی آن است که کجی و انحرافش به آسانى مشاهده نمی شود کما اینکه راغب اصفهانی در مفرداتش چنین گفته است: (اَلعَوَجُ ) -به فتحِ عین- کجى ها و انحراف هایی را گویند که با چشمِ سَر به آسانى دیده مى شوند، مانند کجى چوبى که در زمین نصب شده باشد  ولى (اَلعِوَجُ ) -به کسرِ عین- به کجى هائى گفته می شود که با تفکر و دقت نظر و با بصیرت و بینش تشخیص داده مى شوند، مانند انحراف و اِنحِنایى که در زمین هموار و مسطح است که تفاوت و کمی و زیادی و پستی و بلندی و کجی و انحرافش را  متخصصین و کارشناسان با کارشناسی دقیق مى توانند بفهمند و تشخیص دهند، و نیز مانند انحراف در دین و زندگى  ( کجی و انحراف در دین و زندگی را نیز متخصصین و کارشناسان با کارشناسی دقیق مى توانند بفهمند. برخی ها یک عمر از نظر دین و زندگی در کجراهه و کجی و انحراف بسر می برند و عقیده و روش زندگی خویش را درست می پندارند و حتی  ممکن است به حسب ظاهر مقبول دیگران باشند ولی با دقت نظر می توان دریافت که از نظر عقیده و دین و روش زندگی در خطا و انحرافند!!! )

پس طبق معنایی که راغب اصفهانی در باره کلمه (اَلعِوَجُ) بیان نموده است دیگر اشکال و ایرادی به آیه شریفه « لاتَری‏ فیها عِوَجاً - بِکَسرِ العَینِ -وَ لا أَمْتاً » وارد نمى شود - دقت بفرمائید. (در این آیه شریفه ممکن است اشکال و ایراد شود که (عِوَجاً) و (أَمْتاً) به یک معنا است و با وجود کلمه (عِوَجاً) نیازی به کلمه (أَمْتاً) نیست ؟ در پاسخ گفته می شود که با توجه به معنایی که راغب اصفهانی درباره کلمه «عِوَج» گفته است می توان دریافت که  مراد از (عِوَجاً) کجی و انحرافی است که با دقت نظر فهمیده می شود (انحراف و کجی غیر ظاهری) و مراد از ( أَمْتاً) ناهمواری و پستی و بلندی و کجی و انحراف ظاهری است . پس این دو کلمه به یک معنا نیستند بلکه هر یک به یک مرتبه ای از انحراف و کجی اشاره دارد .

* وَ قَد افتَتَحَ «تَعالى» اَلکَلامَ فِی السُّورَةِ بِالثَّناءِ عَلى نَفسِهِ بِما نَزَّلَ عَلى عَبدِهِ قُرآناََ لا اِنحِرافَ فِیهِ عَنِ الحَقِّ بِوَجهِِ وَ هُوَ قَیِّمُُ عَلى مَصالِحِ عِبادِه ِ فِی حَیاتِهِمُ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ فَلَهُ کُلُّ الحَمدِ فِیما یَتَرَتَّبُ عَلى نُزُولِهِ مِنَ الخَیراتِ وَ البَرَکاتِ مِن یَومِِ نَزَلَ إلى یَومِ القِیامَةِ فَلا یَنبَغی أَن یَرتابَ الباحِثُ النّاقِدُ أَنَّ ما فِی المُجتَمَعِ البَشَری مِنَ الصَّلاحِ وَ السَّدادِ مِن بَرَکاتِ ما بَثَّهُ الأَنبِیاءُ الکِرامُ مِنَ الدَّعوَةِ إِلَى القَولِ الحَقِّ وَ الخُلقِ الحَسَنِ وَ العَمَلِ الصّالِحِ وَ أَنَّ ما یَمتازُ بِهِ عَصرُ القُرآنِ فِی قُرُونِهِ الأَربَعَةِ عَشَرَ عَمّا تَقَدَّمَهُ مِنَ الأَعصارِ : مِن رَقِیِّ المُجتَمَعِ البَشَری وَ تَقَدُّمِهِ فِی عِلمِِ نافِعِِ أو عَمَلِِ صالِحِِ ، لِلقُرآنِ فِیهِ أَثَرُهُ الخاصُّ وَ لِلدَّعوَةِ النَّبَوِیَّةِ فِیهِ أَیادیهَا الجَمیلَةِ (اَلجَلیلَةِ) فَلِلّهِ فِی ذلِکَ الحَمدُ کُلُّهُ.  وَ مِن هُنا یَظهَرُ أَنَّ قَولَ بَعضِهِم فِی تَفسیرِ الآیَةِ : یَعنِی : قُولُوا : اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ ... «إلَخ» لَیسَ عَلى ما یَنبَغِی.

خداوند مُتعال در این سوره کلامش را با ثناء و ستایش و سپاسِ خود افتتاح و آغاز فرموده است و بدین گونه خود را ستوده که: قرآنى بر بنده اش نازل کرده که هیچ انحرافى از حق در آن نیست  و آن کتاب ، قَیِّم و بپادارنده مصالحِ بندگانش در زندگى دنیا و آخرت است (و از عهده این کار به خوبى برمى آید) ، همه حمدها در رابطه با  خیرات و برکاتی که از نزول قرآن از روز نزول تا روز قیامت ناشی می شود و بر آن مترتب می گردد  برای  خداوند است . پس سزاوار نیست که هیچ پژوهشگر و اهل بحث و اهل تحقیقی تردید کند در اینکه: آنچه از صلاح و سَداد و درستی که در جوامع بشرى به چشم مى خورد مانند دعوت به قول حق (عقیده و گفتار درست) و خُلق نیکو و عمل صالح و غیره همه از برکات انبیاى کِرام است که در بین مردم  منتشر کرده اند و تخمى است که آنان با دعوت خود به سوى حق و حُسن خُلق و عمل صالح افشانده اند، و اینکه قرآن کریم در چهارده قرنى که از نزولش مى گذرد یعنی   (در عصر قرآن) ، امتیازش این است که تمدنى به بشر داده و ارتقاء و پیشرفتی بخشیده و علم نافع و عمل صالحى در بشر به وجود آورده است که مخصوص خود آن است و این کتاب آسمانی در عصر قرآن در طول چهارده قرن از نزولش ، اثرِ خاصّ و نقشِ ویژه ای در این امور داشته است و نیز برای دعوت نَبَوى در این امور یادشده  در قالب قرآن کریم ، مِنّت های  جمیل و بزرگی بر بشریت و انسان ها تا روز قیامت است، پس همه حمدها در رابطه با  خیرات و برکاتی که از نزول قرآن از روز نزول تا روز قیامت ناشی می شود ، براى خدا است. و با این بیان روشن مى شود اینکه بعضى از مفسرین در تفسیرِ این آیه(آیه 1)  می گویند که مراد از  آیه این است که این جمله را بگویید :  (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ ... ) این گفته و قولشان ، صحیح  و شایسته نمی باشد.....  ادامه دارد....

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

************************************************
*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید


کلمات کلیدی :تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطب
موضوع :
کلمات کلیدی :تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطب


تصویر مرتبط


***نسیم معرفت***

 


به نام خدا

 

 

** خوشاآن عاشق شیدایی قرآن +نسیم ادب

 

 

دلی کز  نور قرآن  اهتدا گیرد

شودآباد و راه  مصطفی گیرد

خوشاآن عاشق شیدایی قرآن

که با قرآن هدایت از  خدا  گیرد

 

خوشاآن عاشق شیدایی قرآن

کزآیات شفابخشش  شفا گیرد

 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :خوشاآن عاشق شیدایی قرآن کلمات کلیدی :شعرازآیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی
موضوع :
کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :خوشاآن عاشق شیدایی قرآن کلمات کلیدی :شعرازآیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی


نتیجه تصویری برای جلسه تفسیر آیت الله جوادی آملی در مسجد اعظم قم

***نسیم معرفت***

 

** نماز مَلفوظ و نماز مَقبول

 

تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی



اعوذ بالله من الشیطان الرجیم


بسم الله الرحمن الرحیم


 وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا  قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ  وَلَا تَنقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ  إِنِّی أَرَاکُم بِخَیْرٍ وَإِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُّحِیطٍ (84) وَیَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ  وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ (85) بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ  وَمَا أَنَا عَلَیْکُم بِحَفِیظٍ (86)

ترجمه : و بسوی «مدین» برادرشان شعیب را ( فرستادیم ) گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید ، که جز او ، معبود دیگری برای شما نیست! پیمانه و وزن را کم نکنید ( و دست به کم فروشی نزنید ) ! من ( هم اکنون ) شما را در نعمت می بینم ( ولی ) از عذاب روز فراگیر ، بر شما بیمناکم * و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت ، تمام دهید! و بر اشیاء ( و اجناس ) مردم ، عیب نگذارید و از حق آنان نکاهید! و در زمین به فساد نکوشید * آنچه خداوند برای شما باقی گذارده ( از سرمایه های حلال ) ، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من ، پاسدار شما ( و مأمور بر اجبارتان به ایمان ) نیستم

 

 

** نماز مَلفوظ و نماز مَقبول


............................     .........................     ...................................

سؤال: ... جواب: یک وقتی آدم [ نماز ] می‌خواند  [ این ] قرائت است لذا چنین نمازی ناهی از فحشا و مُنکَر هم نیست . هم نمازش را می‌خواند هم گناهش را می‌کند. این نماز جلوی معصیتش را نمی‌گیرد که ما الان اگر خواستیم بفهمیم نماز ما مقبول است یا نه این دیگر لازم نیست به مَعاد برسد که در معاد شفّاف‌تر و روشن‌تر می‌شود بله اما اگر ما نماز ظهر و عصر را خواندیم تا غروب خواستیم بفهمیم این نماز ما مقبول است یا نه اگر تا غروب اَلحَمدُ لِله کار خلافی نکردیم چشم ما ، گوش ما دست ما پاک بود معلوم می‌شود نماز مقبول بود .  اگر خدای ناکرده از مسجد و معبد درآمدیم دست به گناه زدیم خُب اطمینان داریم این نماز مقبول نیست دیگر ما منتظر چه چیزی باشیم؟ حالا که نماز این است که این کار را بکند تَنْهَى? عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ حالا اگر گفتند این دارو این خاصیت را دارد اگر کسی این دارو را خورد و آن خاصیّت را نداشت معلوم می‌شود دارو نبود دیگر معلوم می‌شود این نماز مقبول نیست یعنی نماز ملفوظ است . نماز آن است که ناهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر باشد حالا جمع بندی نهایی البته در قیامت مشخص می‌شود ولی بالأخره به ما گفتند که «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا » خودتان را بسنجید مراقب باشید مراقبت داشته باشید مُحاسَبَت داشته باشید خب اگر آدم نتواند تشخیص بدهد چه مراقبتی؟ چه مُحاسَبَتی پس معلوم می‌شود [ که ] می‌شود فهمید ، آن عمقش البته مربوط به قیامت است اما این ظاهرش را که آدم می‌تواند تشخیص بدهد که این روزه مقبول شد نماز مقبول شد یا نشد.
سؤال: ... جواب: آن صغیره است آن که مطابق با قرآن کریم است
إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ (سوره نساء آیه 31)  نه «مَعاذَ الله»  گناه کبیره .  خُب گناه کبیره با خود آیه سازگار نیست .  آیه دارد که نماز تَنْهَى? عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ  نه تَجتَمِعُ  [ نه اینکه نماز با گناه کبیره جمع شود؟ نماز با انجام گناه کبیره جمع نمی شود بلکه نماز بازدارنده از فحشاء و مُنکَر و گناهان کبیره است]. خب کسی هم نماز بخواند هم معصیت کبیره بکند این که «تَنْهَى?» نشد که این «تَجتَمِعُ»  شد.
سؤال: ... جواب: بله مُنتها قرآن روی عنایت الهی ، روی عفو الهی وعده داد فرمود :
إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ[ در این آیه شریفه ] تعبیر صغیره ندارد ولی تعبیر «سَیِّئه» دارد در قبال کبائر . این تقابل و تفصیل [ بین گناه صغیره و کبیره ] ،  قاطعِ شرکت است  [ به این معنی که نماز با گناه کبیره شریک و جمع نمی گردد ] . معلوم می‌شود این « سَیِّئاتِ »، سیئات صغیره است چون فرمود اگر گناه کبیره را ترک کنید ما از گناهان کوچک شما می‌گذریم . یک بحث این است که اصلاً ما گناه کوچک نداریم همه‌اش کبیره است ، معصیت کبیره است برای اینکه نافرمانی خداست آن یک بحث است قهراً طبق آن بحث کبیره بودن مساوی با معصیت است ، معصیت بودن مساوی با کبیره است  . کُلُّ مَعصِیَةِِ کَبیرَةُُ  لکن این کبایر را که با هم می‌سنجند بعضی‌ها بِالقِیاس اِلی بَعضِِ صغیره اند ،  بعضی‌ها بِالقِیاس اِلی بَعضِِ کبیر یا اَکبرند آن وقت صغیره و کبیره از یک نسبت به دست می‌آید .  برابر صغیره و کبیره که از نسبت به دست آمد از این آیه معلوم می‌شود که اگر کسی موفق شد گناهان کبیره را ترک بکند خدای سبحان بر اساس لطف و عنایتی که دارد وعده داد که اگر کسی اهل کبیره نبود ما از معاصی صغیره‌اش می‌گذریم إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ و گرنه اگر کسی مبتلا به گناه کبیره بشود «مَعاذَ الله» که خوب این صلاة با آن کبیره جمع شد.
«وَ الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمینَ»

.....................     ...................   ادامه دارد ...................   .......................

 تنظیم : توسط  استاد : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


http://boniadhad.ir/lib/quran/javadi/29/content-90.html

 ***************************************************************


** تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی+پایگاه اندیشوران حوزه+تنظیم توسط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک کنید


** تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی+پایگاه اندیشوران حوزه+تنظیم توسط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک کنید


** تفسیر سوره مبارکه هود جلسه87 +حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی+پایگاه اندیشوران حوزه+تنظیم توسط : استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک کنید

 

** نماز مَلفوظ و نماز مَقبول+آیت الله جوادی آملی+تفسیر سوره هود+نسیم معرفت+کلیک


کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :نمازمَلفوظ ونماز مَقبول کلمات کلیدی :آیت الله جوادی آملی
موضوع :
کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :نمازمَلفوظ ونماز مَقبول کلمات کلیدی :آیت الله جوادی آملی


نتیجه تصویری برای بارگاه امام حسین

***نسیم معرفت***


**بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین علیه السلام


حسینیه مشرق- همراهی و همسانی قرآن و عترت همانگونه که در حدیث شریف ثقلین از سوی پیامبر عظیم الشأن اسلام (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) بر آن تأکید شده است از اعتقادات راسخ شیعیان آل‌محمد (عَلَیهِمُ السَّلامُ)  است بدین معنا که هر یک از حضرات معصومان تجسم قرآن کریم در عالم هستند و نمی‌توان تناقضی بین حقایق قرآنی و منش و گویش و زندگی آنها با کتاب خدا یافت.

حجت‌الاسلام (استاد)محسن قرائتی در بخشی از کتاب قرآن و امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) خود به شباهتهایی ظاهری و در عین حال لطیف کتاب خدا و  امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) پرداخته است که در ادامه توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

1- اگر قرآن سَیِّدُالکَلام است، (مَجمَع‌ُالبیان، ج 2، ص 361) امام حسین سَیِّدُالشُّهداست (کامِلُ الزِّیارات، ص 70)

2-اگر در دعای 42 صحیفه‌ سجادیه درباره‌ قرآن می‌خوانیم: «وَ مِیزَانَ قِسْطٍ لَا یَحِیفُ عَنِ الْحَقِّ لِسَانُهُ. و ترازو و میزان عَدلی که زبانش از حق منحرف نمی شود» در زیارت امام حسین (عَلَیهِ السَّلامُ) می‌خوانیم: «اَشهَدُ اَنَّکَ اَمَرتَ بِالقِسطِ» (جامِعُ الاحادیث شیعه، ج 12 ص 481)

3-اگر قرآن موعظه‌ پروردگار است؛ «مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ» (یونس، 57)، امام حسین علیه‌السلام در عاشورا فرمود: عجله نکنید تا شما را به حق موعظه کنم. «أَیُّهَا النَّاسُ اِسْمَعُوا قَوْلِی وَ لَا تَعْجَلُوا حَتَّى أَعِظَکُمْ بِمَا یَحِقُّ لَکُمْ عَلَیَّ. ای مردم حرف مرا بشنوید و "در جنگ با من"‌ عجله نکنید تا من وظیفه خود را که موعظه و نصیحت شما است،‌ انجام دهم» (لَواعِجُ الأَشجان، ص 26)

4-اگر قرآن مردم را به رُشد هدایت می‌کند؛ «یَهْدِی إِلَى الرُّشْدِ» (جِنّ، 2)، امام حسین علیه‌السلام نیز می‌فرماید: من شما را به راه رشد و سعادت دعوت می‌کنم. «وَ إِنَّما أَدْعُوکُمْ إِلى سَبیلِ الرَّشادِ» (لَواعِجُ الأَشجان، ص 128)

5-اگر قرآن عظیم است: « وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ» «سوره حِجر،آیه 87) امام حسین علیه‌السلام نیز سوابق عظیمی دارد. «عَظیمُ السَّوابِقِ» (بِحار، ج 98، ص 239)

6-اگر قرآن حق و یقینی است؛ « وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِینِ» (سوره اَلحاقَّه،آیه 51) در زیارت امام حسین علیه‌السلام نیز می‌خوانیم: آنقدر صادقانه و خالصانه عبادت کردی که به درجه‌ یقین رسیدی. «حَتّی اَتاکَ الیَقینَ» (کامِلُ الزِّیارات، ص 202)

7-اگر قرآن مقام شفاعت دارد؛ «نِعمَ الشَّفیعُ اَلقُرآنُ» (نَهج‌ُ الفَصاحَه، جمله 633) امام حسین علیه‌السلام نیز مقام شفاعت دارد. « اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ » (زیارت عاشورا)

8-اگر در دعای چهل و دوم صحیفه‌ سجادیه درباره‌ قرآن می‌خوانیم که پرچم نجات است؛ «عَلَمُ النَّجاةِ» در زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌خوانیم که او نیز پرچم هدایت است. «إنَّهُ رایَةُ الهُدی» (کامِلُ الزِّیارات، ص 70)

9-اگر قرآن شفادهنده است؛ « وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ» (اسراء، 82) خاک قبر امام حسین علیه‌السلام نیز شفاست. « طینُ قَبرِ الحُسَینِ شِفاءٌ (شِفاءٌ مِن کُلِّ داءِِ)» (من لایَحضُرُهُ الفَقیه، ج 2، ص 446)


* قَالَ الصَّادِقُ (ع) فِی طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ هُوَ الدَّوَاءُ الْأَکْبَرُ . امام صادق(عَلَیهِ السَّلامُ) فرمود : در خاک قبر حسین(ع) شفای هر دردی است و آن بزرگترین دارو است . وَ قَالَ(ع): إِذَا أَکَلْتَهُ فَقُلِ اللَّهُمَّ رَبَّ التُّرْبَةِ الْمُبَارَکَةِ وَ رَبَّ الْوَصِیِّ الَّذِی وَارَتْهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً واسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ و نیز آن حضرت در سخن دیگری  فرمود : هنگام خوردن تربت امام حسین(ع) چنین بگو : خدایا  ای پروردگارِ تربتِ مبارک و ای پروردگارِ وصیِّ مدفون شده در آن ، بر محمد و آل محمد درود فرست و این تربت را مایه علمی سودمند و روزی وسیع و شفای از هر دردی قرار ده . (   مَن ‏لایَحضُرُهُ ‏الفَقیه ج : 2 ص : 599و600 )

10-اگر قرآن، مَنار حکمت است ، « وَ مَنَارُ اَلْحِکْمَةِ» (اَلحَیاة تألیف «برادران» حکیمی، ج 2، ص 140) امام حسین نیز باب حکمت الهی است. « اَلسَّلَامُ عَلَیکَ یا بَابَ حِکمَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (مَفاتیح‌ُالجَنان)

11-اگر قرآن امر به معروف و نهی از منکر می‌کند؛ « فَالْقُرْآنُ آمِرٌ زَاجِرٌ» (نهج‌ البلاغه، خطبه 182) امام حسین نیز فرمود: هدف من از رفتن به کربلا، امر به معروف و نهی از منکر است. « أُُریدُ أنْ آمُرَ بِالمَعرُوفِ وَ أَنهَی عَنِ المُنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَةِ جَدّی وَ أَبی» (سُمُوُّالمَعنی فِی سُمُوِّالذّات، 96)

** قالَ الصّادقُ علیه السلام : «إِنَّ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ یَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ یَزْجُرُ عَنِ النَّار».  حضرت صادق (علیه السّلام)  فرمود: «همانا قرآن باز دارنده و فرمان دهنده است. به بهشت فرمان دهد و از دوزخ باز دارد». (الکافی «طبع - الإسلامیة»، ج‏2، ص: 601)

12-اگر قرآن نور است؛ « نُورًا مُبِینًاََ » (نساء 174)، امام حسین (ع) نیز نور است. « أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا ََ فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ » (کامل الزیارات، ص 230)

13-اگر قرآن برای تاریخ و همه‌ مردم است؛ «لَمْ یَجْعَلِ القُرآنَ لِزَمانِِ وَ لالِناسِِ دُونَ ناسِِ » (سَفینةُ البِحار، ج 2، ص 413)، درباره امام حسین علیه‌السلام نیز می‌خوانیم که آثار کربلا از تاریخ محو نخواهد شد. «لا یُدرَسُ اَثَرُهُ وَ لا یُمحَی رَسمُهُ» (مَقتَل مُقَرِّم، 397)

14-اگر قرآن، کتاب مبارکی است؛ « کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ» (ص، 29)، شهادت امام حسین علیه‌السلام نیز برای اسلام سبب برکت و رشد است. « اَللّهُمَّ فَبارِکْ لِی فِی قَتْلِهِ» (بِحارُالانوار، ج 44، ص 247، باب 30.)  (مَقتل خوارزمی، ج 1، ص 164، (این سخن از پیامبر صلی‌الله علیه و آله است)


**پیامبر اسلام(ص) فرمود: «اَلّلهُمَّ فَبارِکْ لِی فِی قَتْلِهِ وَ لا تُبارِکْ فِی قاتِلِهِ » خدایا شهادت او را برای من مبارک فرما و در قاتلش برکت قرار مده. (بِحارُالانوار، ج 44، ص 247، باب 30.)

15-اگر در قرآن هیچ انحرافی نیست؛ «غیرَ ذی عِوَجِِ » (سوره زُمَر،آیه 28) درباره‌ امام حسین علیه‌السلام نیز می‌خوانیم؛ لحظه‌ای از حق به باطل گرایش پیدا نکرد. «لَم تَمُل مِن حَقِِّ اِلَی الباطِلِ» (فروع کافی، ج 4، ص 561)

16-اگر قرآن، کریم است؛ « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ» (واقعه، 77)، امام حسین نیز دارای اخلاق کریم است. «وَ کَریمُ الخَلائِقِ» (نفس المهموم، 7)

17-اگر قرآن، عزیز است؛ « وَ إِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ » (سوره فُصِّلت،آیه 41)، امام حسین فرمود: هرگز زیر بار ذلت نمی‌روم. «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» (لُهُوف،ص 54)

18-اگر قرآن، ریسمان مُحکم است؛ «اِنَّ هَذَا القُرآنَ... اَلعُروَةُالوُثقی» (بِحار، ج 92، ص 31)، امام حسین نیز کشتی نجات و ریسمان محکم است: «اِنَّ الحُسَینَ... سَفینَةُ النَّجاةِ وَ العُروَةُالوُثقی» (پرتوی از عظمت حسین، 6)

19-اگر قرآن، بَیِّنه و دلیل آشکار است؛ « فَقَدْ جاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ» (سوره اَنعام،آیه 157)، امام حسین نیز اینگونه است. «اَشهَدُ اَنَّکَ عَلی بَیِّنةِِ مِن رَبِّکَ» (فروع کافی، ج 4، ص 565)

20-اگر قرآن را باید آرام و با تأنی تلاوت کرد؛ « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا» (سوره مُزَمِّل،آیه 4) زیارت قبر امام حسین را نیز باید با گام‌های آهسته انجام داد. «وَ امشِ بِمَشیِ العَبیدِ الذَّلیلِ» (کامِلُ الزِّیارات، ص 221)

21-اگر تلاوت قرآن باید با حُزن باشد؛ « فَاقرَؤُهُ بِالحُزنِ» ، زیارت امام حسین علیه‌السلام نیز باید با حُزن باشد. «... إِذَا أَرَدْتَ أَنْتَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ(ع) فَزُرْهُ وَ أَنْتَ کَئِیبٌ حَزِینٌ شَعِثٌ...» هرگاه قصد زیارت امام حسین  (عَلَیهِ السَّلامُ) نمودی با حال غصه و حُزن و اضطراب و  غبارآلود زیارت کن . (وسائل الشّیعه، ج 4، ص 857)  (کامِلُ الزِّیارات، ص 131)-بِحارُ الأنوار (ط – بیروت)، ج‏98، ص: 142.


** بررسی و اصلاحات و اضافات و ...  : توسط استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


https://www.mashreghnews.ir/news/638371/%DB%B2%DB%B1-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7

******************************************************


نتیجه تصویری برای محسن قرائتی

***نسیم معرفت***

 


در بعضی شب های جمعه که در نجف بودم توفیقی بود که به کربلا می رفتم و در حرم امام حسین علیه السلام به مناجات می پرداختم.

از آنجا که دعا زیر گنبد امام حسین علیه السلام مستجاب است، از استادم پرسیدم: در آنجا چه دعا و درخواستی از خدا داشته باشم؟

ایشان فرمودند: دعا کن هر چه مفید نیست، علاقه اش از دل تو بیرون رود. بسیارند کسانی که علاقمند به کاری هستند که بی فایده است.

در دعا نیز می خوانیم: «اعوذ بک مِن عِلم لاینفع » خداوندا! از علم بدون منفعت به تو پناه می برم.

خدا را شاکرم که به جز قرآن و تفسیر، به بسیاری از علوم غیر مفید علاقه ای ندارم.


https://hawzah.net/fa/goharenab/View/11456/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA%DB%8C-

 ************************************************************


**شباهت های امام حسین (ع) با قرآن کریم+نسیم معرفت+کلیک کنید

 

**بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین(علیه السلام)+پایگاه اطلاع رسانی حوزه+کلیک کنید

 


کلمات کلیدی :در محضرقرآن کریم کلمات کلیدی :بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین علیه السلام
موضوع :
کلمات کلیدی :در محضرقرآن کریم کلمات کلیدی :بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین علیه السلام


نتیجه تصویری برای روایاتی در باره منافق و نفاق

***نسیم معرفت***


حدیث

 


** پست ترین آدم ها،آدم دوچهره و دو رو است+حدیث امام حسن عسکری علیه السلام


 

** قالَ الأِمامُ الحَسَنُ العَسکَری (علیه السلام) بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذاوَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ ، یُطْری أَخاهُ شاهِدًا وَ یَأْکُلُهُ غائِبًا ، إِنْ أُعْطِیَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِیَ خَذَلَهُ (  خَانَهُ)

بد بنده ای است آن بنده ای که در روبرو از برادرش تعریف  و تمجید می کند ولی پشت سرش گوشتش را می خورد(یعنی غیبتش را می کند) . اگر نعمتی به او برسد حسادت می ورزد و اگر گرفتار شود او را رها و خوار می کند و کمکش نمی نماید  (به او خیانت می کند . به این معنا که وقتی می بیند که او گرفتار و ضعیف است  نه تنها کمکش نمی کند بلکه اقداماتی بر ضد او انجام می دهد و سخنانی دروغ آمیز بر عَلَیه او نقل می نماید)
 


قالَ رسول الله
(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  :  بِئسَ العبدُ عبدٌ هُمزَةٌ یُقبِلُ بِوَجهٍ و یُدبِرُ بِوَجهٍ .
بد بنده ای است  آن کسی که دو چهره و منافق است  در حضور یک چهره دارد و در غیاب چهره‌ای دیگر

(اَلشَّهاب‌ فِی‌الحِکَم وَ الآداب، ص 18)

** بررسی کلمه هُمَزَة   .  هَمَزَ یَهمُزُ - هَمَزَ یَهمِزُ  .   هَمَزَهُ  :  از او عیبجویی و غیبت کرد - آن را شکست - فشار داد - هُل داد - به او زد - گازش گرفت -

** هَمَزَ الشَّیطانُ الأِنسانَ : یعنی  شیطان انسان را وسوسه کرد .

** هَمَزَ بِهِ الأَرضَ : او را به زمین زد


 سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

******************************************************************

 

 

منظور از هُمَزَة و لُمَزَة

پرسش : منظور از هُمَزَه و لُمَزَه در«هُمَزَه» چیست؟  


پاسخ : در اولین از«هُمَزَه» مى خوانیم(واى بر هر عیبجوىِ مسخره کننده اى)؛ « وَیل‌ٌ لِکُل‌ِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ».


آنها که با نیش زبان و حرکات دست و چشم و ابرو در پشت سر و پیش رو، دیگران را استهزاء کرده، یا عیبجوئى و مى کنند، یا آنها را هدف تیرهاى طعن و تهمت قرار مى دهند.


«هُمَزَه» و «لُمَزَه» هر دو صیغه مُبالغه است  اوّلى از ماده «هَمز»(به فتح همزه و سکون میم بر وزن رَمز ) در به معنى «شکستن» است و از آنجا که افراد عیب جو و کننده شخصیت دیگران را درهم مى شکنند، به آنها «هُمَزَة» اطلاق شده.
و «لُمَزَة» از ماده «لَمز» (بر وزن رَمز) در اصل، به معنىکردن و عیبجوئى نمودن است.
در این که: آیا این دو واژه به یک معنى است و اشاره بهکنندگان و عیبجویان مى کند؟ یا در میان این دو فرقى است؟ مفسران احتمالات زیادى داده اند:
1- بعضى آنها را به یک معنى گرفته اند و بنابراین، ذکر این دو با هم براى تاکید است.
2- ولى، بعضى گفته اند «هُمَزَه» به معنى کننده و «لُمَزَه» به معنى عیب جو است.
3- بعضى دیگر، «هُمَزَه» را به معنى کسانى که با اشارت دست و سر عیبجوئى مى کنند و «لُمَزَه» را به معنى کسانى که با زبان این کار را انجام مى دهند، دانسته اند.
4- بعضى «اوّلى» را اشاره به عیبجوئى روبرو و «دومى» را به عیبجوئى پشت سر مى دانند.
5- بعضى، اوّلى را به معنى عیبجوئى آشکار و دومى را عیبجوئى پنهان و با اشاره چشم و ابرو شمرده اند.
6- و گاه گفته شده هر دو به معنى کسى است که مردم را با القاب زشت و زننده یاد مى کند.
7- و بالاخره، در سخنى از «ابن عباس» آمده است«هُمُ الْمَشّائُونَ بِالنَّمِیمَةِ، الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الاَحِبَّةِ، الْنّاعِتُونَ لِلْنّاسِ بِالْعَیْبِ»
(آنها کسانى هستند که سخن چینى مى کنند، میان دوستان جدائى مى افکنند، و مردم را با عیوب توصیف مى کنند).
گویا «ابن عباس» این سخن را از حدیثى که از پیغمبر اکرم(صلى علیه وآله) نقل شده است استفاده کرده، آنجا که فرمود«اَلااُنَبِّئُکُمْ بِشِرارِکُمْ؟ قالُوا بَلى یا رَسُولَ اللّهِ(صلىعلیه وآله)، قالَ: الْمَشّائُونَ بِالنَّمِیمَةِ، الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الاَحِبَّةِ، الْباغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعایِبَ»
؛ (آیا شما را از شریرترین افراد دهم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمود: آنها که بسیار سخن چینى مى کنند، در میان دوستان جدائى مى افکنند و براى افراد پاک و بى گناه در جستجوى عیوبند).
ولى از مجموع کلمات ارباب لغت استفاده مى شود که: این دو واژه به یک معنى است و مفهوم وسیعى دارد که هر گونه عیبجوئى و و طعن و استهزاء به وسیله زبان و علائم و اشارات و سخن چینى و بدگوئى را شامل مى شود.

 

حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی

*****************************************************



 
قالَ رسول الله (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  : مِن شَرِّ النّاسِ عِندَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ یَومَ القِیامَةِ ذُوالوَجهَین.
آدم دوچهره در روز قیامت یکی از بدترین مردم نزد خداوند متعال به شمار می‌آید. (خصال، ج 1، ص 20)



قال علی
(علیه السلام) : اِنَّ اللهَ تبارکَ وَ تعالی یُبغضُ مِن عِبادِهِ المُتَلَوِّنَ.
خداوند تبارک و تعالی بندة چندرنگ و چند چهرة خود را دشمن می‌دارد.(خصال، ج 2، ص 144)


قال علی (علیه السلام) : اَلمنافقُ مَکُورٌ مُضِرٌّ مُرتابٌ.
آدم منافق  مکّار، حیله‌گر، زیان‌رسان و همیشه  در محل و مَعرَض شک و اتّهام است. (فهرست‌غرر، ص 394)



قال علی (علیه السلام) : شَرُّ الاَخلاقِ اَلکِذبُ والنفاقُ.
بدترین خصلت‌ها: یکی دروغ و دیگری نفاق و دورویی است. (فهرست غرر، ص 344)

 


کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :پست ترین آدم ها،آدم دوچهره و دو رو است کلمات کلیدی :حدیث امام حسن عسکری ع
موضوع :
کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :پست ترین آدم ها،آدم دوچهره و دو رو است کلمات کلیدی :حدیث امام حسن عسکری ع


نتیجه تصویری برای قرآن

***نسیم معرفت***

به نام خدا

** اَحسَنُ الحَدیث بودن قرآن به چه معنا است؟+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلی‏ ذِکْرِ اللَّهِ ذلِکَ هُدَی اللَّهِ یَهْدی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ . خداوند بهترین سخن را نازل کرده ، کتابی که آیاتش ( هماهنگ و هم صدا، و از نظر لطف و زیبائى و عمق بیان) همانند یکدیگر است آیاتی مکرّر دارد ( با تکراری شوق انگیز ) که از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می ترسند می افتد سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذکر خدا می شود این هدایت الهی است که هر کس را بخواهد با آن راهنمایی می کند و هر کس را خداوند گمراه سازد ، راهنمایی برای او نخواهد بود.   (سوره زمر آیه 23 .)

«اَحسَنُ الحَدیث» از دو کلمه مرکّب شده است :  اَحسَن + الحَدیث .أَحْسَنَ الْحَدِیثِ یعنی زیباترین کلام و بهترین سخن . لغت‌شناسان  هر نو ظهورى اَعمّ از شىء  و سخن  و خبر را حدیث می گویند  که رایج‌ترین معناى حدیث در قرآن، همان معنای سخن و کلام و گفتار است  .  کلمه حدیث 23 بار در قرآن ذکر شده است . مُفسِّران ، نوآورى‌ها  و تازگى و نو بودن  نزول قرآن در مقایسه با کتاب‌هاى آسمانى پیشین ، و نیز کلام و خبر جدید بودن آن را دلیل وصف یا نامگذارى قرآن به حدیث مى‌دانند. همچنین متکلّمان و مُفسِّرانِ طرفدارِ نظریه حدوثِ قرآن ، نام‌گذارى این کتاب به حدیث را شاهدى بر ادعاى خود مى‌شمارند .  قرآن نه ‌تنها «حدیث» بلکه نیکوترین حدیث و سخن یعنی (اَحسَنُ الحَدیث) به ‌شمار مى‌آید و آیاتش (در لطف، زیبایى، عمق و محتوا) همانند یکدیگر است. در ‌حالى ‌که بسیارى از مفسران، اَحسَن‌ُالحَدیث را به ‌معناى نیکوترین کلام مى‌دانند برخى با عنایت و توجه به  مفهوم و معنای تکرار که در« مَثانِى و مُتشابِه» نهفته است که   با داستان‌هاى مکرَّر قرآن مناسبت دارد و نیز با توجه به کلمه  (حَدیثُ مُوسی) در آیه 9 از سوره طه (وَ هَلْ أَتاکَ حَدیثُ مُوسیو شأن نزول این آیه ،  اَحسَن‌ُالحَدیث در آیه 23 زُمَر را به  «اَحسن‌ُالقَصَص» تفسیر کرده‌اند. ( دائِرةُ المَعارِف قرآن کریم  جلد 2، صفحه 298-300. ) 

علامه محمد تقی مصباح یزدی در کتاب قرآن شناسی جلد اول صفحه 41  در باره معنای کلمه «اَحسَنُ الحَدیث» و «حدیث» چنین می گوید : [ کلمه «حَدیث» در چهار مورد بر قرآن اطلاق شده است؛ مانند فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِّثْلِهِ إِن کَانُوا صَادِقِینَ.  (سوره طور:آیه 34) «پس سخنی همانند آن را بیاورند اگر راستگویان‌اند». همچنین احتمالاً مقصود از حدیث در آیه 185 سوره اعراف و 50 مرسلات، قرآن است؛ اما وصف «اَحسَنُ الحَدیث» که فقط در آیه 23 سوره زُمَر آمده، حتماً در مورد قرآن است. واژه «حدیث» به دو معنا به کار می‌رود: یکی به معنای تازه و جدید، و دیگری به معنای سخن و کلام؛ گرچه اصل و ریشه این واژه به معنای «تازه» است و شاید در کلام هم به همین عنایت که اجزای آن، یکی پس از دیگری و تازه به تازه به وجود می‌آید، استعمال شده است. این واژه، در مورد خواب دیدن نیز به لحاظ آنکه نوعی گفت‌وگو است، به کار می‌رود؛ ولی در کاربرد فعلی آن، عنایتی به تازه بودن مفهوم و مضمون کلام نیست؛ بنابراین، «حدیث» هنگامی که در مورد قرآن به کار می‌رود، به معنای «سخن» و «احسن الحدیث» به معنای بهترین سخن است.]

در برخی از روایات  از قرآن کریم به عنوان (اَحسَنُ الحَدیث) یاد شده است چنانکه در روایتی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است که فرمود : وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِیثِ‏ وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ‏ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ وَ أَحْسِنُوا تِلَاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنْفَعُ الْقَصَصِ‏ وَ إِنَّ الْعَالِمَ الْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْمِهِ کَالْجَاهِلِ الْحَائِرِ الَّذِی لَا یَسْتَفِیقُ مِنْ جَهْلِهِ‏ بَلِ الْحُجَّةُ عَلَیْهِ أَعْظَمُ‏ وَ الْحَسْرَةُ لَهُ أَلْزَمُ‏ وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَلْوَم‏ُ . و قرآن را بیاموزید، که بهترین گفتار است، و آن را نیک بفهمید که بهار دل‏هاست. از نور آن شفا و بهبودى خواهید که شفاى سینه ‏هاى بیمار است، و قرآن را نیکو تلاوت کنید که نافع ترین و سود بخش ‏ترین داستان‏هاست، زیرا عالمى که به غیر علم خود عمل کند،همچون جاهل سرگردانى است که از بیمارى نادانى شفا نخواهد گرفت، بلکه حجّت بر او قویتر و حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پیشگاه خدا سزاوارتر به نکوهش است.  (نهج البلاغه فیض الأسلام خطبه 109 ) گسترده ترین و بیشترین بحث درباره آیه 23 سوره زُمَر درباره  نام‌گذارى قرآن به «اَحسَنُ الحَدیث»   است .  اغلبِ مُفسِّران در باره اََحسَنُ الحَدیث بودن قرآن   به جنبه‌هاى لفظى و یا  معنایى قرآن پرداخته‌اند و یکی از جامع‌ترین دیدگاه‌ها در باره اَحسن الشحدیث بودن قرآن ، نظر فخر رازى است که هر دو بُعد یاد ‌شده را در نظر داشته‌ است . قرآن کریم بواسطه جامعیت و حقانیت و استواری و فصاحت و بلاغت و لطف و زیبایی و عمق و محتوا به عنوان اَحسنُ الحَدیث نامیده شده است . در کتاب المیزان جلد 17 صفحه 271 ذیل آیه  23 از سوره زُمَر  چنین آورده است  : [ فَقَولُهُ تَعالَی :  « اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ »  هُوَ القُرآنُ الکَریمُ وَ الحَدیثُ هُوَ القَولُ کَما فِی قَولِهِ تَعالی فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِّثْلِهِ (سُورةُ الطُّور . اَلآیَة 34) وَ قَولُهُ : فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ (سُورَةُ المُرسَلات. اَلآیَة50) فَهُوَ اَحسَنُ القَولِ لِاشتِمالِهِ عَلی مَحضِ الحَقِّ الَّذی لا یَأتیهِ الباطِلُ بَینَ یَدَیهِ وَ لا مِن خَلفِهِ .   یعنی مـنـظـور از اَحسَنُ الحَدیث   در کلام خداوند  که فرمود : « اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ » قرآن کریم است و کلمه «حدیث»  بـه مـعناى  قول و سخن است همچنان که در آیه فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِّثْلِهِ و نیز در آیه  فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ   نیز به همین معنا است. پس قرآن اَحسَنُ الحَدیث و بهترین قول و سخن است بـه جهت ایـنـکـه مـشـتـمـل اسـت بـر آنچه که  مـحـض حـق و حقیقت است  حـقـى کـه هرگز بـاطـل  به آن راه پیدا نمی کند  نه در عصر نزولش، نه بعد از آن .]

سؤال : منظور از مُتَشابِهاََ و مَثانِی در آیه 23 ازسوره زُمَر چیست؟  پاسخ[حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این پرسش چنین گفته است : کتابى است که آیاتش هماهنگ و هم صدا، و از نظر لطف و زیبائى و عمق بیان، همانند یکدیگر است . منظور از «تشابُِه» در اینجا کلامى است که قسمت هاى مختلف آن با یکدیگر همرنگ و هماهنگ مى باشد، هیچ گونه تضاد و اختلافى در میان آنها نیست، خوب و بد ندارد، بلکه یکى از یکى بهتر است. این درست بر خلاف کلمات انسان ها است که هر قدر در آن دقت شود، هنگامى که گسترده و وسیع گردد، خواه ناخواه اختلافات و تناقض ها و تضادهائى در آن پیدا مى شود، بعضى در اوج زیبائى است، و بعضى کاملاً عادى و معمولى، بررسى آثار نویسندگان معروف و بزرگ، اعم از نثر و نظم، نیز گواه زنده این مطلب است. اما کلام خدا قرآن  مجید این چنین نیست انسجام فوق العاده و همبستگى مفاهیم، فصاحت و بلاغت بى نظیرى که در همه آیاتش حاکم است گواهى مى دهد که از کلام انسان ها نیست. سپس مى افزاید: ویژگى دیگر این کتاب این است که «مَثانِیَ» (مکرر است) . این تعبیر، ممکن است اشاره به تکرار مباحث مختلف داستانها، سرگذشت ها، مَواعِظ و اندرزها بوده باشد، اما تکرارى که هرگز ملالت آور نیست، بلکه شوق انگیز است و نشاط آفرین، و این یکى از اصول مهم فصاحت است که انسان به هنگام لزوم چیزى را براى تأثیر عمیق بخشیدن، تکرار کند، اما هر زمان به شکلى تازه و صورتى نو که ملالت خیز نباشد. به علاوه، مطالب مکرّر قرآن، مفسِّر یکدیگر است، و بسیارى از مشکلات از این طریق حل مى شود. بعضى نیز آن را اشاره به تکرار تلاوت قرآن و کهنه نشدن بر اثر تکرار تلاوت دانسته اند . و بعضى، اشاره به تکرار نزول قرآن که یک بار به صورت دفعى بر قلب پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  در «شب قدر» نازل شده، و یک بار هم به صورت تدریجى طى 23 سال . این احتمال نیز، وجود دارد که مراد، تکرار حقیقت قرآن در هر زمان و تجلّى تازه اى از عَینیّت آن با گذشت سال و ماه است. از میان این تفسیرها ، تفسیر اول  مناسب تر به نظر مى رسد، هر چند تضادى در میان آنها نیست، و جمع همه آنها ممکن است. + برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم شیرازی]  بعضی از مفسران از عبد الله بن مسعود نقل کرده اند که روزی جمعی از صحابه پیامبر (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  که ملالت خاطری پیدا کرده بودند عرض کردند: ای رسولخدا چه می شد حدیثی برای ما بیان می کردی تا زنگار ملالت از دلهای ما بزداید؟ در اینجا بود که   آیه 23 از زُمَر   نازل شد و قرآن را به عنوان (اَحسَنُ الحَدیث ) معرفی کرد .  این شان نزول با تغییرات متفاوتی در تفسیر کَشّافِ زمخشری  ( جلد 4 صفحه 123 ) و تفسیر قُرطُبی و آلوسی و اَبُوالفُتوح رازی و غیر آن ذیل آیات مورد بحث آمده است  . (تفسیر نمونه جلد 19 ص 431 ).  و نیز سَعد بن ابى وقّاص نقل کرده است که قرآن به تدریج بر رسولخدا نازل مى گردید و پیامبر   (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) هم آن را براى مردم قرائت می‌فرمود سپس عده اى به پیامبر گفتند: یا رسول اللّه چه خوب بود اگر خبر و حدیث تازه اى براى ما ذکر می‌نمودى  که  این آیه نازل گردید.

**  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

 

 


کلمات کلیدی :اَحسَنُ الحَدیث بودن قرآن به چه معنا است؟ کلمات کلیدی :آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
موضوع :
کلمات کلیدی :اَحسَنُ الحَدیث بودن قرآن به چه معنا است؟ کلمات کلیدی :آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


نتیجه تصویری برای قرآن کریم

 

***نسیم معرفت***


 

حدیث عشق و ایمان است قرآن

صفا بخش دل و جان است قرآن

گلی   از   گلشن    فیض   الهی

نه تنها  گل ، گلستان است قرآن

 

حیات جوامع بشری به برنامه ها و تعالیم حیاتبخش ثَقَلَین یعنی قرآن و عترت  است و اگر حقِّ ثَقَلَین رعایت می شد زندگی بشر به سوی نورانیت و سعادت و صفا و آرامش و خیر و نیکی و فلاح و رشد و کمال و تعبُّد و توحید و ... متحوِّل می شد ولی نیت پلید و دست خیانت و قدرتِ ظالمانه حاکمانِ جَور و ستم در صدر اسلام و بعد از آن ، سببِ محرومیت جوامع بشری از فیوضات و انوار ثَقَلَین گشته و این حِرمان همچنان ادامه دارد تا روزی که حضرتِ حجّت ثانی عشر مهدی موعود (عَجَّلَ اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریفَ)  ظهور فرماید .  پیامبر گرامی اسلام  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ) پیوسته مردم را به قرآن و عترت سفارش می فرمود و حدیثِ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ در منابع معتبر اهل سنت و شیعه ذکر شده است و متاسفانه امت پیامبر  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ)   به این حدیث عمل نکردند و هر خسارتی که به جهان اسلام و بشریت وارد شد و می شود به جهت پشت کردن و بی توجهی به این سفارش پیغمبر  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ)   است .  رنج و آلام و ظلم و فساد و بیدادگری و حق کُشی  و جنایت و قتل وخونریزی و غارت که در جهانِ امروز می گذرد حاصل دوری از فرامین انبیاء  (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)   و جدایی از قرآن و عترت است  . درمان و اصلاحِ بشریت دراین نسخه جاویدِ الهی و آسمانی است .   قرآنِ کریم ، فیضِ نقد و آماده از جانبِ پروردگارِ عالَم است و عَلَی الدَّوام و پیوسته باید در محضر قرآن کریم بود و با آن اُنس و اتصال داشت و از زُلالِ آیات حیاتبخش و صفابخشش بهره مند شد . محرومیت از این فیضِ بیکران موجب خسران و زیان در دنیا و آخرت است . امید است که شکرگزار این هدیه الهی و آسمانی و امانتِ حضرت نَبَوی (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ) باشیم و در همه ایام جان و دل خود را به آیات نورانیش صفا و جلاء ببخشیم . در روایتی از امام صادق  (عَلَیهِ السَّلامُ)  آمده است که فرمود :  مَن قَرَاَ القُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِختَلَطَ القُرآنُ بِلَحمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الکِرامِ البَرَرَةِ ، وَ کانَ القُرآنُ حَجیزا عَنهُ یَومَ القیامَةِ .  هر جوان مؤمنى که در جوانى قرآن تلاوت کند، قرآن با گوشت و خونش مى آمیزد و خداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نیک قرار مى دهد و قرآن نگهبان او در روز قیامت، خواهد بود. (کافى- ج 2، ص 603 -  اصول کافی، ج 4، ص 405، «کتاب فضل القرآن»، «باب فضل حامل القرآن»، حدیث 4 و 8)

 

 

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

بیستم تیر 1396 ه.ش

شانزدهم شوّال المکرّم 1438 ه.ق

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی


کلمات کلیدی :آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :صفا بخش دل و جان است قرآن
موضوع :
کلمات کلیدی :آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :صفا بخش دل و جان است قرآن


 

نتیجه تصویری برای لأغوینهم اجمعین الا

***نسیم معرفت***

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

** لَیسَ فِی مَکتَبِ الشَّیطانِ وَ الهَوَی اِلَّا دَرسُ الضَّلالَةِ وَ الشِّقاوَةِ  و ...  

یَهوِی و یَهبِطُ وَ یَسقُطُ الأنسانُ بِسَبَبِ العِصیانِ وَ الهَوَی النَّفسانِیَّةِ وَ التَّسویلاتِ الشَّیطانِیَّةِ ، اِلَی الدَّرَکاتِ الشَّقاوِیَّةِ وَ المَراتِبِ الرَّدِیَّةِ وَ الدَّنِیَّةِ وَ یَدخُلُ بِذلِکَ فِی تِیهِ الضَّلالَةِ وَ الحَیرانِیَّةِ وَ یِسقُطُ فِی قَعرِ الحَیوانِیَّةِ وَ الحَضیضِ البَهیمِیَّةِ. قالَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالَی :  وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ ( سورةُ الاأحزاب الآیة 179 ) .

اَلنّارُ النَّفسانِیَّةُ ، نارُُ مُشتَعِلَةُُ فِی ضَمیرِ الأِنسانِ بِسَبَبِِ مِنَ الأَسبابِ نَحوَ الکِبر و الحسد و الحِقد و البُخل و الحِرص و الطمع و غیر ذلک و یَبعُدُ الأنسانُ بهذه الصفاتِ الرذیلة عن الکمالات الأنسانیة و التقرب الألهیة و جوارِ رحمةِ ربِّ العالمین و مَتَی اشتَدَّت ناریَّةُ نفسانِیَّتِهِ زادت آثامُه و معاصیهِ و تَوَغَّلَ فی العصیان و الخَطأ و الضلالة و الغَوایة و مَآلُهُ و مَرجَعُهُ الی الخسران العظیم . قوله تعالی :  خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ .  ( سورةُ الحج الآیة 11) وَ رُبَما یَحرُمُ من کل خیر و کمال و یَرتَکِبُ کُلَّ فعلِِ قبیحِِ و شَرِِّ و یَصیرُ دائما قَرینَ شیطانِِ مَریدِِ و بِئس القَرین. قولُهُ تعالی :وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ ( سورة الزُّخرُف الآیة 36) و لَیسَ فِی مَکتَبِ الشَّیطانِ وَ الهَوَی اِلَّا دَرسُ الضَّلالَةِ وَ الشِّقاوَةِ و العداوةِ و البَغاضَةِ  و الشِّقاقِ و النِّفاق وَ الَّنزْغِ و الشَّنَئانِ و الحِقد و الکبر و الحسادة و سوء الظن و الخسرانِ .  و هذه الصفاتُ و الآثارُ المَشؤمةُ مُوجِبةُُ لسقوط الانسان و هلاکَتِهِ . 

وَاعلَم اَنَّ فلاحَ الأنسانِ اَلمُتَوَّجِ وَ المُکَرَّمِ  مِنَ اللهِ تَعالَی بِتاجِ الکَرامَةِ  ، فِی غَلَبةِ نورانِیَّتِهِ علی ناریَّةِ نفسانِیَّتِهِ و (قال رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم : اَشجَعُ النّاسِ مَن غَلَبَ هَواهُ)   و سعادتُهُ الأبَدیّةُ فی اطاعَتِهِ لله العزیز الکریم و مِعراجِیَّتُهُ و عُروجُهُ الروحانیةُ و النورانیةُ فی جَنب عُبودِیَّتِهِ لله تعالی و رُوِی عَن الصّادق علیه السلام فی مِصباحِ الشریعة : ا اَلْعُبودِیَّةُ جَوْهَرَةٌ کُنْهُهَا الرُّبوبِیَّةُ   و لِذلک جُعِلَتِ الصلوةُ مِعراجاََ للأنسان وَ اشتُهِرَ فِی الألسِنَةِ هذالکلام من رسول الله (ص) : اَلصَّلوةُ مِعراجُ المُؤمِنِ و جُعِلَتِ الصلوةُ قُرَّةَ عَینِِ لِلرَّسولِ المُکَرَّمِ  (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) .

وَ اعلَم اَنَّ اِبلیسَ اَقسَمَ بالله لِأِغواء النّاس و انحرافِهِم و شِقاوَتِهِم و قال الشیطانُ لعنةُ اللهِ علیه فی حال العصیان جرئةََ علی اللهِ : قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ * إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ ( سورة ص الآیة 82-83)  و رُوِیَ   : اَلنّاسُ کُلُّهُم هالِکُونَ اِلَّا العالِمُونَ وَ العالِمُونَ کُلُّهُم هالِکُونَ اِلَّا العامِلُونَ وَ العامِلُونَ کُلُّهُم هالِکُونَ اِلَّا المُخلِصُونَ وَ المُخلِصُونَ فِی (عَلَی) خَطَرِِ عَظیمِِ ( نُقِلَ هذا الکلام بأشکالِِ مُختلفة فی الکُتب کما فی مَجموعةِ الورّام عن النبی (ص) و  فی مصباح الشریعة عن الصادق (ع) و  نُقِلَ ایضا  فی جامع السعادات للمحقق النراقی ره ) . 

یَابنَ آدَمَ لاتَکُن مِمَّن وَطِئَتهُ سَنابِکُ الشَّیاطینِ و لاتَکُن مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ فَشَقِیَ وَ وَیلُُ لِمَن کان اِلهُهُ هَواهُ . قَولُهُ تَعالی : أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلی‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلی‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلی‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ یَهْدیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ ( سورة الجاثیة الآیة 23)  واعلم ان مَنشأ الخُصومات و النزاعات و التنازعات و المشاجرات و الأنحرافات یکون فی نسیان ذکرالله تعالی و منشأه اِستحواذُ الشیطان  علی الأنسان و غلبةُ الهوی علیه و الأشتغالُ و الأتکالُ بغیر الله تعالی و کثیرامّا یقول استاذُنا المرحوم آیة الله العظمی الشیخ اسماعیل  الصالحی المازندرانی فی اَثناء الدرس الخارج للأصول و الفقه :

بِکَثرَةِ اشتِغالِنا بِکارِنا   لَیسَ لَنا کارُُ بِکَردِگارِنا

و  فی الختام یلزم للأنسان من جهة الأِنتِباه و التَّنَبُّه و الأتِّعاظ مرورُ هذه الآیات فی ایامِ الأُسبوعِ  :

** أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلی‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلی‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلی‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ یَهْدیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ ( سورة الجاثیة الآیة 23)

** أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکیلاً ( سورة الفرقان الآیة 43)

** وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ( سورة الأعراف  الآیة 176)

** فَإِنْ لَمْ یَسْتَجیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّما یَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ .  ( سورة القصص   الآیة 50)

** اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ .( سورة المجادله  الآیة 19)

** أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ .( سورة یس   الآیة 60)

** وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبیناً . ( سورة الأسراء  الآیة 53)

** الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ .( سورة البقره   الآیة 268)

و نِعمَ ما قال العارفُ و الشاعر المعروف  الحافظ الشیرازی بالفارسیة :

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا

ورنه  آدم نبرد  صرفه ز شیطان رجیم

الرّاقمُ للسُّطور : السیداصغر سعادت میرقدیم اللاهیجی

ترجمه : 

در مکتب شیطان و هوای نفس جز درس گمراهی و بدبختی وجود ندارد ...

انسان به سبب نافرمانی و عصیان نسبت به خداوند و پیروی از هوای نفس و به واسطه تسویلات و تزیینات شیطانی ، به  پستی های شقاوت و بدبختی و مراتب پست و انحطاط حیوانی سقوط می کند و به سبب آن در چاه گمراهی و سرگردانی داخل می گردد و در قعر حیوانیت و حضیض بَهیمیّت سقوط می نماید . در سوره اعراف آیه 179 خداوند چنین می فرماید :  وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ . به یقین ، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم آنها دلها [ عقلها ] یی دارند که با آن ( اندیشه نمی کنند ، و ) نمی فهمند و چشمانی که با آن نمی بینند و گوشهایی که با آن نمی شنوند آنها همچون چهارپایانند بلکه گمراهترند  اینان همان غافلانند ( چرا که با داشتن همه گونه امکانات هدایت ، باز هم گمراهند ) !

آتش نفسانی ، آتشی است که  به سببی از اسباب مانند کبر و حسد و کینه و بخل و حرص و طمع و ... در درون انسان شعله ور است و بواسطه آن   آدمی از کمالات انسانی و تقرب و قرب الهی و از جوار رحمت الهی دور می گردد و هر اندازه آتش نفسانی شدت بگیرد و شعله ور تر گردد گناهان و معاصی انسان افزایش پیدا می کند و بیشتر در عصیان و معصیت و خطا و گمراهی و ...  فرو می رود  و عاقبت و سرانجام  و برگشت چنین انسانی به سوی خسران و زیان بزرگ است .
خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ . ( به این ترتیب ) هم دنیا را از دست داده اند ، و هم آخرت را و این همان خسران و زیان آشکار است!( سوره حج آیه 11 )

و چه بسا آدمی بواسطه آتشفشان نفس و هوی و هوس های نفسانی و شیطانی از هر خیر و کمالی محروم گردد و مرتکب هر کار زشت و بد و شر شود و در نهایت دایما و پیوسته قرین و همدم شیطان رانده شده باشد که او بد همدمی خواهد بود . خداوند در آیه 36 از سوره زُخرُف چنین می فرماید :   وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ .و هر کس از یاد خدا روی گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست!  و نیست در مکتب شیطان و هوی و هوس نفسانی مگر درس گمراهی و شقاوت و بدبختی و دشمنی و بغض و جدایی و اختلاف و نفاق و دورویی و  فتنه و فتنه انگیزی و خصومت و کینه و کبر و تکبر و حسادت و سوءظن و خسارت و زیان  و این صفات و آثار شوم موجب سقوط انسان و هلاکتش می گردد . 

بدان که فلاح و رستگاری انسان که از طرف خداوند به تاج کرامت مکرَّم است ، در غلبه نورانیت او بر نارِیّت نفسانیتش می باشد و پیامبر اکرم ص فرمود : شجاع ترین مردم کسی است که بر هوای نفسش غلبه نماید و بدان که  سعادت ابدی انسان در اطاعت و پیروی نسبت به خداوند عزیز و کریم می باشد و معراجیت و عروج روحانی و  نورانی آدمی در جَنب و کنار عبودیت خداوند متعال است  و در مصباح الشریعه از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : الْعُبودِیَّةُ جَوْهَرَةٌ کُنْهُهَا الرُّبوبِیَّةُ . و روی این جهت نماز معراج انسان قرار داده شده است و در بین مردم مسلمان این کلام و سخن از رسولخدا  ص مشهور است که آن حضرت فرمود :   نماز معراج مؤمن می باشد و نیز نماز چشم روشنی و نور دیدگان پیامبر ص قرار گرفته است .  و بدان که ابلیس خبیث قسم خورده  به خدا که بنی آدم و مردم را به اغواء و گمراهی و انحراف  بکشاند و آن ملعون که لعنت خدا براو باد در حال عصیان با جسارت به خداوند چنین گفت : قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ * إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ . ( سورة ص الآیة 82-83) . گفت: «به عزّتت سوگند ، همه آنان( بنی آدم و انسان ها )  را گمراه خواهم کرد ، مگر خاصان از بندگانت را که دل از غیر بریدند و برای تو خالص شدند. 

و در روایتی چنین آمده است : اَلنّاسُ کُلُّهُم هالِکُونَ اِلَّا العالِمُونَ وَ العالِمُونَ کُلُّهُم هالِکُونَ اِلَّا العامِلُونَ وَ العامِلُونَ کُلُّهُم هالِکُونَ اِلَّا المُخلِصُونَ وَ المُخلِصُونَ فِی ( عَلَی) خَطَرِِ عَظیمِِ  . : یعنی مردم همه  در هلاکتند مگر   عالمان و اهل علم  ، و علماء نیز در هلاکتند مگر آنها که‌ عامِل و اهل عمل هستند و عاملان نیز درهلاکتند مگر آنها که مُخلِص هستند  ، و مُخلِصان  نیز تازه در خطر عظیم وبزرگ می باشند  . ( این سخن به اشکال مختلفه نقل شده است چنانکه در مجموعه ورّام از پیامبر ص و در مصباح الشریعه از امام صادق نقل شده است و همچنین این کلام در جامع السعادات محقق نراقی نیز آمده است )  

ای فرزند آدم از کسانی مباش که  سُم های شیاطین او را پامال و خُرد کرده باشد و نیز از کسانی مباش که پیروی هوی و هوس خویش کرده و نگون بخت و نگونسار و بدبخت شده است. خداوند متعال در سوره جاثیه آیه 23 چنین فرمود : أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلی‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلی‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلی‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ یَهْدیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ ( سورة الجاثیة الآیة 23) . پس آیا دیدى آن کسى را که معبود خویش را هواى خود قرار داده و با این که حق را شناخته است خدا او را در بیراهه گذارده و بر گوش و دلش مهر نهاده و بر چشمش پرده افکنده است ؟ با این وصف، پس از خدا چه کسى او را به راه خواهد آورد ؟ آیا درباره این گونه افراد نمى اندیشید تا پند گیرید ؟ و وای به حال کسی که اِله او هوی و هوسش باشد .  و بدان که سر منشأ خصومت ها و نزاع ها و تنازعات و مشاجرات و اختلافات و انحرافات در فراموش کردنِ ذکر و یاد خداوند متعال است و منشأ و ریشه این نسیان نیز تسلط شیطان و غلبه هوی و هوس بر انسان و اشتغال و اتّکال آدمی به غیر خدا است و بارها استاد ما مرحوم آیة الله العظمی  شیخ اسماعیل صالحی مازندرانی در خلال درس خارج اصول و فقه   این شعر را  می خواند  :   بِکَثرَةِ اشتِغالِنا بِکارِنا  لَیسَ لَنا کارُُ بِکَردِگارِنا  یعنی
یعنی آنقدر با کارهای گوناگون مشغولیم که دیگر کاری به کردگار وآفریدگار مان  نداریم!!!

و در پایان لازم است که انسان در طول ایام هفته جهت  بیداری و تنبه و پندپذیری این آیات را مرور نماید :

** أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلی‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلی‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلی‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ یَهْدیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ ( سورة الجاثیة الآیة 23)

پس آیا دیدى آن کسى را که معبود خویش را هواى خود قرار داده و با این که حق را شناخته است خدا او را در بیراهه گذارده و بر گوش و دلش مهر نهاده و بر چشمش پرده افکنده است ؟ با این وصف، پس از خدا چه کسى او را به راه خواهد آورد ؟ آیا درباره این گونه افراد نمى اندیشید تا پند گیرید ؟

** أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکیلاً ( سورة الفرقان الآیة 43)

** وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ( سورة الأعراف  الآیة 176)

** فَإِنْ لَمْ یَسْتَجیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّما یَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ .  ( سورة القصص   الآیة 50)

** اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ .( سورة المجادله  الآیة 19)

** أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ .( سورة یس   الآیة 60)

** وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبیناً . ( سورة الأسراء  الآیة 53)

** الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ .( سورة البقره   الآیة 268)

وچه زیبا گفت عارف و شاعر شهیر و نامدار حافظ شیرازی :

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا

ورنه  آدم نبرد  صرفه ز شیطان رجیم

نویسنده متن : سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

الراقم للسطور : السیداصغر سعادت میرقدیم اللاهیجی


** حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی



کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :درمکتب شیطان جزدرس گمراهی و بدبختی نیست
موضوع :
کلمات کلیدی :درمحضرقرآن کریم کلمات کلیدی :درمکتب شیطان جزدرس گمراهی و بدبختی نیست


   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز